کتاب برادران کارامازوف (2 جلدی)

اثر فئودور داستایفسکی از انتشارات ناهید - مترجم: صالح حسینی-داستان فلسفی

فئودور داستایوفسکی مدیتیشن قدرتمند در مورد ایمان، معنا و اخلاق، برادران کرامظوف با مقدمه و یادداشتهای دیوید مکداف در پنگوین کلاسیک ترجمه شده است. هنگامی که فدور کرمظوف مالک زمین وحشی به قتل رسیده است، زندگی پسرانش غیرقابل برگشت می شود: میتا، عصبی، که رقابت تلخ آن با پدرش بلافاصله او را تحت سوء قصد قرار می دهد برای برده داری؛ ایوان، روشنفکر، که شکنجه های ذهنی او را به شکست می اندازد؛ Alyosha روحانی، که سعی می کند تا شکاف های خانوادگی را درمان کند؛ و شکل سایه ای از سمیردیکوف، برادر ناتنی خود. همانطور که تحقیقات و محاکمات بعد از آن نشان دهنده هویت واقعی قاتل است، شاهد دودویی دواستیفسکی دنیایی را به وجود می آورد که خطوط بین بی گناهی و فساد، خیر و شر، تاری و هر چیز ایمان به بشریت تست شده است.


خرید کتاب برادران کارامازوف (2 جلدی)
جستجوی کتاب برادران کارامازوف (2 جلدی) در گودریدز

معرفی کتاب برادران کارامازوف (2 جلدی) از نگاه کاربران
کمتر پیش میاد که رمانی بیش از هزار صفحه داشته باشد اما هیچ فصلی از آن خسته کننده نباشد و خواننده همه ی سطر های آن را با لذت بخواند. میدانم که این جمله در تعریف از همچنین شاهکاری خیلی ساده به نظر می رسد.
نویسنده ، آیلوشا را قهرمان این اثر می داند و به شرح زندگی او می پردازد . اما او تنها قهرمان این رمان نیست، رمانی که با توصیف مرگ زوسیما کشیش محبوب آیلوشا آغاز می شود و با مراسم تدفین پسر کوچکی پایان می یابد در خود داستان های بسیاری تهفته دارد.
برادران کارامازوف قسمتی از زندگی سه برادر است که هر کدام شخصیت متفاوتی با دیگری داشته و حوادث متفاوتی در انتظار آنها است
نیازی به توصیه به خواندن این رمان نیست، زیرا سالها است که علاقه مندان کتاب این رمان را خوانده، می خوانند و خواهند خواند

مشاهده لینک اصلی
من این کتاب را سه یا چهار بار در هر دو ترجمه انگلیسی و فرانسوی خوانده ام. به زبان انگلیسی، یکی از ولونوفسکی را بگیر. من حتی نمی توانم توصیف کنم که چگونه این کتاب عالی است. اگر به هیچ دلیلی از ایوانز دو فصل و به ویژه برای بازجویان بزرگ، این کتاب به وضوح در بالاترین حد از بزرگترین ادبیات که تا به حال در هر زبان نوشته شده است. طیف وسیعی از شخصیت ها، احساسات و واکنش های شخصیت های مختلف - که کاملا به طور کامل توسعه یافته و واقع بینانه در آن مسیر خاص Dostoyevsky - باعث می شود طرح حرکت به همراه بسیار سریع است. همدردی های آنها با توجه به فیدور ما را تحقیر می کنند و در ابتدا بیدار می شوند، اما پس از آن ما شروع به احساس تاسف کمی برای فدور و تحسین Alioshas naïvetà © به عنوان ما در مورد میشا و ایوان یاد بگیرند ... فقط در این رمان عشق بسیار وجود دارد . این یکی از این کتابهای جزیره بیابانی است که بدون آن نژاد بشر فقیرتر می شود. همچنین ژوزف فرانک بسیار باهوش است که از داستایوفسکی خوشتان می آید، اگر بخواهید بدانید که چرا این کتاب آخرین و بزرگترین کتابش بود. فصل های ایوان درباره کودکان غیور و بزرگ متقاضیان در میان بزرگترین فصل هایی هستند که من تا به حال خوانده ام، کاملا جنجالی و حیاتی برای دنیای امروزه @ حقایق حقوقی @ و نفرت از عینیت.

مشاهده لینک اصلی
هنگامی که من یک ماه پیش این کتاب را شروع کردم، فکر اولیه من این بود که کاراکتر فوق العاده بود. سپس همه چیز کم شد، و سپس آنها را کندتر شد. با این حال، من درگیر شدم این موبایل من بود این جنگ و صلح من بود. تقریبا 900 صفحه من مصمم بودم که از آن عبور کنم. همه چیز ناگهانی، همه چیز در حدود نیمه راه شروع به ساختن کرد. اجازه بدهید توضیح دهم. برای سالهای زیادی فکر کردم که باید یک فرزند معتبر باشم. شما بچه ها، خانواده ام دیوانه شده اند من اصلا به این معنی نیست که سرگرم کننده ه هاها دیوانه است. منظورم این است که جوجه خام در هنگام خلع سلاح خانوادگی در افراد خشمگین شده است. در خانواده 5 نفره من، همه درجه اعتقادات مذهبی، تمام درجه اعتقادات سیاسی، چندین درجه مختلف جنسیت، سطح درآمد که از فقر تا طبقه متوسط ​​بالا، تفاوت های عمده در آموزش و پرورش و یکی از افرادی است که ذهن خواران مانند صابون اجتماعات خانوادگی همیشه استرس زا هستند و کسی به ناچار در اشک می آید. چگونه می توانم با این افراد ارتباط برقرار کنم؟ این رمان باعث شد تا متوجه شوم که اگرچه اعضای خانواده من کاملا متفاوت هستند، ما چیزی شبیه به هم دارند: ما در مورد چیزهایی که برای ما اهمیت دارد بسیار پرشور هستیم. ما کارامازوف هستیم من نمیتوانم طرح را جداگانه انتخاب کنم چون این کار انجام شده است. آنچه که من خواهم نوشت این است که در این داستان چیزهای زیادی برای فکر کردن وجود دارد. حکمت، ایمان، مذهب، عدالت، رنج، گناه، رستگاری و اراده آزاد، نشان داده شده است ... همراه با مخالفت دقیق با همه این موارد. بدون اینکه موعظه و بدون آنکه به خواننده بگوید که راه مناسب برای رفتن است، این داستان به دنبال یک خانواده از افرادی است که تمام افراط و تصورات را تجربه می کنند و با عواقب آن مقابله می کنند. از The The Idiot یاد گرفتم که این نویسنده کارشناسی ارشد انجام یک کار آهسته از طریق نیمه اول است و سپس شما را برای بقیه کتاب ها در اختیار شما قرار می دهد. در نیمه دوم، همه چیزهایی که فکر میکردم در نیمه اول کمی پف کرده بود روشن شد. در این کتاب هیچ کینه ای وجود ندارد و من در پایان بسیار دلخراش بودم. اما یک هشدار عادلانه برای همه کسانی که این رمان را به پایان می رسانند: فصل گذشته را بدون دستمال کاغذی بخوانید. من در عموم و آماده بودم تقریبا مثل زمانی بود که خواهر بزرگتر من را به سزارین انداخت و فکر میکرد خواهر کوچکتر من متوجه این موضوع نشود، اما بهتر است. خیلی بهتر.

مشاهده لینک اصلی
2014 به عنوان یک crapper واقعی در جلسه خواندن آغاز شده است. دوست دارد آن را به خاطر حواس پرتی کارها، درام خانوادگی، سرگرمی های رقابتی باور کند - اما همه ما این چیزها را داریم و زمان زیادی برای خواندن پیدا می کنیم. بنابراین پاسخ صادقانه این است که برای چند هفته من نمی توانم درک کنم که چقدر کمی از این رمان لذت بردم. و این ناامیدی من را از همه مطالب دیگر خواند. تسریع تضعیف بیسوادی خود را تحمیل کرده است. من تمام کارهای FD را تکمیل کردم، اما همه چیز دیگری که توسط او خوانده می شود، من عظیم بوده ام. داستان های کوتاه او - حتی Netochka Nezvanova - شخصیت های ثروتمند و موضوعات موضوعی را برگزار می کنند که من به آنها ادامه می دهم. جرم و مجازات یکی از پنج کار منحصر به فرد من است. من انتظار داشتم TBK را به عنوان خوانده شده خود را به عنوان آخرین قطعه پس از اتمام هر چیز دیگری از او - به عنوان خوانده شده توسط دوست tenkin tattoo و گروه خواندن افسانه اینجا در GR به آن را قبل از ادم سفیه و بیگانه - اکنون Ive تشویق شد برای تکمیل بقیه نقاشی های خودم از خودم ترسیدم. آماده پذیرفتن اینکه TBK و من از ابتدا ممکن است از مار مار ببرند. من واقعا 250 صفحه اول را چهار بار خواندم؛ در چهارم به عنوان خوانده شده از طریق من فقط مجبور شدم قبول کنم که فقدان ظرافت و مشخصه های بیش از حد کشیده نمی رفت. مسیح مانند آلوچه؟ لطفا دوباره با من حرف بزنید. دیمیتریوس دائما در شریک گفتگوی خود پرواز می کند؟ در اواسط رمان من فقط پیش رفتم و او را با یک جفت بال اژدها غول پیکر برای خودم سرگرم کردم. سپس داستان طولانی و غیر ضروری درباره سختی های جوان که متعلق به یک کتاب متفاوت است، وجود دارد. دیگ بخار پاره کننده یک داستان قتل عام است که من فقط نمی توانستم در مورد آن گله ای بگویم؛ و ضعفهای مغز / بخارها / قانون اساسی ضعیف به اندازه کافی برای من تعجب می کنم که آیا چیزی در شهرها وجود دارد. و در صورتی که خواننده به اندازه کافی توجهی به FD نداشته باشد، ابتدا 650 صفحه، ما قصد داریم آن را از دو وکیل متشکل از ضرب و شتم گوشتی که شانس ما را نداشته باشد، دریافت کنیم. در هر چیزی که احتمالا بزرگترین آگهی باشد، هرگز نباید یک Kindle Paperwhite را بدست آورده و فقط از یک کتاب ساخته شده از درختها مانند آنچه که از زمان سپیده دم برداشته شده است، بخوانید، یک عملکرد عالی و بیش از حد مهندسی است که به شما امکان می دهد تا کلیک کنید بر روی یک نام شخص در یک صفحه، و ظاهرا آن باید به شما یک جمله از اطلاعات بسیار اساسی در مورد این شخص را بدهد. بزرگ در نظریه تا زمانی که شما بر روی یک نام شخصیت کلیک کنید و آن را به شما می دهد HUGE FUCKING PLOT SPOILER REVEAL !!! شوخی نمی کنم. من تقریبا فشرده بود که ویفر نازک الکترونیکی بیش از زانو من. برای آن دسته از افرادی که یک Paperwhite داشته اند، آن را امتحان کنید: Smerdyakov. فقط لطفا آن را امتحان کنید تا زمانی که این کتاب را ندیده اید. به یاد بیاورید. مار بیت

مشاهده لینک اصلی
عبارات غم انگیز قلب را راحت می کند .... خیلی زود به حرف زدن ادامه دادم، هرچند هنوز هم هستم، اما نمی توانم آن را بگذارم. در حالی که من این را خوانده ام، هنوز در زندگی ام زندگی می کنم؟ : / اولین واکنش من در هنگام خواندن این \u0026 amp؛ در سراسر کتاب باقی می ماند قلب من در آستانه اشک بود. باور کنید اگر شما این را خوانده اید، در حال از دست دادن هستید. این خیلی صحبت می کند، حتی نمی توان حتی در مورد آن فکر کرد. این مرد یک نبوغ باور نکردنی بود که در واقع برای هر نابغه برتر بود. آنچه را که در مورد بینش فیزیولوژیک خود می گویم، همانطور که گفتم قبل از اینکه روح و روان شما را حفاری کند در حال افشای اسرار نگه دارید پنج ستاره در هر کجای این کتاب کافی نیستند. من حتی نمی دانم چگونه این قطعه نوشتاری فوق العاده را مرور کنم. اما هنوز هم دوست دارم در مورد آن حرف بزنم \u0026 amp؛ یک بررسی دقیق را بعدا خواهیم نوشت. این یک کتاب برابر با میلیون ها کتاب است، هیچ ربطی به این ندارد، هیچ چیز نمی تواند در هر سطح رقابت کند. شخصیت های قوی قوی ترین طرح من تا به حال خوانده ام. با هر صفحه عبور آن جذاب تر، تاثیر گذار تر و آمپر؛ بیشتر وحشتناکی فوق العاده است اگر کسی از من بپرسد که یک کلاسیک است که با ادبیات متفاوتی طراحی شده و همه در یک کلام است، بدون اینکه یک لحظه بیدار بمانم، می گویم @ برادر کرمظوف @ خیلی بالاتر از استثنایی است. قبل از پایان دادن به اینجا، به من اجازه دهید که مهمترین کتابی که تا کنون نوشته شده است اعتراف کنم بهترین کتابی که تا به حال خوانده ام. هورا برای کارامازوف! @ همه چیز را دوست دارم به دنبال جذابیت و عصبانیت باشید. آب زمین را با اشک های شادی خود و عشق آن اشک @

مشاهده لینک اصلی
دانی باعث رسوایی در محافل ادبیات آنلاین می شود، اعتراف می کند: من فقط دوست نداشتم خبرنگار برادران KA نماینده خوانندگان معتبر در همه جا بود، دیروز خواننده دانمارک در مقابل خانه اش را به عنوان او سعی در لغزیدن به ماشین خود، حمل مشکوک حجم ناز تحت بازوی او. به دنبال آن تلاش برای رسیدن به انتهای واکنش دنیانه است: خبرنگار: ببخشید، ما به ما اطلاع داده شده است که شما به برادران کرامظوف امتیاز سه ستاره داده اید goodreads آیا شما نظری دارید؟ دنی: Wha..aat؟ چرا من یک نظر دارم؟ و به من نگویید maâ € ™ am.R: با عرض پوزش، م ..، اما یک امتیاز که کم فقط نمی شود متوجه نیست. توضیح برای DD نامیده می شود: اوه خوب، من متاسفم، اما من فقط نمی توانستم به آن برسیم. من ایده کلی، سوال فلسفی ایده ها را دوست داشتم، اما به نظر می رسید که بین اکتشاف ایده ها - با شخصیت هایی که موقعیت های مختلف اخلاقی را نشان می دهند - و ملودرامای پر از پاتو - از هم فاصله گرفته اند. و البته تجارت علامت تجاری Dostoevsky با گناه، جرم و جنایت است. R: خب، بله صادقانه بگویم، این بخشی از نکته است. Dostoevsky رمان های فلسفی را نوشت، همانطور که باید بدانید. D: البته من از آن آگاه هستم. من حتی با بسیاری از آنچه که در رمان بیان می شود موافقم. در حقیقت، من متوجه شدم که من با ایوان در طول ملاقات طولانی خود - \"مفتش بزرگ\" - هنگامی که او به آلوشا گفت که من آن را نمی پذیرم خدا را بپذیرم، من فقط با احترام او بلیط را . من می توانم با آن ارتباط برقرار کنم. مشکل این است که من احساس کردم که نباید با ایوان موافقت کنم. به عنوان یک لوتر در حال رشد در جامعه بسیار سکولار، و نه کاملا بی اعتمادی، من احساس خیلی از موضوعات کلی ایمان، رستگاری و مجازات، و یا حداقل به نحوی که بارها و بارها آنها را در هزینه داستان ارائه شده است. دانش پراکنده من از کتاب مقدس احتمالا به شما کمک نمی کند. R: آه، و نباید تصور شود که خوانندگان جدی از منابع کتاب مقدس آگاهی دارند؟ مطمئنا این نمی تواند خطا نویسنده باشد که شما نمیتوانید جنبه های رمان را بر مبنای نادیده گرفتن خود در خصوص جزئیات کتاب مقدس بدانید؟ D: البته نه. من یک دانش کلی از کتاب مقدس دارم، و من هیچ مشکلی ندارم که همه رشته های متنی را در یک رمان بگیرم. اما گذرهای طولانی وجود دارد که در آن یک شخصیت به طور صریح و صریح و صریح و بدون شخصیت دیگر متوقف می شود و شخصیت صحبت می کند که هر چیز دیگری را انجام می دهد. این ژانر در این قسمت از رمان به روح القدس رفت و احساس کردم موعظه می شود. R: اما، اما، اما این ... بخشی از سبک Dostoevsky، پیچیدگی او، ایده های بزرگ او. D: و من عمیقا با بسیاری از ایده هایش همدردی می کنم. من با بسیاری از چیزهایی که او گفتم لمس شدم، به خصوص همه چیز که او درباره بچه ها گفت. من دوست داشتم آنچه که او درباره پدر بودن در دادگاه گفت - کاملا موافقم. در حقیقت، من کاملا با تمام صحنه دادگاه گرفته شده بودم. من می بینم که این درخشان است. R: خب، بعدا \"D\": به نظر من، می دونستم که رئالیسم سخت روسی است، اما هرگز برای من خیلی واقعی نبود. شخصیت ها واقعی نیستند. اگرچه من لحظاتی از گرايش فلسفی، معنوی و فکری را تجربه کردم، اما من فقط با مینیک، ترسناک و شدید بدبینی ارتباطی نداشتم. هر کس به نظر می رسد زرد و چهره است؛ آنها همیشه سوزان و فریاد می زنند فقرا به طور خودکار خوب بودند، ثروتمندان به طور خودکار فاسد می شوند. به نظر می رسید بیش از حد سیاه و سفید به من - مانند یک مانیفست مذهبی کمونیست، مذهبی. من می دانم او تحت تاثیر دیکنز قرار گرفته است و مانند هر فرد مدرن و شایسته ای که با آنها مشکلی را مطرح می کند، اما دیکنز نشان داد که اغلب داستایفسکی اغلب به من گفت، به همین دلیل احساساتم را مطرح کردم. در میان ترک هایی که برای خواننده به نظر می آید و متن را با هم ترکیب می کند، چیزی بین این دو وجود نداشت. همه چیز آنجا بود. حتی ویرجینیا وولف هم چنین گفت: اگر چه در یک نقطه او عمیقا او را تحسین کرد. R: شما بدون شک از نفوذ Kierkegaard در Dostoevsky آگاه هستید، پس؟ D: بله، من از آن آگاه هستم، و آن را نشان داد. Kierkegaard ایده بیش از حد زیبایی شناختی را فقط در موضع صرفا اخلاقی خود متضاد می کند و همه چیز از طریق منشور دین مشاهده می شود. او نوعی فیلسوف هستی شناسی بود که براساس دین بود، که من حدس می زنم، به همین ترتیب، داستایوفسکی نیز بود. ذهن شما، کیرکگارد، رمان را نوشت. و همانطور که قبلا گفتم، من شخصا دلتوسکی را از این ژانر جدا کردم، اگرچه فرض می کنم شما می توانید آن را مدرن تر از این رمان نامید. R: آه، و آمدن به آن: آیا شما متوجه است که آن را به صورت عینی صحبت کردن شاهکار؟ این یکی از بهترین رمانهای دنیاست؟ D: مطمئنا من! اما این چیزی نیست که دلم برایش تنگ شده باشد. این یک دلیل برای خواندن آن است. و حالا من دارم خوب؟ احساس کردم شگفت انگیز بود اما هیجان انگیز بود. من تحت تاثیر قرار گرفتم، اما آن را به من پوشید. R: Hm. من تعجب می کنم که آیا شما آگاه هستید که داستایوفسکی مدتی در حال حاضر مد در محافل ادبی است؛ این خوانندگان جدی به این موضوع رضایت می دهند، حتی عاشق، D: بله، بله، من می دانم. و من می دانم که چه چیزی دوست دارد کتاب مورد علاقه ل ...

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب برادران کارامازوف (2 جلدی)


 کتاب برادران کارامازوف (جلد دوم)
 کتاب یک فنجان ذن
 کتاب به سوی دنیایی زیبا
 کتاب نجواهای جزیره
 کتاب لوپو و تومبا
 کتاب معمای تاریکی