کتاب مرسو چه کسی را کشت؟

اثر کمال داوود از انتشارات نگاه - مترجم: ابوالفضل الله دادی-داستان فلسفی

می‌خواهم بگویم این داستانی است که عمری بیش از نیم قرن دارد. این داستان رخ داده و بسیار در مورد آن صحبت شده‌است. مردم هنوز هم در مورد آن حرف می‌زنند اما می‌بینی که بی‌شرمانه تنها یک مرده را به یاد می‌آورند، در حالی که این قصه دو مرده داشته‌است. بله، دو مرده. می‌دانی دلیل چنین حذفی چیست؟ اولی بلد بود داستان‌سرایی کند تا جایی که توانست جنایتش را از ذهن همه پاک کند اما دومی آدم بیسواد و بی‌چاره‌ای بود که به نظر می‌رسد خدا فقط او را خلق کرده بود که گلوله‌ای به سویش شلیک شود و به خاک بازگردد. او مردی ناشناس بود که حتی فرصت نشد اسمی داشته باشد.


خرید کتاب مرسو چه کسی را کشت؟
جستجوی کتاب مرسو چه کسی را کشت؟ در گودریدز

معرفی کتاب مرسو چه کسی را کشت؟ از نگاه کاربران
من با این کتاب رابطه دوست داشتن نفرت دارم. هارون، شخصیت اول شخص، در خشم خود با جهان، با خود و مادرش، با آلبر کامو و طرفداران The Stranger خشمگین است. من تصمیم گرفتم که در پاسخ من به همان اندازه ناراحت کننده باشم. من مطمئن هستم که او کمی از صداقت قدردانی خواهد کرد. ارتباط روابط روحانی رابرت، یکی دیگر از بازنگری های کتاب در توضیح اظهار داشت: ... در کل ... بیشتر به عنوان یک بیانیه سیاسی یا رفرم ​​ادبی نسبت به یک رمان موفق تر است. این همان چیزی است که من این کتاب را تجربه کردم. با استفاده از غریبه که توسط آلبر کامو نوشته شده است، با پیوستن کتاب خود به این کار معروف و متضاد نویسنده فرانکو و الجزایر، کار خود را آغاز کرد. او عاقبت غیر مجاز را به The Stranger نوشت، نوعی. بدون این دلبستگی به این کار معروف، کار خود را هرگز نمی توانستن توجه خود را جلب کند، و به زودی قرار گرفتن در معرض فیلم، آن را در حال حاضر لذت می برد. به جای تلاش برای ایجاد خود را به عنوان یک صدای مستقل جدید، او به جای قرض دیگر رعد و برق کتاب. سعی کنید که اصل را تقلید کنید، اما عنصر افسونگر، عصبانی، سیاسی و همچنین داستان تاریخی داستان را به داستان خود اضافه کنید. ارتباط LOVE لحظات جادویی کلمه وجود دارد، اگرچه داستان خطی نیست، بیشتر شبیه به پریدن از روی ذهن است که برای گفتن زیاد بود و زمان زیادی برای انجام این کار نیست. با این حال، یک داستان قاطع از Harun که نیاز به اعتراف و داستان خود را به او بگویید و امیدوارم که خشم خود را با خود، مادر خود و جهان را به اشتراک بگذارید. برادرش حتی نام مستعار \"غریبه\" را هم ننوشتند؛ زیرا او جهان، استعمار و خواننده را مقصر دانست، اما خانواده اش فاقد نام خانوادگی یا نام خانوادگی خود در جامعه خود نبودند، زیرا او والدین خود را متهم کرد محله و کشورش. در غریبه ی آلبر کامو، یک مرد فرانسوی ناشناخته توسط یک مرد فرانسوی، یک فرانسوی، یک مهاجر در الجزایر کشته شده است. در تحقیق مورسو، مرد عرب ناشناخته نام، موسی، و شهید می شود. حداقل یک قهرمان در چشم مادر و برادرش. اما هارون، برادر باقی مانده عصبانی، به خاطر غفلت غیر انسانی خود در جهان با شکست دادن نام برادرش به نام قربانیان خشونت، به نام خود، مخالفت می کند. بعد از استقلال، هرچه بیشتر از کارهای قهرمان شما خواندن، بیشتر احساس کردم چهره من در برابر پنجره ای از یک اتاق بزرگ است که در آن حزب اتفاق می افتد نه مادر من و نه من دعوت شده بودم. همه چیز بدون ماست. در اینجا هیچ اثری از از دست دادن ما یا آنچه بعد از ما نبود، نیست. یک ردیابی نیست، دوست من! کل جهان به طور ابدی همان قتل در خورشید درخشان را نشان می دهد، اما هیچکس چیزی را نمی بیند و هیچکس تماشا نمی کند که ما از راه دور می رویم. هیچکس! دلیل خوبی برای گرفتن کمی عصبانی، آیا شما فکر نمی کنید؟\nتقریبا ناسازگارانه، با این حال، با یک زیرچشمی به خوبی طراحی شده در طرح، داستان از هارون که از عواقب قتل موسی و هارون در مسیر دوقلو به همان سرنوشت مازو در غریبه است رنج می برد. هارون برای چندین سال منتظر بازگشت مجدد بود. مادرش این انتقام را نامید، اما او آن را به عنوان جبران خسارت، آزادسازی روح مورد ضرب و شتم خود قرار داد. هارون یک شهروند فرانسوی را به قتل رسانده و روح مصدق را احیا می کند. و از آن لحظه، ماما به طور طبیعی رشد می کرد، او دیگر باقی نمی ماند، چروک چهره او را به هزار صفحه تبدیل کرد، و اجداد خود را در آخر به آرامی نگاه کرد و قادر به نزدیک شدن به او برای باز کردن بحث های طولانی که منجر می شود تا پایان. برای من چه باید بگویم؟ زندگی در گذشته به من داده شده بود، حتی اگر یک مجروح جدید برای کشیدن در اطراف داشتم. حداقل، به خودم گفتم، این دیگر من نیستم، شخص ناشناخته است. خانواده عجیب و غریب ما، متشکل از مرده و محروم، در آن شب مخفی نگه داشته شدند. ما بدن رومی را در حیاط زمین نزدیک حیاط دفن کردیم. از آن زمان، ماما به دنبال قیام احتمالی بوده است. ما در حال غرق شدن توسط مهتاب بودیم. به نظر می رسید هیچ کس دو عکس را شنید. همانطور که به شما گفتم، در اولین روزهای استقلال، زمان زیادی کشته شد. این یک دوره عجیب و غریب بود، زمانی که شما می توانید بدون نگرانی در مورد آن کشتن؛ جنگ تمام شد، اما مرگ و میر به عنوان حوادث و یا نتیجه درگیری های مداوم پوشیده شده بود.\nپروس، که همچنین زیبا و عالی است، بسیار متفاوت از پروژۀ تقریبا شاعرانه کامو است. عصبانیت روزنامه ناپذیر، محیط اصلی جریان، مصرف، خرد کردن داستان است. آشکار است که چگونه دو نویسندگان متن متن ادبی را متمایز می کنند. آنچه در بقیه آفریقا در دوران پس از استعمار رخ داده است، نیز در الجزایر اتفاق افتاده است. او به طور عمدی این بخش سیاسی تاریخ را بازگو می کند. با استفاده از این رویکرد به داستان او، او داستان را از یک فلسفه به شدت ادبی به سبک داستان های تاریخی نقل می کند. حتی خدا آن را در ذهن هارون به حال خود راند. تا آنجا که من می دانم، مذهب حمل و نقل عمومی است که من از آن استفاده نمی کنم. این خدایا - من دوست دارم که در جهتش سفر کنم، در صورت لزوم، در صورت پیاده روی، اما من نمیخواهم یک سفر سازمان یافته بگیرم؛ oOoI متوجه شدم که ...

مشاهده لینک اصلی
هومم اولین چیزی که باید توجه داشته باشید این است که برای درک این کتاب، شما باید کامو لترانگر را در حافظه اخیر خود داشته باشید. من این کتاب را قبل از اینکه مجبور LEtranger بشمارم، شروع کردم و اگرچه آن را دوست داشتم، به سرعت متوجه شدم که نیاز به پیروی از توصیه های من بالا هستم. بنابراین من عاشق LEtranger شدم. متأسفانه زمانی که من به Meursault برگشتم، اگر چه من آن را بهتر درک کردم، من آن را کمتر دوست داشتم. من پیدا کردم جالب (نام نامیده می شود @ Arabe @ در کتاب کامو، نام و داستان داده می شود در اینجا)، من پیدا شد سبک خسته کننده تکراری و کسل کننده است. لرابه، نام موسس، کشته شده است و برادرش، راوی، در نتیجه از آن رنج می برد و عمل می کند. داود یک روزنامه نگار مشهور در الجزایر است و تقریبا برای این کتاب Goncourt را به دست آورد. از دیدگاه فکری و سیاسی، کتاب او ارزش خواندن دارد. کامو از چشم انداز استعمارگرانه نوشت که داوود قاطعانه به آن اشاره می کند. اما از منظر ادبی، اگرچه اصلی است، نمیتواند خودش را حفظ کند.

مشاهده لینک اصلی
همانطور که سالهای تولد من به پایان رسید، من یک رویکرد مجدد داشتم. در آن، Id یک کودک کوچک کوچک را تنها چند اینچ طولانی می کند که من نمی توانم آن را بخاطر بسپارم، یا من آن را فراموش می کنم و بعد از آن با اضطراب ناگهانی به یاد می آورم، یا فقط آن را از دست خواهم داد .... تحقیق مورس، نویسنده بر پایه الجزایری استوار است که \"غریبه\" داستان نبود، بلکه یک داستان واقعی از یک قتل است، داستانی که توسط قاتل مورس نوشته شده است. بله، همانطور که قبلا بحث کردیم، مردم همه چیز را باور خواهند کرد، اما وقتی که یک داستان فرهنگی است، آن را یک مسئله ذهنی نیست، یا نه به همان معنی فردی که با واقعیت لمس می شود، @ به هر حال. بنابراین، از این پنهان، نویسنده، کامل داوود، فانتومگوریا را که از طریق آن شخصیت اصلی خود در جستجوی زمین جامد حرکت می کند، چرخ می کند. همانطور که در سریال رویای من، دریا در کنار زمین می ماند. برخلاف مورد دنباله ی رویا من، شخصیت اصلی ما فرآیند فرسایش را ایجاد می کند؛ تنها شخصیت اصلی و برادرش، خواهر یک فاحشه بود که هیچ خواهر دیگری نبود. جسد هرگز یافت نشد. قرار گیرد به هر حال، از آنجاییکه او به مرگ محکوم شد، چگونه او خارج شد و زندگی می کند تا کتاب قابل پیش بینی او را بنویسد؟ نویسنده به نظر می رسد در مورد حقایق و تاریخ نوشت: در مورد قهرمانان خشمگین بیش از Meursaults بدون نام قربانی قتل عرب، در مورد تاثیر بر روی خانواده اش برادر پس از پدر در ناپدید شدن، و در مورد بودن با مادران خود را به نگرانی های نه چندان منصفانه. با این حال، بیش از آنکه نویسنده، ما را بر روی یخ نازک هستی شناسی و به وحشت نیاز دارد که بخواند، همانطور که واقعیت از ما حمایت خواهد کرد. او ما را تجربه می کند که چطور باید بر روی آب راه بیافتد، نه در مفهوم معمول مسیحی بودن مانند خدا بلکه در مفهوم نیاز به عبور از قلمرو نامشخص و تغییر، با ایمان یا بدون ایمان است. سخن گفتن از دین هنگامی که شما این را بخوانید، نام شخصیت ها را بررسی کنید: هارون، موسی، بله، حتی یک یوسف. پسر تنها کسی بود که می توانست پدرش را بشنود، اما پس از آن ناپدید شد .... نویسنده چندین لایه را در این کتاب نوشته است و می توان آن را در سطوح مختلف خواند. من نمی خواهم این را بگویم که به چه معناست، حداقل به من و نه در یک خواندن، مشخص نیست، چون حرکت می کند و مثل یک توپ دیسکو تبدیل می شود، اما بعضی از لایه ها نسبت به دیگران ظریف تر هستند. من تردید می کنم که این کتاب منجر به بحث و جدال بسیار زیادی در این باره می شود، بدون آنکه در معرض دگرگونی ضد مذهبی منعکس کننده و مناقشه با مخالفان کشمکش \"غریبه\" منعکس شود، اما حتی بدون آن، بسیاری از مواد چالش برانگیز، چه با جهش به استقلال داشتن بیش از حد ناامید کننده اودوپرست. داوود، با این حال، پیام او را نادیده گرفته، پخش نموده است، نه فقط تسلیم. همانطور که کاراکترهایش کامو با شخصیت مورسو را در هم می آمیزد، برخی از خوانندگان داود احتمالا او را با Harun Uld el Assas معادل می کند. نقاشی توسط داوس برای یک مقاله در 24 نوامبر 2014 در Le Point نوشته شده است. به طور متناوب، این کتاب دارای عبارتی است که به من یادآوری کرد یک شنبه پایان داد که در آن شخصیت اصلی جهان را در ناحیه گردن wifes عزیزش می بیند. این قسمت از تحقیقات مورسو: ... در مورد من یک بالغ کامل از متعصبان مذهبی است که به من قول داده اند که تلاش کنند من را متقاعد کنند که سنگ های این کشور فقط با درد و رنج همراه است و خداوند از ما مراقبت می کند. من باید به آنها فریاد بزنم، می گویم که من سال ها به این دیوارهای ناتمام نگاه می کنم، هیچ چیز یا هیچ کسی در دنیا که من می دانم بهتر نیست. شاید در یک زمان، به عقب برگردم، من توانستم نگاهی به نظم الهی بگیرم. چهره ای که دیدم آنقدر روشن بود که خورشید و شعله میل بود و متعلق به مریم بود. (ص 140) من همیشه به یاد می آورم که روز شنبه به عنوان یک و تنها زمانی که من درمورد یک کتاب شنیده ام، به یاد می آورم - حدود 2009 در یک کلیسای اصلی مرکز شهر که من برای شنیدن یک سخنران مهمان پیش از آن دیدار کرده ام. بنابراین آسان است که تصور کنید طغیان را در مورد تحقیقات مورسو. کسانی که به دنبال سر و صدای خشمگین هستند، آن را پیدا خواهند کرد. همانند غریبه، تحقیقات Meursault سرگرم خواندن نیست، اما قانع کننده بود. هارون سخاوتمندانه تر و چشمگیر تر از مورسوت است. Harun بیشتر تمایل به صدای خشم خود را. او نمی خواهد بی سر و صدا به هر سرنوشت تاریک. چرا مطمئن است که پایه برای شخصیت بسیار دشوار برای پیدا کردن دشوار است؟ واقعیت لغزنده است، وقتی که یک شخص در داستان یک جامعه غالب قرار گرفته است، و در بالای آن باید با موضع تعیین شده توسط گروه خاص خود مطابقت داشته باشد. در نهایت، اضافه کردن توهین به آسیب، داستان یکی در حال تلاش برای چرخش نخواهد بود ماندانا .... در نبرد از روایت، چگونه عمیق به نمادگرایی باید قبل از کشف آن پایه؟ ---------------------------------------- این مقاله است که از ابتدا یاد گرفتم تحقیق مورس و آن را به من الهام بخشید تا آن را بخوانم. GR دوست یان آن را نوشته بود http://www.tabletmag.com/jewish-arts-...Ian همچنین این مقاله را ارسال کرد، که بیشتر به عقب اضافه می کند ...

مشاهده لینک اصلی
متاسفانه من این را ناامید کننده میدانم این احساس نوعی از همه جا و تکراری است. نوشتن داوود بسیار زیبا است، اما به نظر نمی رسید که به موضوع اصلی برسم. بنابراین در نهایت آن را فقط به عنوان یک مونولوگ از شخصیت های اصلی سوگواری (و ناله) احساس می کنید و متاسفانه، آن را فقط هرگز کاملا به دست آوردن در این زمینه احساس. پیدا کردن بررسی های بیشتر و bookish سرگرم کننده در http://www.princessandpen.com

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب مرسو چه کسی را کشت؟


 کتاب مسخ
 کتاب سرود مقدس
 کتاب مائده های زمینی و مائده های تازه
 کتاب راز فال ورق
 کتاب بینایی
 کتاب هستی و نیستی