کتاب ورونیکا تصمیم می گیرد بمیرد

اثر پائولو کوئیلو از انتشارات آوای چکامه - مترجم: چکامه چاوشی-داستان فلسفی

ورونیکا، دختر جوانی‌ که‌ به‌ دنبال‌ مرگ‌ رفته، زندگی‌ را می‌یابد. او نزدیک‌ یک‌ هفته‌ بین‌ زندگی‌ و مرگ‌ سرگردان‌ است، ولی‌ آگاهی‌اش‌ از مرگ‌ باعث‌ می‌شود شدیدتر زندگی‌ کند و کارهایی‌ را انجام‌ دهد که‌ پیش‌ از آن‌ هرگز نکرده‌ بود. ورونیکا به‌ آن‌ چه‌ ندارد می‌اندیشد و زندگی‌ خود را دوباره‌ ارزیابی‌ می‌کند؛
به نظر می‌رسد که ورونیکا هرچه می‌خواهد دارد. شب‌ها برای تفریح بیرون می‌رود، با مردهای جذاب ملاقات می‌کند، اما شاد نیست. در زندگی‌اش چیزی کم است. برای همین است که صبح روز ۱۱ نوامبر سال ۱۹۹۷، تصمیم می‌گیرد بمیرد. با قرص دست به خودکشی می‌زند و هرچند خودکشی‌اش موفق نیست، دکتر به او می‌گوید که تا چند روز دیگر می‌میرد؛


خرید کتاب ورونیکا تصمیم می گیرد بمیرد
جستجوی کتاب ورونیکا تصمیم می گیرد بمیرد در گودریدز

معرفی کتاب ورونیکا تصمیم می گیرد بمیرد از نگاه کاربران
90. Veronika decide morrer = Veronika Decides To Die (On the Seventh Day #2), Paulo Coelho
Veronika Decides to Die (Portuguese: Veronika Decide Morrer) is a novel by Paulo Coelho. It tells the story of 24-year-old Slovenian Veronika, who appears to have everything in life going for her, but who decides to kill herself.
ورونیکا تصمیم می‌گیرد بمیرد - پائولو کوئیلو (کاروان) ادبیات، تاریخ نخستین خوانش: سپتامبر سال 2000 میلادی
عنوان: ورونیکا تصمیم می‌گیرد بمیرد؛ نویسنده: پائولو کوئلیو؛ مترجم: آرش حجازی؛ تهران، کاروان، 1378؛ در 236 ص؛ مصور، عکس؛ چاپ پنجم 1378؛ ششم تا هشتم 1379؛ نهم تا یازدهم 1380؛ دوازده و سیزدهم 1381؛ نوزدهم 1386؛ بیست و دوم 1388؛ موضوع: داستانهای نویسندگان برزیلی - قرن 20 م
ورونیکا، دختر جوانی‌ که‌ به‌ دلیل‌ آزادی‌ مطلق‌ و فراموشی‌ ابدی‌ به‌ دنبال‌ مرگ‌ رفته، زندگی‌ را می‌یابد. او نزدیک‌ یک‌ هفته‌، بین‌ زندگی‌ و مرگ‌ سرگردان‌ است، ولی‌ آگاهیش از مرگ‌ باعث‌ می‌شود، زندگی‌ کند و کارهایی‌ را انجام‌ دهد، که‌ پیش‌ از آن‌ هرگز نکرده‌ بود. ورونیکا به‌ آنچه‌ ندارد می‌اندیشد، و زندگی‌ خود را دوباره‌ ارزیابی‌ می‌کند. ا. شربیانی

مشاهده لینک اصلی
اگر همین حالا به ما بگویند فقط یک هفته زنده ای چه میکنیم ؟ آیا زانوی غم بغل کرده و سرعت فرسایش درونی حتی از خود مرگ هم قوی تر و سریع تر روحمان را از جسم جدا میکند ؟ یا که سعی میکنم از لحظه لحظه ی آن ۷ روز نهایت استفاده را کنیم و جدا تمام حسرت هارا حالا شاید اندکی شان را تجربه کنیم و با لبخند به آغوش روز هفتم و مرگ برویم ؟ ما هیچ از زندگی نمیدانیم . ما بلد نیستیم زندگی کنیم . ما ربات های خواب آلودی هستیم که یا در گذشته به سر میبریم یا در آینده و نگران آن لحظاتی هستیم که هرگز فرا نرسیده درست مثل ورونیکا ؛ در آن مدت که دکتر به او گفت به مرگ نزدیک میشود زندگی اش شروع شد و خودش و استعدادش را کشف کرد و حتی باعث تاثیرات مثبت در بقیه شد و چند نفر را از خواب بیدار کرد و به واژه ی صحیح زندگی برگرداند . منظورم از زندگی چیزی بالاتر از حالات رباتی خودمان هست ، حتی من هم با خواندن این کتاب فهمیدم که معنی زندگی را نمیفهمم و بدتر که نمیدانم اگر بفهمم چطوری میشود و *تبدیل به چه انسانی میشوم و بلد نیستم رها باشم و از رهایی فراریم ، گفتن لغت *تبدیل باز هم اشتباه هست باید بگویم اگر زندگی را بفهمم خود واقعی ام خودی که سالها زیر خاکسترهای درونی پنهان هست سر بیرون میاورد و نفس میشکد و با هر نفسش به خودم باز میگردم و رها از گذشته و آینده عاشق زمان حال، فقط در زمان حال از فرصتم برای انسان بودن استفاده میکنم و بیداری آرزوی من هست و شاید روزی چیزی کسی جایی باعث شد که من بیدار شوم ... در طلب آن بیداریم

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب ورونیکا تصمیم می گیرد بمیرد


 کتاب سلحشور نور
 کتاب سرود مقدس
 کتاب رذل
 کتاب سقوط آزاد
 کتاب جنایت و مکافات
 کتاب کوه جادو