معرفی کتاب هستی و نیستی

اثر ژان پل سارتر از انتشارات دنیای کتاب - مترجم: عنایت الله شکیبا پور-داستان فلسفی

کتاب هستی و نیستی، از نظر بسیاری از فیلسوفان و ناقدان مهم ترین کار فلسفی سارتر است. برخی آن را از برجسته ترین آثار فلسفی سده ی بیستم دانسته اند. به هر حال یکی از مهم ترین و تاثیرگذارترین آثار فلسفی در اروپای قاره ای و در قلمرو فلسفه ی هستی و اگزیستانسیالیسم بود. هستی و نیستی پرفروش ترین کتاب فلسفه ی سده ی بیستم فرانسه بود. شهرت کتاب سارتر در سال های پس از جنگ جهانی دوم تا حدودی به خاطر نثر زیبای آن و استفاده از مثال هایی از زندگی روزمره بود

سارتر به یقین از تاثیرگذارترین متفکران سده های اخیر است در این کتاب رویکردی تازه و انقلابی به رابطه ی پیچیده ی انسان و جهان دارد. هرچند در زمان نگارش کتاب درگیر و دار جنگی مهیب، دلبسته آثار ادموند هوسرل و به ویژه هستی و زمان مارتین هایدگر بود. اما این کتاب تجربه اوست در آزادی. گزینش اوست برای آزادیو اینجا می بینیم اندیشه های تجریدی هستی شناسانه هرگاه به قلم ادیبی توانا نوشته شود چه شیرین و جذاب خواهد بود. کتاب هزار حسن دارد، اما اگر فقط یکی می داشت این است که عشق به دانایی را در دل خواننده زنده نگه می دارد

هستي و نيستي يکي از برجسته ترين آثار ژان پل سارتر نويسنده و فيلسوف فرانسوي با برگردان مهستي بحريني توسط انتشارات نيلوفر در 860 صفحه قطع وزيري منتشر شد. بابک احمدي که پيش از اين کتاب «سارتر که مي نوشت» را تاليف کرده بود، درباره اين اثر مي نويسد: «نخستين ترجمه فارسي از متن کامل «هستي و نيستي» (جستاري در هستي شناسي پديدار شناختي) مهمترين اثر فلسفي ژان پل سارتر شاهکاري فلسفي و نمايانگر معناي زندگي است در سده بيستم


خرید کتاب هستی و نیستی
جستجوی کتاب هستی و نیستی در گودریدز

معرفی کتاب هستی و نیستی از نگاه کاربران
‎دوستانِ گرانقدر، این کتاب از 400 صفحه و 5 فصل مختلف تشکیل شده است و بخشهای اصلی که در این کتاب به آن پرداخته شده است، از قرار زیر است
‎هستی و نیستی- پدیده شناسی- ایمان و بی ایمانی- واقعیت هستی- زمان حال و آینده- جسم و روان- عشق- زبان- اشتیاق- هوس و نفرت- سادیسم و مازوخیسم
------------------------------------------------
‎دوستانِ عزیزم، «سارتر» موضوع سنگین و پیچیده ای را برای شرح دادن در این کتاب برگزیده است و پی در پی از جایی به جای دیگر پریده است... لذا برای آنکه شما با چکیده نظریات او آشنا شوید.. سعی کردم به بهترین شکل ممکن این کتاب را در چند خط برای شما دوستان خردگرا، خلاصه نویسی کنم
‎عزیزانم، سمت و سوی عقیدهٔ «سارتر» بر این اساس است که نیستی به طور کامل نیستی نخواهد بود، یعنی نیستی ها نیز برای خود حقایق روشن و قابل فهم دارند
‎به طور مثال: مسافت برای ما چیزیست که باید کوشش در آن بکار رود تا این مسافت پیموده شود و به عبارت دیگر این کوشش شامل حرکت ما میباشد که مسافت را از نیستی به هستی تبدیل میکند، در حالیکه میدانیم قبل از حرکتِ ما این مسافت در حالت نیستی وجود داشته است، بنابراین هر حقیقت مسلّم برای خود وضع خاصی دارد و تمامی اینها به هستی انسان مربوط میشود
‎سارتر «وجدانِ انسان» را نماینده هستی در نظر گرفته است، و سپس هستی را به دو قسمت تقسیم کرده است: هستی مطلق و هستی معمولی... و برای اینکه بین این دو هستی ارتباطی برقرار کرده باشد، مینویسد که : امر هستی از نابودی هستی مطلق ایجاد شده است و مثل این است که یکی وارد دیگری شده است... و البته «سارتر» با زیرکی در آخر بیان میکند که اگر نیستی وجود نداشت هستی نیز به وجود نمی آمد... نیستی وجود داشته که جای خود را به هستی داده است... یعنی هستی و نیستی اساس یکسان و واحدی دارند، به این معنا که: وقتی نیستی پایان یافت، هستی آغاز میشود و نیستی نیز در پایان هستی دوباره آغاز میشود
-------------------------------------------------
‎دوستانِ خوبم این موضوع را در نظر بگیرید که تمامی مسائلی که بیان شده است، زمانی ارزش فکر کردن و یا به آزمایش گذاشتن را پیدا میکند که طبق بیانِ «سارتر» و کسانی که از آنها نقل قول کرده است، دنیا و تمامی این جهان برای ما انسان ها خلق شده باشد و ما تعیین کننده <هستی> و <نیستی> باشیم و وجدان ما و خرد ما انسانها نمایندهٔ هستی باشد
‎که خوب میدانیم که این درست نیست... ما انسانها در این جهان هیچ نبوده ایم و هیچ نیستیم
‎دوستان بزرگوار و نور چشمانم، این را بدانید که هیچ برتریّتی در آفرینش میانِ من و شما و یک پشه ، در این هستی وجود ندارد. هیچ موجودی اشرف بر مخلوقات دیگر نیست. این که انسان ها اشرف مخلوقات هستند، زاییدۀ ذهن انسانهای بیمار و متوهم بوده است که خودتان بهتر میدانید... دانش امروزی نیز از وجودِ جهان و به وجود آمدن ما انسانها و کره زمین اطلاعات کافی بدست داده است که بدانیم ما انسانها به قول خدای تازیان و خدایِ ادیان ابراهیمی، اشرف مخلوقات نیستیم
‎همانقدر که من و شما به مقیاس شعور خویش، حقِّ زندگی کردن داریم، پشه ای نیز در مقیاس شعور خویش، حق زندگی دارد. که همۀ ما زاییدهٔ ذرّاتی هستیم که هستی را احاطه کرده است
‎عزیزانِ من، بارها گفته ام و باز میگویم: تازیان را چون فضیلتی نیست، تا حضورشان را در هستی موجّه جلوه دهد، این چنین خود را اشرف مخلوقات قلمداد میکنند، تا عقده های ناتمام خود را تمام کنند، و مجوزی داشته باشند تا در پرتو آن جواز، به غارت مال و جان دیگران قد عَلَم کنند
‎دوستانِ من، به جای تفکر در <هستی> و <نیستی>، به وجود خود و فهم درونتان بیاندیشید، در این هستی بزرگترین پیامبر آفرینش، خود انسان و خود شما هستید، اگر که خِرد توأم با دلِ خود را و دلِ توأم با خِردِ خود را، آموزگار جانِ خود کنید... عزیزانم، هیچیک از خدایانِ مخلوقِ ذهن آدمیان، یههوه و الله و مزدا و غیره و غیره... بر کرسی کهکشان تکیه نداده اند، تا برای ما کتابی به رسم تعلیمی برای حیاتمان، تدوین کنند، آن هم برای این حیات میکروسکپی که در این هستی لایتناهی، به هیچ شمرده نمیشود... البته اگر عده ای اصرار دارند که بتِ «اللهِ اکبر» این جهان را آفریده است و اداره میکند، پس من باید بگویم که این بتِ «اللهِ اکبر»، در این عظمتِ بیکرانِ لایتنهاهی در هستی، که برشروع پایانش مجالی نیست، به ادارۀ هیچ اموری مشغول نیست الّا، تدارکِ خوراک، برای آلت تناسلیِ جماعت مسلمان و تدارک فاحشه خانه ای بسیار بزرگ که مملو از حوری و غلمان است... و جزء این کاری از او ندیده ام و نشنیده ام
‎پس ایرانیان باشعور، دقت کنید که هویّتِ شعور هر خدایی، مطابق با سرزمینی است که در آن متولّد شده است... عزیزانم، بدانید که نیش سَمّی حشرات شنزار را، به فهم شادیهای انسانی، ذوقی نیست

‎امیدوارم این ریویو برایِ فرزندانِ خردگرایِ سرزمینم، مفید بوده باشه
‎«پیروز باشید و ایرانی»


مشاهده لینک اصلی
‎‭Letre et le neant, essai dontologie phenomenologique‬ = Being and Nothingness, Jean-Paul Sartre
Being and Nothingness: An Essay on Phenomenological Ontology (French: LÊtre et le néant : Essai dontologie phénoménologique), sometimes subtitled A Phenomenological Essay on Ontology, is a 1943 book by the philosopher Jean-Paul Sartre, in which the author asserts the individuals existence as prior to the individuals essence (@existence precedes essence@) and seeks to demonstrate that free will exists. While a prisoner of war in 1940 and 1941, Sartre read Martin Heideggers Being and Time (1927). Heideggers work, an ontological investigation through the lens and method of Husserlian phenomenology (Edmund Husserl was Heideggers teacher), initiated Sartres own philosophical enquiry. ...
تاریخ نخستین خوانش: اول ماه فوریه سال 2010 میلادی
عنوان: هستی و نیستی : پدیده شناسی عالم هستی؛ اثر: ژان پل سارتر؛ مترجم: عنایت الله شکیباپور؛ مشخصات نشر: تهران، دنیای کتاب، چاپ نخست ؟؟؟ تجدید چاپ پس از سی و چند سال در 1389، در 432 ص، شابک: 9789643460532؛
عنوان: هستی و نیستی: جستاری در هستی شناسی پدیدار شناختی؛ نویسنده: ژان پل سارتر؛ برگردان: مهستی بحرینی؛ تهران، نیلوفر، 1394؛ در 856 ص؛ شابک: 9789644486456؛ موضوع: اگزیستانسیالیسم - قرن 20 م
کتاب با ترجمه ابراهیم صدقیانی نیز در تهران، جامی، 1389 در دو جلد منتشر شده است
‮هستی و نیستی یک پیش گفتار است و چهار بخش، یک اثر فلسفی تمام عیار قرن بیستم
...
نقش بازی کردن پیشخدمت کافه، و یا «تصادف موتورسیکلت»، زنی که وانمود می‌کند متوجه نیست که مردی دست اش را گرفته، همه انگار مثالهایی از همین زندگی روز، رقصی میانه ی میدان، بین هستن و نیستن... ا. شربیانی

مشاهده لینک اصلی
@ The Stone Rosses این کمک می کند تا Heideggers @ Being و Time @ را قبل از این جلد بخوانید که بعضی آنها را به عنوان یک همراه، بعضی به عنوان یک نقد (هر دو، در واقع) توصیف می کنند. هایدگر مانند کسی که خواننده است می نویسد؛ سارتر مانند کسی است که هر دو خواننده و نویسنده است. این نیست که انکار کند که هایدگر نویسنده خوبی است. فقط سارتر بهتر است. سارتر در حالی که ایده های هاجرز هنوز تازه بود نوشت. او با بسیاری موافقت کرد، با برخی از دیگران مخالفت کرد، و پروژه را که هایدگر خودش را به پایان رسانده بود، به پایان رساند، اما نتوانست تکمیل کند. طبیعتا، سارتر چیزهایی را به وجود آورد که متفاوت از آنچه هایدگر در هر مرحله از زندگی اش در نظر داشت. دو فیلسوف، حداقل دو نظر. سارتر کار خود را به عنوان مقاله ای در مورد هستی شناسی پدیده شناسی، @ هدف خود را برای تعیین پایه ای برای یک نظریه عمومی بودن وجود دارد. @ این کار سیستماتیک و تحلیلی است. این ها نشانه هایی از نوع سیستم است که هایدگر پیش بینی می کرد اما نتوانست به آن دست یابد؛ چرا که او پروژه خود را تقسیم کرد، در مرحله اول متوقف شد (که به اندازه کافی برای به دست آوردن یک پست استادانه بود)، شروع به پرسش و شک و تردید، تجدید نظر و به دیگر منافع (از جمله آشتی فلسفه خود با سوسیالیسم ملی) رفت. اوتولوژی یک مطالعۀ بسیار استدلال، ذهنی، دلخواه و حتی استعاری است. سارتر هائیدگر هرگونه امتیاز ویژه را در اختیار ندارد. او به سادگی یک فیلسوف دیگر است که سعی در حل مسائل مطرح شده توسط فلسفه به طور کلی و ویژه هوسرل دارد. هر دو در تلاش هستند تا راه خود را در تاریکی احساس کنند، در حالی که پیشرفت می کنند، چشم انداز و تصوراتشان را ثبت می کنند. شما ممکن است با همه چیز موافق نباشید که سارتر (یا هایدگر به آن موضوع) نوشت. حداقل، بر خلافBeing و Time @، شما می توانید از متنBeing و Nothingness @ خود بگویید، چه ایده ها و استدلالات به Sartre، آنچه که او از پیشینیان خود (که تصدیق می کنند) گرفته است، و چه اختلافات و اختلاف نظرها این یک کار استدلالی است که تلاش می کند تا حقیقت را از بین ببرد، نه اینکه آن را به طور عام و حقیقی به طور صریح و بی ادبانه اعلام می کند. در نهایت، کار سارتر را به عنوان یک مطالعه ی صادقانه تر و حسابدهانه تر ازBeing و Time @ پیدا کردم. ، این نیز یک تجربه ادبی جذاب برای خواننده است، یک بار (در صورت وجود) شما با اصطلاحات پدیدارشناسی و هستی شناسی راحت می شوید. @ Being and Nothingness @ به سختی کار می کند تا تجربه فلسفی و ادبی باشد. به عنوان یک نتیجه، منبع نور بیشتری می شود. مضمون قلمرو کارستی [حق تعالیم ذهنی]: آگاهی چیزی است که نفی، تمایز، تفکیک، تعیین، تعیین می کند. این موضوع موضوع را از شیء و خود را از دیگری تمایز می دهد. به منظور شناسایی خود، آگاهی در قالب خود بودن بودن به خودی خود تبدیل می شود و موجودیت در خود را انکار می کند. با این حال، بودن برای خود چیزی جز بیداری در خود نیست. این همان چیزی است. بودن توسط هیچ چیز جدا شده است. آگاهی شناسایی و انتخاب شرایط برای بودن را انتخاب می کند. آزادی عمل به دنبال فرصت است آزادی بار مسئولیت انتخاب انتخاب های ماست. آزادی شناختن و پذیرش امکانات موجود بودن ماست. هايدگر و سارتر در زمان انتشار آثار مربوطه، @ Being و Time @ و @ Being و Nothingness @ .Meredith Joy Ostrom (Miriam) در @ دهمین ابر @ امکان پذیری یک رنسانس: رادیکالیزه شدید از یک potentiality @ ... محکومیت های سارتر واقعا به هائیدگرها نزدیک تر از هر کس دیگری است. در واقع، طبقه بندی نامطلوب کپسول کم است که او را رادیکالیسم افراطی از توانایی ذاتی Heideggers Sein und Zeit را به وجود آورد. @ اشتیاق که با آن اعتقادات خود را ابراز کرده است، فلسفه خود را به لحاظ سخت به حال خود رها کرده و تماشا کرده است به ادبیات هیجان انگیز ترین نوشته شده توسط هر فیلسوف از زمان Zarathustra. @ توماس Langan پروژه Post Structuralist @ این یک هدف نامشخص پروژه پس ساختارگرایانه برای ارائه تاریخ سارتر - و در نتیجه خود را از وزن تفکر خود را آزاد کنید. با این حال، ترک سارتر از طریق سکوت غیر قابل توصیف، سکوت است تا توجه او را به نوعی بنیادین بیاندازد. این پیشنهاد نشان می دهد که او خواندن داشته باشد و خواستار برگزاری دوباره است. @ Steve Martinothttps: //www.ocf.berkeley.edu/~marto/h...Making a tool for a project of his own @ In contrast to sharp هايدگر، پس از آن، سارتر هيچ علاقه اي به دادن معنا به (و يا در غير اين معنا) نداشتن به معناي حكم كردن موضوع را ندارد، زيرا او معتقد است (و نه بدون دليل خوب)، تجربه آگاهانه فرد از جهان در قلب این تحول پدیدارشناختی. @ به این ترتیب، هایدگرایی ها، مانند هابرت دریفوس، که معتقدند که \"نظریه های آگاهی\" در موجود بودن و چیزی پوشیده نیست ...

مشاهده لینک اصلی
یکی از آثار جدی جدی ای که خواندید، این رساله قدرت عجیب و غریبی را به وجود می آورد که خوانندگان را مجبور می کند به رغم موضوع متراکم و ترجمه انگلیسی زبان، موضوع را تجربه کند. در اینجا شما یک تمیز کردن دقیق از موضوع دارید که در نتیجه اثبات آزادی انسان است، بنابراین هرگز با جبرگرایی سخت دوباره احمق نخواهید شد. هر جنبه ای از آگاهی در همه ی پیامدهای آن ترسیم شده است. پس از خواندن این به نظر می رسد کمی بیشتر در مورد اساس در واقعیت تفکر انسان به نظر می رسد. اثر منحصر به فرد خواندن کتاب، برای من، از مطالعه ذهن و افکار من برای بینش بود، همانطور که من دنبال آن چه سارتر گفتم. محدوده کتاب تفکر آگاهانه را در انزوا قرار می دهد. شما نیاز به یک واژگان فلسفی نسبتا خوب دارید تا آن را بخوانید، و همچنین یک برجسته. حتی پس از آن، برخی از نکات نیز بسیار ناراحت کننده است که باید متوقف و فکر کنید، اغلب در هر پاراگراف. جوزف کاتالانوس تفسیری درباره ژان پل سارتر، وجود و نومیدی، یک همراه ارزشمند است. کسانی که مایل به خواندن این کتاب هستند، می توانند در کنار آن Catalano را بخوانند. همانند بسیاری از آثار وجودی، این مطالعه تمایل دارد تا تاثیرات خارجی بر اندیشه را نادیده بگیرد. سارتر مشکلی از محدودیتsituation @ به آزادی انسان را مطرح می کند، اما بدون جزئیات آن را بررسی می کند. در نتیجه، ضرورت طبیعی بیرونی، زمینه ای را برای آزادی انسان فراهم می آورد. از آن جا حس هویت انسانی در آزادی او بی حد و حصر است. تعریف سارتر از ذهن انسان که دارای آزادی کامل و مسئولیت مطلق است @ بر روی یک آئین متافیزیکی اتخاذ می شود؛ این، همانند هر چیز، توانایی کتاب را برای درک احساسات خود می داند. خواندن این اثر در واقع پاداش بیشتری نسبت به چیزی است که ممکن است از آن یاد بگیرند. چه تاثیری جالب برای این کار و کار علمی است.

مشاهده لینک اصلی
چند سال پیش من حدود نیمی از وجود و هیچ چیز (در نهایت!) خواندم. در روزهای مدرسه، فکر کردم دندان های فلسفی من را بر روی سارتر و دیگران که به عنوان اگزیستانسیالیسم شناخته می شود، برش دادم. من کاملا مطمئنم که من بیشتر از آن ساخته بودم. وقت آن رسیده بود که بازی را بالا ببرم و کار Sartre را بخوانم، که من معتقدم آن را قبلا جذب کرده ام. این تحول می یابد که من فاصله ای کاملا دور از سارتر از «اگزیستانسیالیسم» نقل مکان کردم. اما من خواندن را به دلایل خارجی انجام ندادم و در بازگشت به سرحدات آن در قفسه مانده ام. اما بیشتر این نوشته ها به منظور حذف یک چیپ از شانه من. ادعای من در اینجا این است که سارتر تنها اگزیستانسیالیسم است؛ و اگزیستانسیالیسم او صرفا بخشی از کار اوست؛ و این مهمترین کار اوست. منظور من این است که سارتر یک پدیده شناس بود. مشارکت او در فلسفه قرن بیستم، توسعه «فلسفهی اگزیستانسیالیسم» نبود، بلکه تداوم و کمکش به تحقیقات پدیدارشناختی که توسط هوسرل آغاز شده بود، توسط هائیدگر، مشارکت Merleau-Ponty، Gadamer، Ricoeur، ETC ادامه یافت. شاید سارتر فیلسوف کوچکتر باشد. اما به عنوان فکری او به طور ناگهانی غول پیکر در چشم انداز فرانسه است. اما، ادعا می کنم که ادعای من این است که او «هوشمندانه» بیشتر از «فیلسوف» بوده است. اگزیستانسیالیسم او بیشتر به عنوان فکری نسبت به فیلسوف تبدیل شده است. سارتر شاید یکی از شریفترین قرن بیستم در رابطه با مسئله بیخدایی است تا زمانی که تنها اندیشمند آن زمان بود که کاملا متوجه شد عواقب ناشی از مرگ / ناپدید شدن یک تضمین متعارف که غالبا به عنوان \"God\" شناخته می شود؛ شاید اگزیستانسیالیسم چیزی بیش از پاسخ به این سوال نباشد. همچنین می توان گفت که من در مورد گروه بندی ادبی شناخته شده به عنوان «اگزیستانسیالیسم» بیش از حد سخن نمی گویم، همچنین برای نوشتن چنین سارتر نیز به خوبی شناخته نشده بود ، همراه با دوبووار، ساروت و کسی به نام کامو. من از خواندن این چیزها در مورد زمانی که شروع به درک فلسفه کردم، ترک کردم. بنابراین، سارتر تنها اگزیستانسیالیسم بود. این چیزی است که من فکر می کنم اتفاق افتاده است و بیش از دو قرن از تاریخ فلسفه را که توسط ذهن مردمی اشتباه گرفته شده است. محبوبتر از فلسفه، یا چند، اما عمدتا والتر کاوفمن، سارتر را خوانده است. خواندنش از سارتر به او اجازه داد تا تمایلات و مسائل و جهت گیری های مشابه در فلاسفه را از دوران قبل ببیند؛ اما بدون خواندن سارتر، این چیزها را در متفکران دیگر نمی بیند. این یک مورد مشابه با نوشته کافکا است که باعث می شود ما عناصر کافکا-عاشق را در نویسندگان پیش از کافکا پیدا کنیم، هرچند ما هرگز این موارد را قبلا ندیده بودیم یا آنها را به عنوان کافکا دیدیم؛ و ما یک مجموعه کامل از کافکائی را پیش از خودمان پیدا می کنیم. با یک کتاب محبوب یا دو؛ ناگهان ما ناگهان یک تاریخ کامل متفکران اگزیستانسیالیست داشتیم - هایدگر تبدیل به یک شد، نیچه و کیرکگارد، حتی به شکسپیر و پاسکال بازگشت. خواندن سارتر مطمئنا باعث می شود که این متفکران را در یک نور جدید بخوانیم، اما آنها را به چیزی شبیه به \"اگزیستانسیالیسم\" جذب می کنیم که به سادگی بی اطلاع است و بدترین گمراه کننده است. بستگی به آن دارد - هر کسی که Heidegger را اگزیستانسیالیست می نامد اولین چیزی که در مورد فلسفه قرن بیستم نمی داند (یاد بگیرند! صبر!) نمی داند. کسی که معتقد است کیرکگارد یا نیچه اگزیستانسیالیست بودند !!! (و آنها کاملا نمی توانستند و هرگز \"پاپ مدرن\" نبودند) - آنها هگلی بودند، همانطور که سارتر در لحظات بهترش بود. این واقعا تنها چیزی است که من می خواهم بگویم. سارتر تنها اگزیستانسیالیسم است. اگزیستانسیالیسم بخش مهمی از فلسفه قرن بیست و یکم است. آنچه مهم بود و هنوز هم هست، پدیده شناسی است. خواندن اگزیستانسیالیستی تاریخ فلسفه را فراموش کنید. این باعث سردرگمی بیش از فهمیدن است.

مشاهده لینک اصلی
(به روز رسانی ژان 2015) من شروع 2015 توسط یکی از همه کتابهای مورد علاقه من تمام شده برای 15 بار، این بار در زبان اصلی. در مورد زمان است. هنگامی که می گویم آن را در زبان اصلی خواندید، بیشتر شبیه اولین یا سومین نوع مقاله ای است که روزنامه ای را منتشر می کند که برای او بسیار پیشرفته است. من برخی از کلمات را می دانم. من ترجمه انگلیسی را خیلی خوب می دانم که من ایده خوبی از آنچه پیش از چشم من می گذرد، دارم. اما این واقعا خواندن به معنای معمول نیست. من فرانسه را برای دومین بار مطالعه می کنم. اولین بار یک فاجعه بود. من نمی دانم چه بگویم. در حال حاضر من پیشرفت دارم من فکر کردم خوب بود که بخشی از روند به عنوان یک شکل غوطه ور در روز به عنوان خوانده شده چند صفحه در روز باشد. و در نهایت، دلیل اصلی من تحصیل در فرانسه است، زیرا می خواهم بتوانم کتاب را در زبان اصلی خود بخوانم. از طریق این پیش از این بوده ام. این همان چیزی است که حدود 30 سال پیش بود، زمانی که کتاب را تمام آن دوره ها را به زبان انگلیسی ترجمه کردم. گاهی اوقات این فقط حرفهایی بود که از چشمانم عبور میکرد. اما کمی بعد و بعد کمی بیشتر می فهمم تا زمانی که بتوانم آن را مانند هر کتاب دیگری بخوانم. بنابراین، من خوش بین هستم هدف من این است که تا پایان دوره ی اول ماه سپتامبر در دوره ی فرانسوی درس بخوانم. انتظارم این است که من بیشتر و بیشتر از آن استفاده خواهم کرد زیرا بیشتر در مورد زبان یاد می گیرم و شاید تا پایان سال تقویم درک خواندن گرین چهارم یا پنجم باشد. - من این کتاب را در تابستان 1985 برداشت کردم. طی سه سال بعد، آن را هفت بار خواندید و آن را مرور کردم. هنگامی که متوجه شدم این یک رویداد خواندن چندگانه است، شروع به تغییر رویکرد من با هر گذر از طریق تقسیم کتاب به تکه ها و خواندن آنها در دستورات مختلف کردم. در طول ششمین دوره از طریق من به عقب برگشتم. من با آخرین صفحه کتاب شروع کردم و هر صفحه را می خوانم تا زمانی که به صفحه عنوان بروم. پس از آن، من واقعا محتوا را پایین آوردم و در طی هفتم توانستم همه چیز را مانند هر کتاب دیگر در اولین خواندن درک کنم. چرا 21 تا 24 ساله انگیزه ای برای انجام چنین کاری داشت؟ از آنجا که من را جذاب کرد در طول هر ریدا من کمی بیشتر را برداشتم. من آنچه را دیدم دوست داشتم و در طول هر تصویب من بیشتر از همه تصویر را در ذهنم نگه داشتم. چیزی که او نوشت، برای من مهم است. از آنجا که در نهایت، من اعتقاد دارم که سارتر به درستی بیشتر از آن نیست. او با علامت @ مانی را مشخص می کند که او چه چیزی نیست و چیزی نیست که او است. @ من فکر می کنم که او این کار را در موضوع انجام داد بعد از موضوع، چیزهای زیادی درباره آنچه که انسان است، رفتار ما و دلیل ما کارهایی را که انجام می دهیم توضیح می دهیم. آخرین قسمت عمده خواندن آسان است. این روانشناسی جدیدی را بر پایه اگزیستانسیالیسم پدیدارشناختی اش شکل می دهد. من همیشه آرزو می کردم که چنین چیزی را پیدا کنم. در دهه های بعد، زمانی که محرک داخلی من به نقطه اوج می رسد، به کتاب بازگشته ام. من اعتقاد دارم که آخرین بار در دو یا سه سال گذشته بود. این احتمالا همیشه یک کتاب مورد علاقه من است.

مشاهده لینک اصلی
خواننده عزیز، محدودیت شخصیت! بررسی: کجا شما حتی شروع می کنید؟ اول از همه: زیرمجموعه معمولی @ مقاله پدیده شناسی در هستی شناسی @ به درستی از فرانسوی ترجمه شده است و باید مقاله در مورد هستی شناسی پدیده شناسی بخوانید @ بدون شک یکی از مهمترین کتابهای قرن بیستم و تاریخ خود مدرن. ایده های برجسته: 1. بودن در خود: ماده، وجود، جهان، صندلی، میز، درخت. بدون شک، بدون ذهن، برهنه، قریب به اتفاق، قریب به اتفاق، خود را در هر شکاف قرار می دهد. بدون آگاهی .2. بودن برای خود: آگاه وجود انسان جوهر به جهان، به وجود بودن در خود می دهد. همچنین بدون ذهن، اما مجاز به تعریف اصل خود. خیلی بیشتر می خواهد خدایی باشد، نمی توانم 3. باور نادرست: فقدان اعتبار، مرکزی، شاید فقط، وجودی @ اخلاقی. @ بودن آن چه نیست. مثال مشهور: پیشخدمت: بازی کردن در خدمت پیشخدمت: خیلی دوستانه، خیلی سریع، خیلی مشتاق: همه صفات او نبود، او واقعا خودش بود. برای سارتر، اقدام تنها معیار ارزش یا ارزش است، و بنابراین تنها نظرات یا احساساتی که بر عمل می گذارند معتبر هستند. بنابراین، اگر کسی فکر می کند،well، من قصد داشتم برای حقوق همسایگانم مبارزه کنم، اما من پولی نداشتم @ و هنوز هم در حد بالائی برای داشتن حداقل یک قصد خوب عمل می کند، آنها در رفتار بدی عمل می کنند. هیچ خروجی در این مورد نیست، esp. Garcin: او خود را به عنوان یک قهرمان نگه می دارد، هر چند که قصد قهرمانانه او از بین رفته و اعدام شد. او (و اخلاق رایج) فکر می کند که از آنجایی که او دارای اهداف درست بوده است، او هنوز قهرمانانه است، اما سارتر می گوید که او به جای آن در رفتار بدی عمل می کند و در واقع یک بزدل است. بله، اعتقاد واقعی واقعا برای سارتر مرکزی است، و یک سطح بسیار پرطرفدار زندگی است. یکی را انتخاب کنید اخلاقی در سران، اما با اقدامات .4. دیگر: مفهوم جذاب، عمدتا اگر نه کاملا از هوسرل قرض گرفته شود (نگاه کنید به: logische Uuntersuchunge و die krisis der europaischen wissenschaften ...). سوبژکتیو اگزیستانسیالیسم سارتره (و تقریبا تمام اشکال دیگر) است. این تجربه ما از جهان است. من موضوع هستم، همه چیز به من مربوط است. با این حال آگاهی های دیگر وجود دارد که هم افراد و هم به آنها می گویند * من * گنگ *، من هدف هستم. نگاه دیگر تلاش برای عینی کردن من (و به دیگر، آیا)، در حالی که نگاه از موضوع تلاش برای عینی کردن دیگر. این یک تنش را ایجاد می کند. این نمونه ی بزرگ دیگری از چگونگی آغاز یكی از پدیده های شناختی است كه به نتایج قابل توجه در جاهای دیگر می رسد: روانشناسی، جامعه شناسی، عاشقانه، حتی الهیات (مایل بودن موضوع نهایی). ما سعی می کنیم دیگران را به سیستم ارزش ذهنی ما وارد کنیم و وحشت زده می شویم (خوب، 99.9 درصد از مردم فقط در انکار (اعتقاد) هستند) که دیگران ما را به سیستم ارزش ارزش ذهنی ما وارد می کنند. آن حدس می زنم سارتر به نوشتن انتقاد از دالیل دیالکتیکی ادامه داد که با سیستم مارکسیستی (که بسیار ضعیف است، در واقع ناتوان است) در اینجا شکل گرفت. مهمتر از همه، سارتر، همانطور که در پایان حیات و هیچ چیز وعده داده شده، به تلاش برای یک نظام اخلاقی را بسازید یا حداقل به دلایل اخلاقی سیستم توسعه یافته در اینجا نگاه کنید. نتیجه این احتمالا یکی از آثار کمتر فلسفه فلسفه است: دو نوت بوک که در آن تلاش می کند سیستم اخلاقی را بسازد. او هرگز به پایان نرسیده است - به دلایل آشکار آن استدلال شده است که اخلاق اگزیستانسیالیسم او غیر ممکن است - و این نوت بوک ها پس از مرگ او منتشر شده است. VERDICT: شما خواندن بررسی @ Being و هیچ چیز @ به طور جدی.

مشاهده لینک اصلی
دسته بندی های مرتبط با - کتاب هستی و نیستی


#ادبیات فرانسه - #جایزه نوبل ادبیات - #ادبیات داستانی - #داستان فلسفی - #ادبیات اگزیستانسیالیسم - #ادبیات مدرن - #دهه 1940 میلادی - #صد کتاب قرن لوموند -
#انتشارات دنیای کتاب - #ژان پل سارتر - #عنایت الله شکیبا پور
کتاب های مرتبط با - کتاب هستی و نیستی


 کتاب محاکمه
 کتاب کوه جادو
 کتاب گدا
 کتاب در کافه ی جوانی گم شده
 کتاب کوتوله
 کتاب صومعه ی کوچک