کتاب سقوط آزاد

اثر ویلیام گلدینگ از انتشارات مروارید - مترجم: سهیل سمی-داستان فلسفی

این رمان، درباره‌ی آدم‌ها و تعاملات آن‌ها و در کل درباره‌ی انسان مدرن است. این داستان به نمایش دوران جنگ جهانی دوم اختصاص یافته و داستان در فضایی تیره و غم‌انگیز شکل گرفته است. داستان، با محوریت جوانی روایت می‌شود که شور جوانی و عشق به سراغ او آمده است ولی با ورود ماجرای جنگ جهانی دوم به داستان، نشان داده شده که واقعه‌ای مثل جنگ با این‌گونه جوان‌ها چه می‌کند. در این رمان، هواپیمای حامل بچه‌های مدرسه در نزدیکی یک جزیره متروکه سقوط می‌کند و آن‌ها بدون سرپرست موظف به اداره‌ی خودشان می‌شوند. پس از مدت کوتاهی جمعیت قانون‌گریز با توسل به اهرم‌های زر، زور و تزویر، جمعیت را به سوی وحشت می‌کشانند.


خرید کتاب سقوط آزاد
جستجوی کتاب سقوط آزاد در گودریدز

معرفی کتاب سقوط آزاد از نگاه کاربران
از ابتدا تا انتهای کتاب، راوی می‌خواهد بداند چه زمانی آزادی عمل خود را از دست داده و مسئول کارهایی که می‌کرده نبوده است و برای این کار زمان را زیرورو و وارسی می‌کند... صداقت راوی با خودش و ماجراها و آدم‌های اطرافش فوق‌العاده است و باید بگویم من این کتاب را که به نسبت کتاب سالار مگس‌ها بسیار فردی‌تر بود، خیلی بیشتر دوست داشتم.

مشاهده لینک اصلی
این کتاب به تمام و کمال نشون میده که هر لحظه از زندگی وقتی به عقب برگردیم و رفتارهامون رو مرور بکنیم حتمن در یک برهه از زمان میبینیم که چقدر احمقانه رفتار کردیم...در حالیکه دقیقن در اون نقطه از زمان تشورمون از خود بیرونیمون و درونیمون منطقی ترین و انسانی ترین فرد بوده

داستان نقاشی که در پسترین و فقیرترین بخش جامعه شخصیتش شکل میگیره... به واسطه استعدادش در نقاشی میتونه وارد جمع های مختلفی بشه...اما درک واضحی از محیط پیرامونش نداره
اتفاقات و جریان ها باید اونطور شکل بگیرن که اون خواسته
ادمهایی که بعد از سالها در ذهنش موندن کسایی هستن که در هر دوره از بلوغ فکری و سنی ولو با یک جمله تاثیر روش گذاشتن و خط فکریش رو سمت و سو دادن

ابتدای داستان کمی کند پیش میره
کمی هم ترجمه سهیل سمی سختش میکنه اما چند فصل که میگذره و با شیوه روایی داستان اشنا میشیم...وارد فضاش میشیم
کتابی نیست که بگم همین الان بخونیدش اما خب اگه کتاب دیگه ای نبود که فکرکنید لازمه خونده بشه از طرفی هم نمی خاهید با خوندن یک کتاب فقط وقتتون بگذره...میتونید این کتاب رو دست بگیرید

مشاهده لینک اصلی
@ من مجموع آنها است. این بار خاطرات را با من حمل می کنم. انسان موجودی لحظه ای نیست، جز بدن بدنی و واکنش لحظه ای نیست. او مجموعه ای باور نکردنی از خاطرات و احساسات مختلف، فسیل ها و رشد مرجان است. من مردی نیستم که پسر بچه ای بود که به درخت نگاه می کرد. من یک مرد هستم که به یاد می آورد که یک پسر به دنبال یک درخت است. @\nمن نمی توانم کمک کنم اما احساس می کنم که نویسنده ای که پروردگار برجسته مگس ها را بر عهده داشت، بسیار کم ارزش شده است و از این که او سزاوار خارج شدن از محافل علمی است قدردانی می شود. اگر چه این رمان ممکن است به عنوان قدرتمند به عنوان Goldings Magnum Opus نباشد، اما همچنان مراقبه دردناک در مورد آزادی انسان، احتمال و شکست بین دو ذهنیت در دنیای پست مدرن ما است. به این ترتیب، سلپیسیست روایت، نسبتا مفهومی از ناسازگاری ضروری ذهن در اطراف او، تنهایی او، و ناامیدی و ناامیدی را که در آن نتیجه می شود، کاملا منطبق می کند. ساممی Mountjoy گذشته خود را با امید تلاش برای درک دقیق زمان، مکان و چگونگی آزادی خود از دست می دهد. Golding که یکی از نویسندگان سرسختانه دوران کودکی است، ما را از طریق زندگی جوان Sammys، تحسین بی گناهان ما، به نوجوانی و کشف و کشف آن می برد که از جنبه های جنسی است. نوشتار صادقانه و بی رحمانه است، با نمونه هایی از اشعار، اما سبک شناسی نگران Goldings با این رمان نیست. او، البته، از زیبایی شناسی مدرنیستی یک POV ذهنی میگیرد، روایت که همه در اول شخص است، اما مدرنیستهای پیش از آن که بر روی یک نسخه از واقعیت کالیوودوسکوپی متمرکز شوند، از جمله POV های مختلف، رمان Goldings همانطور که در بالا نوشتم، دردناکی استدلالی است گفتگو کوچکی وجود دارد، بیشتر آن تقسیم شده است، و اغلب بیانگر عدم ارتباط در قسمت Sammys است. @ ارتباط ما شور و شوق و ناامیدی ما است. @\nشخصیت ها از طریق چشم Sammys دیده می شود و قضاوت می شوند، و ما هرگز به طور دقیق، دقیق و دقیق نمی دانیم. آنچه ما ارائه می دهیم، Sammys @ ideas @ از آنها است، اهمیت آنها در زندگی او. او با خاطرات تلخ و شیرین خود با برادووی که بسیار شبیه اوست، تقریبا Dostoevskyan، به یاد می آورد که چگونه او توسط دیگران مضر، و چگونه او را به پایان برساند از بین بردن کسانی که او را دوست داشتم. شخصیت های این رمان افراد گناه و خون در حق خود نیست - آنها Sammys جهنم و بهشت، گناهان او، رستگاری او. همه ما منشاء، مرکز، حوزه نهایی آگاهی ما و دیگران در ارتباط با خودمان هستیم. بنابراین فراتر رفتن از محدودیت های ذهنی و @ empathize @، به این ترتیب، در عصر پست مدرن، که در آن ذهن ها نمی توانند یکدیگر را درک کنند، به مفهوم خیالی تبدیل شده اند، بین ذهنی بودن نمی تواند به دست آید، در حالیکه ارتباط تنها سر و صدا و بلبل است. @ پرچ ها به ما می پیوندند و با این حال برای همه ی لذت های ما هیچ چیزی را به اشتراک نمی گذاریم، اما حس ما از تقسیم کردن. @\nاین رمان هرگز به اندازه آنچه که برای رسیدن به آن نیازمند نیست، به دست می آید، اما بسیاری از چیزهای دیگر را در این فرایند به دست می آورد. به غیر از بررسی امکانات و آزادی انسان، در فصل های آخر، دیالکتیک بین تفسیر عقلایی است که علم انسان را به دقت در یک جهان مادی قرار می دهد و معنویت دین و ساخت آن مرد به عنوان معاون خداحافظی. این دیالکتیک علم / مذهب به خودی خود اهمیتی ندارد، اما به خاطر Sammys به عنوان او به این نتیجه می رسد:Uessess می گویند که یک مرد یک قاره کامل است، بی معنی است که بگوییم که هر یک از آگاهی یک دنیای کامل است، زیرا هر یک از آگاهی دنیای دوازده @\nGolding بیش از مردی است که پروردگار مگس را نوشت، هرچند که خود به اندازه کافی برای ویران کردن میراث او در ادبیات بریتانیایی بریتانیا بود. او همچنین نویسندۀ سقوط آزاد است: یک رمان که به موضوعاتی از قبیل وجود پست مدرن، آسیب پذیری انسان و تلاش های بیهوده اش در شناسایی و @ knowledge @ که ممکن است برخی از امنیت را به خود جلب کند، سوالاتی را مطرح می کند. در چارچوب قطعی چیزهایی که هر انسان مجموعی از آن چیزی است که برای او اتفاق افتاده است، جایی که او راحت @ تاثیر اجتماعی، سیاسی، و نفوذ شخصی است، چه امیدی برای آزادی وجود دارد .... یا چیزی که آیا آزادی به هر حال؟

مشاهده لینک اصلی
من این کتاب را خیلی دوست داشتم که در تلاش برای بیان افکار من است. همه چیز در مورد آن شگفت انگیز بود. این یک صفت ناکافی است. @ Enchanting @ مناسب تر است. هرگز William Golding هرگز خواند. من واقعا این کتاب را بخاطر داشتم که برای 1 دلار بود و پوشش خیلی سرد بود (پوشش من نشان می دهد که یک مرد ناتنی به شهر افتاده است). سپس، در انتظار یک سوار اتوبوس شش ساعته خداحافظی، تصمیم گرفتم آن را چک کنم. هولییی ... من مرا دور زد. نوشتن شگفت انگیز است. این یک رمان جریان آگاهی است که معمولا من دوست ندارم زیرا آن توسط طرفداران به سختی انجام می شود. اما گلدینگ آن را به یک سطح کاملا جدید تبدیل کرد. شخصیت و راوی، Samual Mountjoy، یک هنرمند است که زمانی کهLost his freedom @ را یادآوری می کند. (صادقانه، من نمیتوانستم کمک کنم اما فکر میکردم که ناعادلانه این بود که Mountjoy باید یک هنرمند معروف و یک راوی واقعا واقعا خوب باشد.) به هر حال ... بنابراین Mountjoy طول می کشد ما را از طریق زندگی خود، با او نیمه عادی Ma، گرایش های کمونیست ، عشق با گوسفند با بیتریس و تجربه زندانی جنگی است. بنابراین داستان فوق العاده جالب است. اما اساسا، موضوع اصلی فوق العاده مورد علاقه من در مورد این کتاب، خودآزمایی است که Mountjoy خود را تحت تاثیر قرار می دهد. Golding دارای یک راه با کلمات است، که به جای صدای ظالمانه، عمیق و عمیق است. نوشتن کاملا جادویی است. شیوه ای که او را توصیف می کند، احساس می کند که شما خواندن یک نقاشی یا خواندن یک قطعه موسیقی را انجام می دهید. این فقط شگفت انگیز است. افسانه های شخصی خود تنها در انتهای آن ظاهر می شوند، اما حس عذاب و نفرت از ستون رمان تشکیل شده است. آن را به طور مداوم تعجب می کند - چرا او بسیار ناامید به دست آوردن آزادی او را دوباره؟ چه کاری انجام داده یا چه اتفاقی برای او افتاده است؟ (به نظر می رسد هر دو است.) راه ارتباط او با فلسفه ها (ابتدا او می گوید که او تمام فلسفه های اصلی را مورد آزمایش قرار داده است و آنها مانند دیوانگی اش بر روی دیوار آویزان است - هیچ کدام کاملا مناسب نیستند)، درباره شخصیت انسان، عمق هر دو خود و کسانی که او را تحت تاثیر قرار داده است ... واقعا زیبا است. آه من این کتاب را دوست دارم!

مشاهده لینک اصلی
این کتاب مورد علاقه من است. این برای داستان درست نیست - هرچند که بسیار جالب است - برای هوشمندانه پیچ و تاب بودن - هرچند هوشمندانه - این نیست؛ زیرا این نشان دهنده یک دوره کوتاه از وضوح است که یکی از نویسندگان بزرگی از زمان ما واقعا درگیر با کسب و کار از آنچه که انسان است همه چیز در مورد. Golding در اینجا یک نابغه ظریف را تمرین می کند و فقط حقایق را برای شما تعریف می کند. در اینجا لزوما پاسخ به این حقیقت را می دهد، اما او می گوید آنچه شما می دانید، به طریقی که نمی توانید آنرا بگوئید - و به نوعی تسخیر کننده آن است که می داند او دیده و احساس می کند که چه چیزی دارد. این کتابی است که توسط یک غربی ادبی نوشته شده است و آنچه در اینجا پیدا میکنید بستگی دارد به اینکه چه چیزی را به ارمغان میآورید و در چه نقطه ای در زندگی شما وارد میشوید. اینجا قطعه ای از یک پاساژ است که به من رسید - اگر آنها سرما را ترک کنند، شاید بعدا دوباره بیافتی: تاریکی من به ماشین تحریر می رسد با انبرهاش تاریکی شما با انقباض های شما می آید و یک کتاب را می بیند. بیست حالت تغییر، فیلتر و ترجمه بین ما وجود دارد [...] فراخوان عمیق به عمق. ارتباط ما باید از ضروریات نادرست باشد؛ زیرا ما موجودات افتاده هستیم، اما ما باید از نیازها تلاش کنیم. [...] من تیک بزنم. من وجود دارم. من هجده اینچ بر روی پرچم سیاه و سفید شما خواندید، من در جای شما هستم. من در یک جعبه استخوانی بسته شده و سعی دارم خودم را بر روی کاغذ سفید بزنم. پرچم ها به ما ملحق می شوند و در عین حال، برای همه شور و شوق، ما تنها چیزی که ما از تقسیم آن به اشتراک می گذاریم وجود ندارد. برای همه کتابی وجود ندارد، اما شاید برای شما یک کتاب باشد ... به 3 عدد خبرنامه سالیانه #prizes مراجعه کنید. .

مشاهده لینک اصلی
* در طول این کتاب، و داستان deäÿiåÿ planlanmasä ± بی عیب و نقص رخ داده است. من هنوز نمیتوانستم داستان را از دست بدهم ** پاراگراف بیش از حد کامل و شخصیت گروه مونجو زندگی، سرنوشت، عشق انجام دهید، بسیاری از خانه های به ایده های شخصیت تیم ± ناکایا ناکای ± تیم iåÿlemiåÿ و غیره دین، ترانه سرا در این اجلاس، یک شخصیت ± AVF خوانندگان من ناسا ± بازدید کنندگان بازتاب ± TA ± این یک کتاب مانند سخنرانی متخصص در مورد داستان قصه است.

مشاهده لینک اصلی
من تعجب می کنم که گاهی اوقات ما خودمان را گول می زنیم، وقتی که به اقدامات گذشته نگاه می کنیم و بر عواقب آن تأثیر می گذاریم. ما چگونه می توانیم، با توجه به این که ما باید با خودمان و حافظه ای از آنچه که هر روز انجام می دهیم، ما را در این زمین سپری کنیم؟ @ شما با خودتان زندگی می کنید؟ @ یک سوال از منظر بیرونی، یک سوال است که نمی تواند چیزی جز لفاظی باشد؛ چه چیز دیگری برای انجام دادن وجود دارد؟ یک سوال پرطرفدار است که من درگیر آن شده ام (بیشتر در پاندورا پاندورا ممکن است قبل از گفتن @ Fuck it @ و همه چیز را به هم بزنم): چه نتیجه گیری می کند یک فرد با خودکشی تمایلات در مورد اقدامات خود را در بر دارد؟ آیا او همیشه کوتاه می آید؟ سام مونتجیو، راوی این داستان، زمانی که یک راه را برای دیگری انتخاب می کند، به دنبال یک لحظه در زندگی اش می رود. با هر حافظه، او می پرسد، @ اینجا @ و تا زمانی که در اواخر داستان، پاسخ این است،No. نه اینجا. @ نزدیکتر به این معیار دلخواه تسلیم می شود، بیشتر او نشان می دهد موضوع گناه است که با گفتن ضعیف تر می شود. لحظه ای که نشان داده شد، هر دو زمان و چه چیزی اتفاق می افتد، قانون دوم با جرم جنایت غیرانسانی تحمیل می شود. پروسس قرمز متراکم و عالی است و در حالی که در لایه های آن پیچیده شده است، می توانم با پرسش های مونتجویاس و آشوب ها همدردی کنم. هنگامی که یک گام به عقب بر می گردم، هر چند، وقتی احساس کردیم که @ Raefer Madness @ را تماشا کردیم، احساس می کردم که: \"مریم جی، شما را به اندازه کافی دیوانه می کند تا شخص دیگری را بکشد؟\" در مورد کتاب Goldings، تعجب می کنم که آیا او با اعتراض خود در رابطه با رابطه جنسی و عشق و روابطی که بدون داشتن دیگری داشت، مخالفت می کرد. به نظر من، من به اندازه کافی کنجکاو نیستم که به این موضوع نگاه کنم (حتی در سطح ویکی)؛ من امیدوارم، هر چند که او از طریق چیزی مانند راوی خود نمی رود. پسر واقعا باید خنک شود

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب سقوط آزاد


 کتاب به سوی دنیایی زیبا
 کتاب نجواهای جزیره
 کتاب معمای تاریکی
 کتاب سینما شهری
 کتاب خوشحالی مومو
 کتاب بیشتر و بیشتر می خواهم!