کتاب ولگردهای دارما

اثر جک کروآک از انتشارات روزنه - مترجم: فرید قدمی-داستان فلسفی

جک کروآک، نویسنده و شاعر سنت‌شکن و عاصی آمریکایی، در 12 مارس 1922 در خانواده‌ای فرانسوی ـ کانادایی به دنیا آمد و تا 6 سالگی حتی زبان انگلیسی را هم نمی‌دانست. با این حال او در سال 1957 با انتشار رمان «در جاده» به شهرتی عظیم رسید و یک سال بعد که کتاب «ولگردهای دارما» از او منتشر شد، جنبش عظیم کوله‌پشتی را در میان جوانان آمریکا به راه انداخت؛ جوانانی که پس از خواندن رمان کوله‌هایشان را بستند و به دل کوه‌ها و جنگل‌ها و جاده‌ها زدند.
کوراک این اثر را تحتِ تاثیر دوست شاعرش، گری اسنایدر تالیف کرده است که در رمان با نامِ جافی رایدر ظاهر می‌شود.


خرید کتاب ولگردهای دارما
جستجوی کتاب ولگردهای دارما در گودریدز

معرفی کتاب ولگردهای دارما از نگاه کاربران
The Dharma Bums, Jack Kerouac
تاریخ نخستین خوانش: ششم فوریه سال 2016 میلادی
عنوان: ولگردهای دارما؛ نویسنده: جک کروآک؛ مترجم: فرید قدمی؛ تهران، روزنه، 1392، در 312 ص، 978943344313؛ موضوع: داستانهای نویسندگان امریکایی قرن 20 م
ژان-لوئی کرواک رمان نویس و شاعر آمریکایی فرانسوی تبار؛ در 12 مارس 1922 در لوول، ماساچوست به دنیا آمد و در همان‌جا بزرگ شد، سپس در دانشگاه کلمبیا و در رشته ی فوتبال تحصیل کرد. در دانشگاه با: آلن گینزبرگ، و ویلیام اس. باروز؛ آشنا شد، و این سه تن اعضای مرکزی و بت شکنان ادبی نسل بیت شدند. از آثار معروف کرواک می‌توان به: «در جاده = در راه (1957)» اشاره کرد. ایشان در سال 1969 بر اثر خونریزی داخلی درگذشت
قهرمان اصلی رمان ری اسمیت، در اواسط دهه سوم زندگی شدیدا برای دستیابی به خودشناسی تمرکز می‌کند؛ و به باور بسیاری ری اسمیت در واقع همان جک کرواک است؛ زیرا که خود نویسنده نیز دست به سفرهای زیادی زده، و دقیقا سبک سفرهایش همانند ری اسمیت است. ری در یک سفر زمستانه به کارولینای جنوبی، و در هر شرایط آب و هوایی به مراقبه می‌پردازد. او سرسختانه نظم خود ساخته‌ اش را در حیات وحش سیرا مادره، در جنگل‌های دوره گردان، پشت واگن‌های قطار، و حتی در کوه‌های دسولیشن حفظ می‌کند. در خلال سفرهایش با جافی رایدر، یکی از فراگیران مکتب ذن و علاقه مند به زندگی در طبیعت آشنا می‌شود. ری و جافی -در واقعیت گری اسنایدر، دوست نزدیک کرواک و شاعر آمریکایی- یک رابطه دوستانه محکم را بر اساس تجربیات دو طرفه، و عشق مشترک به فلسفه بودایی، شعر و زندگی در سادگی آغاز می‌کنند، و کمی بعد با همراهی هنری مورلی که فردی غیرعادی به نظر می‌رسد به ماجراجویی در کوهستان‌ها می‌پردازند. ا. شربیانی

مشاهده لینک اصلی
فکر می کردم این کتاب می تواند آن چیزی باشد که لازم داشتم. کتابی از جنسی دیگر و متفاوت. شاید هم باشد. اما قطعاً این کتابی که به فارسی توسط فرید قدمی ترجمه شده آن نبود که می خواستم.
مشکل اصلی من، همینطور که مشخص است، با ترجمه این کتاب است. مشکلی که وقتی بزرگتر می شود که هجده هزارتومن قیمتِ کتاب می اندیشم. و اینکه مخاطب، با این قیمت، چه ارزشی برای ناشر و مترجم دارد؟ خیلی نمی توانم به ناشر خورده بگیرم، چون سیستم نشر در ایران، کماکان قدیمی و ناکارآمد است. ولی اگر حداقل یک ویراستار درست حسابی برای این ترجمه در نظر می گرفتند، می توانستم تا آخر آن را تحمل کنم.
نقد اصلی من روی ترجمه فرید قدمی است. خیلی وقت ها لازم نیست نسخه اصلی یا دست کم ترجمه دیگری باشد که بتوان فعل مقایسه را انجام داد. این مورد هم اینگونه است. اشکالات ترجمه، به عقیده بنده، در چند دسته قرار میگیرد که کتاب را عملاً غیرقابل خواندن و نثر را تحمل ناپذیر کرده.
دسته اول، اشکال مترجم در انتخاب نادرست مترادف فارسی برخی واژه ها است که عملاً جمله را بی معنی می کند. برای مثال، مترجم محترم برای واژهemptiness از واژه تهیدگی استفاده کرده. بار اول که این مترادف فارسی را دیدم کلی تعجب کردم و فرهنگ های فارسی دهخدا و عمید و معین را زیر و رو کردم که بفهمم تهیدگی از کجا آمده و چه معنایی دارد. مشخص است که به در بسته خوردم. بعدها دیدم مترجم برای این لغت پانویس زده و واژه اصلی را هم آورده. کارکرد این لغت با توجه به اهمیت آن در ذن، در اثر هم زیاد است و متاسفانه مترجم از لغت درستی استفاده نکرده. این ایراد در جاهای دیگری هم دیده می شود.
دسته دوم، اشکال مترجم در ترجمه کردن برخی از اسامی مربوط به مکان ها یا چیزهای مشخص است. البته بعضی جاها هم مترجم اینها را ترجمه نکرده و فارسی آن را در متن آورده است. برای مثال جایی در متن آمده: @پرنسس را قبل از آن هم می شناختم و دیوانه اش بودم، در سیتی، تقریباً یکسال پیش.@ (ص 40)
علاوه براینکه ساختار این جمله، ترجمه لغت به لغت (که مترجم گوگل هم آن را انجام می دهد) جمله اصلی و کاملاً نامفهوم است، واژه سیتی به هیچ عنوان کارکرد درستی ندارد. مترجم پانویس زده که city: نیویورک سیتی. (احتمالاً در متن آمده the city که ظاهراً اشاره ای به شهر نیویورک دارد.) مشکل من این است که اگر مترجم به جای سیتی، خودِ نیویورک را می نوشت لازم نبود چشم مخاطب از متن به پانویس و حاشیه کشیده شود. این ایراد هم در کل متن تکرار شده.
دسته سوم، برخی لغت های عامیانه است که عملاً واژه مترادفی در زبان دیگر ندارند. مثلاً ما در فارسی عامیانه از واژه های مثلِ @زاخار@ @چاقال@ @عن آقا@ و امثالهم استفاده می کنیم که برای آنها معادلی به زبان های دیگر وجود ندارند. چون این واژه ها فارغ از معنای لغوی، در گفتار عامیانه به کار برده می شوند و به مفهوم مشخصی دلالت ندارند. این قضیه در زبان های دیگر هم وجود دارد. در ترجمه این واژه ها، مترجمین معادلی را که در زبان عامیانه مقصد همان کارکرد عامیانه زبان مبدا را دارند انتخاب می کنند. در متن (ص 17) نویسنده از این قسم واژه ها در معرفی یک عده از شخصیت ها استفاده می کند (fud و booboo) که نویسنده کمترین تلاشی برای اینها نکرده و همین لغات را به صورت فارسی (یعنی فاد و بوبو) در متن آورده که بسیار بسیار کوبنده در ذوق مخاطب است.
مشکل دیگری که خیلی من را اذیت می کرد در این ترجمه، لحن ساختگی ترجمه است. مشخص است که لحن نویسنده، عامیانه و تاحدودی صمیمی است. مشکلاتی که یاد کردم عملاً باعث می شود ترجمه لغت به لغت مترجم از زبان مبدا و نادیده گرفتن زبان مقصد باعث شده لحن صمیمی نویسنده، تصنعی و ساختگی شود. به هر حال ترجمه آثار نسل بیت به فارسی کار سختی است چرا که نویسنده تجربه ای را می نویسد که آن را زیسته و کیست که ادعا کند در ایران، در آن فضای ملتهب، نیست انگار، @بودا@زده و هیپی‌طور، همان تجربیاتِ نویسنده های نسل بیت را زیسته باشد یا لااقل کمترین درکی به آن داشته باشد که بتواند آن را به مخاطب بومی خودش بشناساند. (مثلاً بزرگترین مشکل براتیگان خوانی در ایران ترجمه های عجیب و غریب آن است که البته ظاهراً مخاطبِ دنبالِ مُد خیلی هم اهمیتی به کیفیت متن نمی دهد.)
اینطور می شود که این کتاب برای من هزینه کردن بیخود و ضرر مالی می شود، نه تافته ای جدا بافته و اثری با طعمی متفاوت.


مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب ولگردهای دارما


 کتاب خلق شدگان یک روز
 کتاب قصر
 کتاب محاکمه
 کتاب سیذارتا
 کتاب ماندارن ها
 کتاب 2666