کتاب سقوط

اثر آلبر کامو از انتشارات مجید (به سخن) - مترجم: پرویز شهدی-داستان فلسفی

یک طرف زیبایی است و، طرف دیگر، درهم‌شکستگان و پایمال‌شدگان. هرقدر هم این کار دشوار باشد من می‌خواهم به هر دو طرف وفادار بمانم.‏
آلبر کامو

در یکی از میکده‌های آمستردام، مردی از خود و زندگی خود سخن می‌گوید و سقوط تدریجی خود را، مرحله به مرحله، شرح می‌دهد. ژان‌باتیست کلمانس، که روزگاری در پاریس وکیلی مبرز و موفق، و نمونهٔ انسانی درستکار و گشاده‌دست و پاکباز بوده‌است، اینک بر این گذشته نگاهی هولناک می‌افکند و در پرتو ذهنی هشیار، دروغ و دورویی خود و دیگران را فاش می‌سازد: در این جهان و در این زمان هیچ‌کس نمی‌تواند خود را بیگناه بداند. تصویری که کلمانس از خود عرضه می‌کند ناگهان تصویر خود ما می‌شود.‏

این کتاب کوچک آینهٔ تمام‌نمای روزگار ما و انسان امروز است.‏


خرید کتاب سقوط
جستجوی کتاب سقوط در گودریدز

معرفی کتاب سقوط از نگاه کاربران
همانطور که می گویند، من شخصا از بعضی از پیامدها استفاده می کنم، اما اکنون بیشتر وقتم را در Goodreads صرف می کنم. چی؟ اوه، من برای یک سازمان آمریکایی کار میکردم که کارشناسان را استخدام میکرد. در میزان قابل توجهی افزایش یافته است، بدون شک. تخصص قابل اعتماد دارای ارزش بازار بالا است، که مدل کسب و کار ما بود. اجازه بدهید به شما درباره یک شغل که انجام دادم بگویم. یک موسسه دولتی اسپانیا خواستار سرمایه گذاری در یک پروژه نرم افزاری بود، چرا من نمی دانم. شاید برخی از دشمنان داخلی. آنها به عقیده بی قید و شرط برای نقل قول نیاز داشتند، بنابراین من به عنوان ارزیابی خارجی به ارمغان آوردم. من مودبانه پیشتر گفته بودم که ارزیابی من منفی است. تماس من به من اطمینان داد که جلسه را تا حد ممکن کوتاه نگه دارد، به منافع همه نگران کننده. من وارد شدم و دستم را با نماینده پروژه تکان دادم. من می توانم ببینم او تا به حال تمام شب تلاش کرده است تا عملکرد سیستم خود را بهبود بخشد. من اجازه دادم برنامه را برای چند دقیقه به من نشان بدهم. مرد تماس گرفت به من نگاه کرد در یک متن خنثی، و به زبان انگلیسی، من توضیح دادم که پروژه از معماری مدرن یا روش ارزیابی در حال حاضر استفاده نمی کند؛ سخت بود که احساس نکنم این موضوع باعث تردید جدی شد. مرد تماس گرفته شده است. @ اما او حتی نمی داند اسپانیایی @ قربانی بی ادب گفت؛ مرد تماس گرفت؛ یک دقیقه بعد، دوباره دست و پا زدیم. روز بعد، رئیس من به من گفت که مشتری از عملکرد من خوشحال است. پس از اینکه Goodreads را کشف کردم، شروع کردم به این نکته که پروژه های نرم افزاری به اندازه کافی چالش برانگیز نبودند. به جای دادن نظرات متداول بر روی کد، من می توانم از کلمات خودم برای محاسبه خروجی انباشته نویسندگان جهان از هومر تا امروز استفاده کنم. پاسخ نیز جالب تر بود. اخراج مختصر و شفاف از جویس یا داستایوفسکی موجب رضایتمندی اعتراضات از روشنفکران سوسیالیست می شود و یک نظریه ای که می تواند صبحانه سرگرمی را به ارمغان بیاورد. اما بعد از مدتی، این خیلی هم خسته بود. من متوجه شدم که تعداد محدودی از روش هایی برای ممانعت از خوانندگان پرطرفدار، حس ادبی مناسب وجود دارد؛ من شروع به حرکت خواندن به طور پیوسته downmarket، رمان های عامیانه و ضعیف اعدام که خوانندگان واقعا به نظر می رسید به مراقبت. به زودی من دست پایین را لمس کردم و طبقه ثروتمند نویسندگان را با حساب های سایت پیدا کردم. مردم ادعا می کنند، بدون اعتقاد بسیار، که آنها عمیقا در مورد به فانوس دریایی؛ آنها ممکن است به همه صادقانه اعتقاد داشته باشند که آنها به هری پاتر و مراسم مرگ می اندیشند. اما هیچ تردیدی وجود ندارد که آنها در مورد کتاب های خود مراقبت کنند. این فوق العاده آسان بود برای دستکاری این ناچیز نویسندگان، ابتدا با امضای قدردانی امیدها خود را افزایش دادند و سپس آنها را با یک بررسی یک ستاره تبهکارانه توهین آمیز به آنها ضربه زد. اگر آنها جرأت داشتند - من تعجب کردم که ببینم چند نفر آن را انجام دادند - این کار یک ساعت طول کشید تا دهها یا حتی صدها نفر دیگر از متخصصان را جمعآوری کند که آنها را به عنوان متفکرانbadly رفتار میکردند، . من می دانم، به سختی می توان کار حرفه ای خود را یک افتخار کرد؛ اما بدون شک جنایات مشابهی در وجدان شما دارند. هر نویسنده ای که یاد گرفته است، دلش برای پیدا کردن خواننده ایده آل است که آنها را بخواند، همانطور که می دانند آنها باید خوانده شوند، که همه چیزهایی را که می خواهند بگویند اما نمی توانند بیان کنند، درک می کنند. آنها برای خواننده ایده آل جستجو می کنند، اما همه آنها منتقدان هستند. فکر می کنم تنها دو هزار سال پیش یک خواننده ایده آل وجود داشته است. او گذشته از سطح کتاب نگاه کرد و کتاب واقعی را درونش دید، کتاب چنان عمیقا پنهان شده بود که حتی نویسنده نمی توانست آن را ببیند. به طور طبیعی منتقدان او را غیر قابل تحمل یافتند و او را به مرگ محکوم کردند. بعدها، مردم احساس کردند که مجبور بودند کتابی درباره خواننده ایده آل بنویسند. این یک کتاب گیج شده و ضعیف است که پر از تناقضات و غیرقابل مقایسه است. هنوز بهترین کتاب هنوز نوشته شده است. من می توانم ادامه دهم، اما تقریبا نیمه شب است. فکر نمی کنم بیشتر به زندگی ام بگویم. در عوض، من پیشنهاد می کنیم که از طریق پل به Vieille Ville، از گالری های هنری و کتابفروشی های آنتیک برویم. یکی دیگر از هفته گذشته بسته شد. من می خواهم آنها را قبل از اینکه خیلی دیر شده ببینم

مشاهده لینک اصلی
آیا می خواهید پایه و پایه ای را که بر مبنای آن چشم انداز شما به زندگی شکل گرفته است، مورد پرسش قرار دهید؟ آیا می خواهید خطوط بین خیر و شر به اصطلاح، درست و غلط، اخلاقی و غیر اخلاقی را که درهم شکسته شده است، ببینید؟ آیا شما نمی توانید یکی از دیگران را تشخیص دهید؟ آیا می خواهید از این مرجع گرانبها و گرانبها که در آن شما مقایسه کرده اید پاک کنید، همه اعمال، اندیشه ها و احساسات شما را محاسبه کرده اید؟ اگر پاسخ به سوالات 3 فوق بله است ، سپس به جلو بروید و آلبر کامو را بخوانید. شما ممکن است در عشق خود به کار خود، اندیشه های خود را در مورد ابهام اخلاقی و ناخوشایند از دیدن نابغه خود پایان دهید. آیا من این کتاب را دوست دارم؟ بله. آیا هر جنبه ای از آن را درک می کنم؟ بله و نه. ممکن است چند مورد دیگر را بخوانم. آیا من عاشق پروس هستم؟ بله، بله بله. آیا می دانم که آیا این کتاب را به عنوان نوعی از آموزه های نیهیلیسم یا اگزیستانسیالیسم یا ترکیب کنجکاوی هر دو به عنوان برچسب گذاری کنم؟ آه جهنم نه

مشاهده لینک اصلی
پس چه چیزی در مورد زندگی ما صحبت می کنیم؟ اصول پایه ای که بر اساس آن همه ی چشم انداز ما نسبت به زندگی شکل گرفته است؟ افرادی که ادعا می کنند زندگی خود را با یک قانون رفتار، نوعی فلسفه خود برای زندگی زندگی می کنند، شنیدند. \"من دوست دارم این کار را انجام دهم\" دوست دارم آنجا باشم \"،\" این است \" اشتباه نکنید، من نباید گفتن این حرفها و بی شماری دیگر اظهارات نادرست است. از جایی که این مرجع احترام به قضاوت در مورد اعمال ما می آید، جایی که دروغ از خطا، اخلاقیات غیر اخلاقی، درست از اشتباه ... | اگر کامو وجود داشته باشد، بر خلاف دیگر اگزیستانسیالیست ها، هرگز دین را به عنوان خصمانه نمی پذیرد، این عنوان یک مرجع واضح برای داستان عهد عتیق آدم و حوا است؛ راوی ما به عنوان یک گناهکار به ما آمده است، او گناه کرده است، یا به همین دلیل است که او فکر می کند، و برای عواقب ناشی از زمینه های خوشحال است، به جای که در آن نور وجود ندارد، اما تاریکی قابل مشاهده است، او صحبت می کند و با ما صحبت می کند، اعتراف گناه پس از گناه در طول چندین شب طولانی، چرا در این نقطه از زندگی خود، آیا او فکر به دادن کلمات به آن اقدامات غیر قابل توصیف، و یا بی اثر او انجام شده است، چرا او در واقع فکر می کند، رستگاری در اعتراف دروغ است؟ او قربانی قضاوت است، او به تنهایی او را به چشم انداز زندگی فراتر از موجودیت خودمحور، او انجام داده است اعمال خوب است، اما هرگز لذت بردن از احساس خوب، او کمک کرده است ناسازگار، اما بدون همدلی، او لذت بردن از افسانه ها، با بی نظمی خاص، او را به لذت بردن از زنان لذت می برد، اما هرگز دوست ندارد! و در حال حاضر او به ما می آید، به عنوان یک گناهکار، می خواهد به شنیدن و بازخرید، او خسته از تماشاگر فقط در مرحله از زندگی، او امیدوار به احیای است، اما هیچ امیدی وجود ندارد مناطقی از غم و اندوه، سایه های سرسبز، که در آن صلح و استراحت هرگز نمی تواند ساکت بماند، امیدوار است هرگز نمی آید که برای همه می آید، اما بدون پایان شکنجه! با توجه به این کار نابغه و تردید، من همه چیز را متعجب و متقاعد می کنم، کامو خسته از این انحرافات وجودی بود، او به طرز عجیبی در آثار او موعظه، چرا که در بعدها، در حالی که انتقاد از این مدرسه فلسفه و پرداختن سارتر آنچه که او گفت، اهمیت زیادی دارد! far از منجر به یک راه حل مناسب و معقول از مشکل آزادی در مقابل قدرت، [اگزیستانسیالیسم تنها می تواند منجر به] servitudeâ € کمی قطعی، isnâ € ™ t آن است؟

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب سقوط


 کتاب ولگردهای دارما
 کتاب سال مرگ ریکاردو ریش
 کتاب مرگ خوش
 کتاب گوشه نشین
 کتاب هیچ راهی دور نیست
 کتاب لبه تیغ