کتاب تانگوی شیطان

اثر لاسلو کراسناهورکایی از انتشارات نگاه - مترجم: سپند ساعدی-داستان فلسفی

بعضی چون سوارکاران بر صندلی‌هایی با روکش چرم مصنوعی قرمز نشسته‌اند، گوشی تلفن در یک دستشان است و فنجانی قهوه که بخار از آن بلند می‌شود در دست دیگرشان. در سرتاسر اتاق زنانِ پا به سن گذاشته‌ای که به چوب جارو می‌مانند پشت ماشین تحریرهایشان نشسته‌اند و با انگشت به دکمه‌ها نوک می‌زنند.


خرید کتاب تانگوی شیطان
جستجوی کتاب تانگوی شیطان در گودریدز

معرفی کتاب تانگوی شیطان از نگاه کاربران
یک داستان هوشمندانه با یک خوابیده خوشمزه در دم خود. هیچکس مانند این نویسندگان اروپایی نمی کند. Satantango با حسsuffocating از غم و اندوه، @ برای همه نیست. بیشتر سرقت NRs فیلم قفسه و \u0026 amp؛ تماشای BÃ © la Tarrs looong، فراموش نشدنی، فیلم فرقه: http: //www.imdb.com/title/tt0111341/Bet heres rub: حتی فیلم برای همه نیست - آیا من اشاره به فرقه؟ ویرایش: 23/5 / 15 بررسی فوق العاده کتاب: http: //www.nybooks.com/articles/archi ...

مشاهده لینک اصلی
یک بار دیگر، من یک مرور کامل نوشتم و پس از آن، به عنوان من در مورد ذخیره آن، من به طور تصادفی تغییر صفحه نمایش و حذف آن. این درخشان بود. این واقعا بود من دو ساعت روی آن گذشتم. حتی ارتباطات خوبی با Goethes Faust (زنگ های عید پاک اعلام کرد که قیامت و Walpurgisnacht را اعلام می کنند) و بازگشت ابدی نیتشس ها را هم انجام دادم. من معتقدم که روح کتاب را با حذف این بازبینی دستگیر کرده ام. Absurd.I آن را بسیار توصیه می کنم.

مشاهده لینک اصلی
László Krasznahorkai یک نابغه ادبی مدرن است. در مورد نویسندگان مدرن آمریکایی خود را فراموش نکنید، آنها نمی توانند شروع به مقایسه با کار Krasznahorkus. مهم نیست که آیا نام او را تلفظ می کنید یا نه. بله، این تنها نویسنده زنده است که دوره ها را نمی داند. بله، احکام او برای مدت طولانی در سراسر صفحات اجرا می شود. بله، کار او ممکن است دشوار است برای خواندن اما داستان های او شگفت انگیز است. پس بیرون از کادر راحتی خود بیایید و امتحان کنید. آن را مانند شما خود را با آمریکا، خانه های شجاع و کوچک پر از خدای ادبی خلع سلاح نیست. این داستان داستان در یک کم کوچک در وسط کاملا جایی تنظیم شده است. جامعه در امتداد کمونیسم و ​​فروپاشی قرار دارد و امیدوار است که پول زیادی به دست بیاورد و پس از خلع سلاح خود را ترک کند. در سراسر داستان بیهوشی ادامه دارد. باران مردم را از یک نقطه به سوی دیگر هدایت می کند. شخصیت ها خود را در رفتار جنسی جنسی، الکل و رقص در میخانه کوچک خود سرگرم می کنند. آنها خود را در جعبه خود و در انتظار بدترین. جامعه ترس از بازگشت دو مرد، که آنها فکر می کردند مرده: IrimiÃs و پترینا. ترس چیزی است که جزئیات Krasznahorkai با شکوفایی های زیبایی دارد: به نظر می رسد تهدید واقعی از جاهای دیگر، از جایی که زیر پایشان بود، اتفاق افتاد، هر چند که منبع آن ناچار بود نامشخص باشد: یک مرد ناگهان سکوت ترسناکی پیدا می کرد، او از حرکت می ترسید نشستن در گوشه ای که امیدوار است بتواند از او محافظت کند: حتی جویدن به یک شکنجه و بلعیدن آزار می انجامد، بنابراین در نهایت او حتی متوجه نمی شود که همه چیز در اطرافش کند شده است، و او همواره درگیر است، و سپس متوجه می شود که خروج استراتژیک او در حقیقت چیزی کمتر از فرسودگی نیست. @ Irimiás به راحتی همه کسانی که از مسیر خود عبور می کنند را دستکاری می کند. هر شخصیت جامعه به بخشی از روح شما می افتد و Krasznahorkai این داستان شگفت انگیز را به همان ترتیب که داستایوفسکی را به پایان می برد پایان می دهد و خواننده را تشنه تر می کند. این حیله، فریب، ویرانی و غم و اندوه است که این رمان را از ابتدا تا انتها پر می کند، اما هنوز هم این طعم لجوج را در دهان شما می گذارد که جلوی هر جلسه را بگیرید. من عاشق شدم و من دوره ها را نداشتم، وقتی به خواندن ادامه می دادم، نفس می کشیدم.

مشاهده لینک اصلی
یک کتابی که می خواستم به هیچکس بازگردم که نمی توانستم بگذارم. نویسنده ما را به دنبال یک پیروزی ناگوار از مردم که بدون احساس ملموس از امید به سر می برد، هدایت می کند. آنها از تجربیات زندگی و خودشان از طریق روش های گوناگون از عقب نشینی و اجتناب فرار می کنند در حالی که منتظر بازگشت شخصیت مشکوک هستند، که با قدرت صرفه جویی در آنها روبرو هستند. آنها از جزئیات نمی پرسند، بلکه اعتماد به یکدیگر را تقویت می کنند. این کتاب مراحل رقص دینی-معنوی نیهلیست پر شده است. من کتاب را به طرز شگفت انگیزی جذب کردم. شخصیت ها به عنوان یک گروه به معنای چیزی برای من بود و من می خواستم بدانم چه اتفاقی افتاده است. من در حالی که در نمادهای و معانی تمسخر آمیز بودم، صفحات را به پایان رسانیدم. بسیار زیاد است که از این کتاب استخراج و یاد گرفته شود. شکایت من، کوچک بودن آن ممکن است این باشد که فاصله های گفتاری رادیویی کمی بیش از حد بزرگ و نرم است. من دوست داشتم لنز را برای یک دقت دقیق تر تنظیم کنم. من اعتقاد دارم که پیام را می توان با فوری بیشتر با شخصیت ها و حرکات روایی تصریح کرد.

مشاهده لینک اصلی
â € شیشه ای خود را rovesciò از allargò شراب بر روی پارچه اول تشکیل یک نقاشی از بدن یک سگ ضربه و شکست، پس از آن â € \"رفتن را از طریق بسیاری از اشکال دیگر در حال تغییر و با هم تداخل دارند â €\" توسط بافت جذب شد، پشت سر گذاشتن یک است لکه خطوط نامشخص و به سختی قابل تعریف (جذب خواهد بود درست تر می گویند که از طریق پود پارچه با عجله و سپس پهن روی میز سطح ناهموار، ایجاد یک سیستم فرورفتگی در حال حاضر جدا شده، در حال حاضر بین loroâ € متصل |؟ â € œ † â ~ â € ¢ € ¢ .¸¸.â Â'¯`â € ¢ .¸¸.¤ ~ A ~ † â € ¢ € ¢ .¸¸.â Â'¯`â € ¢ .¸¸.¤ ~ A ~ † â € ¢ € ¢ .¸¸.â Â'¯`â € ¢ .¸¸.¤ ~ A ~ † â € ¢. ¸¸.â Â'¯`â € ¢ € ¢ .¸¸.¤ ~ به پایان می رسد خواندن و نیاز به نوشتن افکار و سپس به اشتراک گذاری آن را سخت به شکل گرفتن افکار نامربوط به € UNA هستند. ™ فراوانی از سیگنال ها و ابزار مطلوب خود که craftman € ™ کار contiene.Comincerò، و سپس، با یک کلمه مصادف: استادانه Proseguirò با علائم کوچک است که آنها می خواهند به دعوت به خواندن © چون واقعا ارزش pena.Io، معمولا من فقط خواندنی کلاسیک اما هر قاعده نیازهای زیبای آن eccezioni.Più روز زمانی که من کتاب را بستم بروید و من فکر می کنم که من باید استاد rileggerlo.Basta. موسیقی: تانگو! ¬ â ™ â ™ â ª ™ © â ™ â ™ «رمز و راز دلا € ™ چاپ و نشر و چیزهای دیگر با وجود موفقیت چشمگیر پس از انتشار در مجارستان در سال 1985، اولین کتاب ترجمه آن به زبان انگلیسی است تنها در سال 2012. این دو CA نسخه € ™ یک فیلم اقتباسی کار دلا € ™ این است که دلا € ™ باور نکردنی: در سال 1994 مدیر مجارستان بلا تار (از http: //it.wikipedia.org/wiki/B٪C3٪A9l ...) فیلم در یک سیاه و سفید € € œSatantangoâ ساخته شده در طول مدت بیش از هفت ساعت (!) در اینجا â € \"این ساعت، خوب کتاب در ایتالیایی ترجمه: آن 2016: 31 سال گذشته است! هنگامی که در عنوان CA € ™ € tuttoâ است | تانگوی شیطان: تانگو شیطان. شیطان، باد شر بین هر تانگو riga.Il، با این حال، به سرعت از این روایت است و struttura.Come آن شامل شکل تانگو در دوازده گام اگر شما را به شش جلو و شش indietro.Non برای € ™ شاخص به دنبال © کتاب چرا که در اینجا است â € œlibretto از balloâ € نامیده می شود. کتاب از BALLOPRIMA PARTEI: و آن این است. خبر arrivoII خود. RisorgiamoIII. دانستن qualcosaIV. موضوع از عنکبوت IV. ScucituraVI. موضوع از عنکبوت IISECONDA PARTEVI. Irimiás دارای discorsoV. چشم انداز fronteIV. رفتن به بهشت؟ با بیحوصلگی حرف زدن؟ III. از منظر dietroII. همیشه تنها مشکلات، lavoroâ € در | من. chiudeCome دایره شما می توانید در بخش اول از فصل توجه داشته باشید می از 1 تا 6 شماره، در حالی که در یک ثانیه، و سپس فروکش 6-1 € € | دایره می بندد چه کسی، کجا، چگونه و هنگامی که یک محل ناشناخته نمادین است استان مجارستانی. SA € ™ می داند که لحظه تاریخی است که از دلا € ™ اواخر دوران کمونیستی اما واقعا زمان به نظر می رسد حالت تعلیق درآمد. CA € ™ است فرو ریختن اطراف: ساختمان، همه چیز، افراد با € | باران سنگین تبدیل زمین به گل و همه چیز را در اونا € ™ medioevale.Non CA € ™ پیچیده جو هر چیزی که باعث از شما فکر می به پیشرفت کافی فن آوری به 80، Anzia € | شیفت از Gli که شخصیت های اصلی به طور عمده بر پا انجام می شود و در یک مورد، SA € ™ sgangherato.Ma یک وانت که این شخصیت ها هستند؟ گروهی از بازماندگان جان گذشته در اطراف خرابه های یک کارخانه رفته بد. وجود € ™ بلا تکلیف چسبیده به UNA € ™ انتظار ناگفته اما ترکیب توهم ناامید می توانید ترک. در واقع، هیچ کس آن چیزی را به عنوان زمانی که © می آید خبر از بازگشت از Irimiás از دست رفته برای نیمی از سال و هر کس فکر کردم مرده بود. جانی دوباره امیدوارم که این تعداد انگشت شماری از مردم از جان گذشته چسبیده به شکل از این نوع از مسیح آن را به عنوان € ™ ثانیه تنها راه برای از گل است که بلوک های آنها را دریافت کرد. فقط دو شخصیت در همه چیز اما بحث را برجسته می باشد در مورد آن از بین بردن هیچ عنوان خوانده € | داستان La است بر روی تن از تقلید مسخره امیز تئاتر انجام شده است. بسیار ساخت و ساز از جمله نیاز به توجه دقیق به ثروت از بسیاری از تابع بلکه برای تصاویر ساخته شده است. طعم و مزه â € متاسفانه من به تماشای آسمان کشنده، باقی مانده سوخته دلا € ™ تابستان مشخص شده توسط € ™ حمله ملخ ها، و دا € ™ ناگهانی در یک شاخه کوچک دا € ™ اقاقیا دیدم صرف بهار، € ™ ثانیه تابستان، لا € ™ پاییز و € ™ ثانیه زمستان، و به نظر می رسید به درک کلیت زمان به عنوان یک فریب مسخره در ساختمان حوزه دلا € ™ ابدیت، که عبور از انقطاع از هرج و مرج ایجاد داستان شیطانی یک مسیر مستقیم، عبور کردن با لا دیدگاه نادرست € ™ پوچ به نیاز â € | و خود را در گهواره متقابل و تابوت را دیدم، در حالی که هنوز UNA هم € ™ سخت قرارداد، تنها برای خود پیدا کنید، به موجب یک سفارش آمره و اجتناب ناپذیر است، به طور کامل برهنه â € \"بدون هیچ گونه نشانه ای از تمایز و یا شناسایی دا € ™ â €\" در دست گورکن، در میان sneers از آن پوست کن ماهی مشغول از بدن مرده، که می تواند میزان درک نمی از همه چیز انسان، هیچ UNA € ™ سایه ترحم، بدون اینکه حتی یک مسیر او را به عقب وجود دارد، چرا که پس © اکنون آگاه ...

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب تانگوی شیطان


 کتاب به سوی دنیایی زیبا
 کتاب نجواهای جزیره
 کتاب معمای تاریکی
 کتاب سینما شهری
 کتاب خوشحالی مومو
 کتاب بیشتر و بیشتر می خواهم!