کتاب سال مرگ ریکاردو ریش

اثر ژوزه ساراماگو از انتشارات هاشمی - مترجم: عباس پژمان-داستان فلسفی

سال: 1936. اروپا رقص می کند در حالی که یک دیکتاتور مزدور خود را در پرتغال تاسیس می کند. شهر: لیسبون - خاکستری، بی رنگ، کروی. ریکاردو رییس، یک دکتر و شاعر، پس از شانزده سال در برزیل، به خانه آمده است.



خرید کتاب سال مرگ ریکاردو ریش
جستجوی کتاب سال مرگ ریکاردو ریش در گودریدز

معرفی کتاب سال مرگ ریکاردو ریش از نگاه کاربران
تنها تفاوت بین زندگی و مرگ این است که زندگی هنوز هم زمان دارد، اما وقت آن است که بگوییم یک کلمه برای ایجاد یک ژست برای آنها به پایان رسیده است. به نظر می رسد که یک مرد چه می گوید، از آنجایی که این حرف را زده است، مرد نمی میرد، از آنجایی که آن را ساخته است، این همان چیزی است که او می میرد، نه از بیماری، و به همین دلیل وقتی مرده است، آن را بسیار دشوار می کند مرگ را بپذیر عزیزم، فرناندو پزوا، شما خواندن چیزهای بدتر. ریکاردو رییس عزیزم، دیگر نمی توانم بخوانم این دو مکالمه ناخوشایند بر دو شمارش گزارش شده است، به طوری که در واقع آن اتفاق افتاده است. هیچ راه دیگری برای ساخت آن صدا قابل اعتماد نبود. ----- Josà © Saramago گاهی اوقات سکوت در چنین رنجی غرق می شود که صدای بی صدای بلند ترین صدای بلند است. انعکاس های آنها همچنان به نسل های آینده ختم می شود که مدت ها پس از آنکه صداها خود را متوقف کردند وجود داشته باشند. در میان کسانی که خالی از سکنه هستند، تعداد کمی از آنها وجود دارد که ساکنان آنها در سرزمین ناشناخته عمدا عمر طولانی دارند. شاید آنچه که آنها را تحسین می کند، انعکاس افکار خودشان است، و گاهی اوقات به عواقب کار سخت و سخت با کلمات می پردازد که خوانندگان را مانند ما دو برابر می کند. جالب توجه است، حتی اگر این کلمات به نظر می رسد به صورت عمومی، آنها را با چنین عباراتی همراهی می کند که باعث می شود شما احساس خستگی ناپذیری را برای سکوت که در وهله اول شما را دوست داشت. این است که چگونه می توان تجربه خواندن من از این کار توسط Saramago شامل فرناندو Pessoa را توصیف کنید. Pessoa € \"The Book of Disquietâ € یک تاثیر عمیقی بر روی من گذاشت و شناخت خلقت او از نامهای (حدود 80) باعث جذابیت بیشتر من شد. به منظور ایجاد چنین نامهای نادرست و سپس به منظور تبیین صفات شخصیتی مختلف و نوشتن سبک آنها، به نظر من، یک شاهکار شگفت انگیز است، به خصوص از آنجایی که نشان دهنده غم انگیز بودن یک موجودیت بی نظیر بشری است. و این ایده دقیقا همان چیزی است که توسط ساراماگو توسط نوشتنش در این اثر به دست می آید. او قطعه ای را ایجاد می کند که متناسب با سبک و شخصیت او است که به شیوه ای کاملا معمولی نوشته شده است (همانطور که توسط افکار و زندگی ریکاردو رییس، معروف پوسو، در این اثر نشان داده شده است)، اما آن را به شدت غرق شدن موجودیت ظاهری این باعث می شود که شما برای کارشناسی ارشد بیشتر باشید. \"ما به مردی که مرگش از ما برمی خیزد و از دست دادن استعداد معجزه آسا و فضل حضور انسان او سرزنش می شود، اما تنها مرد ما را شگفت زده می کند؛ زیرا سرنوشت او روح و قدرت خلاق را با یک زیبایی مرموز که نمی تواند از بین برود . بقیه متعلق به نابغه فرناندو پسو است. به نظر می رسد ساراماگو نه تنها با قدرت خلاقانه پزوا، بلکه همچنین با زندگی او، زندگی روزمره اش هم مشتاق شده بود. به همین دلیل است که او ریکاردو ریس را، نام مستعار Pessoa، را به عنوان شخصیت مرکزی در اینجا می کشد و ما را به سمت ذهن استاد می کشد، به طوری که او را به دقت شخصیت یک Reis کند و غریب ساخت، این ویژگی ها نیز با Pessoa در طول عمر خود او در استفاده از واقعگرايي جادويي خود را در حالي كه ريس و پوسو را در رمان متمايز مي كند، از بين مي رود. رییس بعد از مرگ پزوا به لیسبون می آید و به قبرش می رود. سپس او توسط روح پوسوا باز می شود و هر دو در مکالمات شرکت می کنند. مکالمات مغرانی هستند که فقط به نظر می رسد نشان می دهد نوع مبارزه Pessoa، که عمدتا انفرادی باقی مانده است، در طی عمر خود گذشت. â € œ اگر من خواب را بپذیرم، آن را قادر به رویای، برای خواب است که وجود ندارد، به سمت طرف دیگر، اما زندگی دو طرف دارد، Pessoa، حداقل دو، ما می توانیم فقط از طریق رویاها به طرف دیگر رسیدن، شما این را به یک مرد مرده میگویید که می تواند به شما از تجربه خودتان بگوید که در طرف دیگر زندگی فقط مرگ است. خوب، من نمی دانم که مرگ چیست، اما من قانعم که این جزء دیگر زندگی ما است که بحث می کنیم، زیرا مرگ، به نظر من، محدود به خود بودن است. مرگ است، آن وجود ندارد، آن است. در حال حاضر وجود دارد و وجود ندارد همان چیزی است که، نه، Reis عزیز من، بودن و موجود هستند یکسان نیست، و نه فقط به این دلیل که ما این دو کلمه مختلف در اختیار ما، در مقابل آن است که به این دلیل که آنها یکسان نیست چیزی که ما این دو کلمه داریم و از آنها استفاده می کنیم. \"موجود بودن و موجود بودن همان چیزها نیست. گاهی اوقات ما فقط وجود دارد، به عنوان زندگی وجود دارد اما بدون آگاهی از این وجود. ما از طریق زندگی به عنوان یک رویا، بی حال و بی حوصله می گوییم. گاهی اوقات ما تلاش می کنیم که در طرف دیگر قرار بگیریم، به شدت احساس می کنیم و برخی از معنی را به وجود می آوریم، به دنبال پاسخ ها و بالا بردن. و شاید این دو طرف زندگی هستند که ضروری هستند که برای حرکت در این جهان ضروری است. من هنوز مطمئن نیستم که چرا ساراماگو این کار را به عنوان \"سال مرگ ریکاردو رییس\" نامگذاری کرد، شاید من به دنبال بیش از حد هستم، ممکن است اینطور باشد که او با تمام کارهایی که Pessoa در طول عمر خود ناکام ماند و در نهایت اجازه داد او در آرامش بماند.

مشاهده لینک اصلی
فرناندو پسوآ (1888 - 1935) Josà © ساراماگو (1922 â € \"2010)، PRA © میلیون ادبیات در سال 1998، رمان â € OEO سال مرگ ریکاردو Reisâ € در 1984.Tal منتشر شده به عنوان به عنوان نشان می دهد، Josà © ساراماگو ، روایت constrói با استفاده از ریکاردو ریس، شخصیت اصلی رمان با هویت imaginária، یکی از شاعر و نویسنده heterónimos فرناندو پسوآ، â € œele próprioâ €، secundária.Ricardo شخصیت ریس، با چهل و هشت ساله، متولد در پورتو، تک، کارشناسی ارشد © پزشک و شاعر، با última residência در Rio de Janeiro، او به پرتغال در اکتبر 1935 بازگشت، شانزده عقب سال از خود تبعید در برزیل، مسکن برای اولین بار در هتل Braganç بود a، در نزدیکی Cais do Sodrà ©، و بعد از آن یک آپارتمان در منطقه Miradouro سانتا کاتارینا در لیسبون. لیسبون و پرتغال یکی از تاریک ترین دوره های تاریخ زندگی خود را دارند. دیکتاتوری سالازار، در سخنرانی و تبلیغ تبلیغاتی ایدئولوژیک فاشیستی، سرکوب و مداخله پلیس سیاسی دولت جدید، PIDE؛ رویدادهای سیاسی و نظامی در یک بستر جغرافیایی اروپایی تغییر شکل یافته مانند جنگ داخلی اسپانیا، افزایش قدرت موسولینی در ایتالیا و گسترش ایدئولوژی نازی در آلمان آدولف هیتلر، SA £ برخی از نمونه هایی است که Josà © ساراماگو برجسته nÂ'â € OEO سال از مرگ همکاران ریکاردو Reisâ € .Josà © ساراماگو در راه استادانه به رابط £ بین مرگ و زندگی، بین heterónimo ریکاردو ریس و خود € € œcriadorâ فرناندو پسوآ، استقلال biológica موثر، زندگی و زنده ماندن به مرگ شاعر، حفظ â € € œproximidadeâ phasic، که نشان داد و توسط convivência و diálogos برجسته واقعی و / یا imaginários بین دو کاراکتر، حقایق و حوادث واقعی که در 30S در بخش های خاصی dÂ'â € OEO سال مرگ ریکاردو Reisâ € رخ داده یافت جزء بیش از حد histórica و در نظر گرفتن سفر یا â € OA € £ œperegrinaçà ها The Fatima está کمی رفتار decontextualized ریکاردو Reis.â € OEO سال مرگ ریکاردو Reisâ € à © رمان عالی، که نشان می دهد که نوشتن نبوغ خوزه © ساراماگو، نثر تنها و اصلی، که در آن linguÃsticos و شماع ¢ £ SA nticos به چالش می کشد دائم به طور خاص در ساخت و ساز از متن £ £ و سرکوب چند قواعد دستور زبان و نقطه گذاری £ O، که کتاب های خود را به یک سفر جذاب از طریق تاریخ و ادبیات. © خوزه ساراماگو (1922-2010).Aqui به پایان می رسد دریا و زمین آغاز می شود @ (Pág 11.) مردUm باید کمی خواندن و یا شما می توانید، انجام £ اگر شما نیاز به بیش از (Pg 137) \"اینجا، جایی که دریا رفته است و زمین منتظر است\" (ص 407) @ (...) تنهایی ما نمی توانیم شرکت را با کسی یا هر چیزی که درون ماست، نگه داریم ... (220 ق.ظ.)

مشاهده لینک اصلی
هنوز مطمئن شوید که اگر این £ à © داستان ریکاردو ریس یا ساراماگو آن را به عنوان بهانه ای برای به نمایش گذاشتن جهان، به ویژه اروپا، در سال 1936.Em هر دو مورد، ریکاردو ریس به پرتغال می گرداند پس از تبعید در برزیل، که در آن از مرگ فرناندو Pessoa.Desembarca در لیسبون غم انگیز آگاه است؛ تاریک توسط آب و هوای بارانی و سیاستمدار و آب و هوا اجتماعی است که ما در روایت paÃs.Numa که در آن سودا می دهد کارشناسی ارشد £ زیبایی زندگی می کنند، نویسنده کالبدشکافی واقعیت های خشن از یکی از بدترین مراحل این کشور است، £ populaçà یکی تحت دیکتاتوری بدون عدالت خرد بدون esperança سپرده salvaçà última فن © £ © hipotà در آینده معجزه Fátima.O نوری à © نامشخص به خصوص با اروپا در یک پوشا فاشیستی نوازش آلمان هیتلر متحده، Itália موسولینی، اسپانیا فرانکو، و پرتغال؛ زانو زدن قبل از @ @ ناجی Pátria، سالازار، ستایش و در عین medida.Perante این cenário، ریکاردو ریس، در بی تفاوتی عرفی خود از جاه طلبی چیزی زندگی می ترسید، و به شباهت زودگذر، با مرگ به عنوان فقط اطمینان، مراقبت از دولت کشور، به ویژه روزنامه ها است. تماشاگر، حس خود را دموکراتیک à © پوچ و ساراماگو از او به افشای دموکراتیک شخصی خود را با طنز و طعنه habituais.Mal ریکاردو ریس خودگردان پا © ها در ساحل começou به دریافت بازدیدکننده داشته است اگر فرناندو پسوآ ، که از مردگان به جلسات جایی که آنها در مورد زندگی، جهان اطراف آنها، دوست دارد و انجام شاعر می آید. آن را به سمت غیر واقعی از تاریخ بود، و که در آن O ficçà £ و واقعیت همزیستی در یک فرم زن fascinante.A قوی این کار à © Ladia: ایجاد در هتل که در آن شاعر در آنجا ماند، começa مدت کوتاهی پس از ساخت شما @ به صورت خودکار بازدید @ مردم زن، بی فرهنگ، فقط در انتظار اما زندگی à © واقعیت آگاه و destemida.Ricardo ریس او یک پسر را می سازد - که نمی خواهند reconhecer- £ Ladia و هیچ چیز نیاز، سرنوشت خود را می پذیرد. او که ارتباط شما با زندگی روزمره است، مستقل تر می شود، از بین می رود، و او در معرض خستگی قرار می گیرد. ریکاردو ریس زندگی می کند Ladia مواجه زندگی در رحم مادر حمل esperança بهتر futuro.Outro نقاط قوت این کتاب à © مسیر لیسبون سفر توسط ریکاردو ریس. بسیاری انجام می دهند، و بنابراین I. سه روز تا بودند و پایین خیابان، دوم پا © ها و پاها در حال حاضر خواسته clemência، سوم مثل فلج. اما فراموش نشدنی خیره کننده بود! آیا می خواهید indesmentÃvel ارزش کار، یا با recordaçÃμes ماراتن عابر پیاده، این © یکی از کتاب فقط ویژه demência poderá پاک کردن از حافظه من.

مشاهده لینک اصلی
من سعی خواهم کرد آنچه را که من در طول خواندن این کتاب شگفت انگیز توسط Josà © Saramago احساس کرده ام را شرح دهم. سال مرگ ریکاردو رییس کاملا فوق العاده است. این باعث شد که من لیسبون را بیشتر دوست داشته باشم، مردم و زندگی. نویسنده توانست در طول خواندن من را شگفت زده کند و چند هفته در محیط ویژهای قرن نوزدهم زندگی کند. ذهنیت مردم پرتغالی به سختی تغییر کرده است. ریکاردو رییس پس از گذشت شانزده سال از کشورش از برزیل باز می گردد. عجیب و غریب اولیه و جستجو برای مکانی برای تماس با منزل. پیاده روی خیابانهای لیسبون توسط چشم پزشک، لذت بخش بود. شور و عشق بین دو زن بسیار متفاوت است. شخصیت های فوق العاده زن هنگامی که این زنان صحنه را از شخصیت اصلی سرقت می کنند، بدون شک بخش های مورد علاقه من هستند. کتاب به عنوان به آرامی به عنوان روایت می پرسد. تم های مختلف از مشاهدات شخصیت ها و وقایع در معرض دید قرار دارند. گفتگوها بین ریکاردو رییس و خالق او مرا به شیوه ای باشکوه که نویسنده تصمیم به گفتن این داستان داشت را جذاب می کند. همانطور که از طریق صفحات این کتاب برگردانید، غوطه ور شدم. با احساساتم حرکت کرد و مرا هیجان زده کرد. گفتن خیلی زیاد بود، اما نمیتوانستم. پنج ستاره وبلاگ: www.amulherqueamalivros.blogs.sapo.pt

مشاهده لینک اصلی
نویسندگان خاصی وجود دارند و ساراماگو به وضوح یکی از آنهاست، صدای آن به خوبی تعریف شده است و ما می توانیم آن را در چند کلمه تشخیص دهیم. حتی رمانهای کم تجربهتری هم برای من لذت بخش است، فقط به خاطر اینکه من دوست دارم زمان حضور خود را در حضور صدای او (همانطور که توسط جیووانی پونتیرو فوق العاده ترجمه شده است) را دوست دارم. و در اینجا، در این متن، صفحه اول را باز می کنیم و به صورت زیر می خوانیم: â € در اینجا دریا پایان می یابد و زمین شروع می شود. باران بیش از شهر بی رنگ است. آبهای رودخانه با گلدان آلوده شده اند، دره های رودخانه سیل شده اند. یک کشتی تیره، تیپ Highland، رودخانه یخی را می کشد و قله Alcâ ¢ ntara را لنگر می گذارد. کشتی بخار انگلیسی است و متعلق به Royal Mail Line می باشد. او از آتلانتیک بین لندن و بوئنوس آیرس عبور می کند مانند یک شاتل بافندگی در بزرگراه های دریایی، به عقب و جلو، همیشه در همان بندرها، لا پلاتا، مونته ویدئو، سانتوس، ریو دو ژانیرو، پرنامبوکو، پالماس، در این نظم یا بالعکس، و مگر اینکه کشتی نابود شود، کشتی نیز در Vigo و Boulogne-sur-Mer تماس برقرار خواهد کرد تا در نهایت به Thames وارد شود، همانطور که اکنون وارد تگاس می شود، و کسی نمی پرسد که رودخانه بزرگ است، که شهر بزرگتر است. \"در این پاراگراف تنها بسیار مورد توجه قرار گرفته است. همه کسانی که در اولین جمله نامطلوب هستند، تحریک ملانکولی باران، کشتی تاریک، رودخانه ی شگفت انگیز\" â € œEternal Returnâ € در سفر تکراری steamer € | I donâ € ™ T می دانم. برای من چنین پاراگراف به اندازه کافی برای الهام بخشیدن به اعتماد و تضمین خواندن متعهد است. تعدادی از رمانهای او که برای محل در قفسه ی انعکاسی من مبارزه می کردند (پرستش و عاشق بودن دقیق تر از احساسات من برای این متون )، این یکی بخشی به دست آورد، من فکر می کنم، به دلیل آن است که به Pessoa، یکی دیگر از دوستداران ادبیات من (با وجود اینکه من فکر نمی کنم دانش از کار او یک پیش نیاز برای خواندن این رمان) محکم بافته شده است. با این حال، من باید پایان با یک نقل قول از خود راس: â € œNumberless در ما زندگی می کنند؛ من فکر می کنم یا احساس، ignorantOf کسی که فکر می کند یا احساس است.من تنها جایی که کسی احساس می کند یا فکر می کند.من بیش از یک روح دارند.معمولا بیشتر از اول. بنابراین، من همواره به همۀ آنها متکی هستم. آنها را خاموش می کنم: من صحبت می کنم. انگیزه های متفاوتی از آنچه که احساس می کنم یا نمی فهمم که کسی هستم. من آنها را نادیده می گیرم. آنها چیزی را نمی دانند که من می دانم من هستم: من می نویسم. â € œ - ریکاردو ریس (Pessoa)

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب سال مرگ ریکاردو ریش


 کتاب ناخوش احوال
 کتاب راز فال ورق
 کتاب گروه محکومین
 کتاب بازی مهره ی شیشه ای
 کتاب جزء از کل
 کتاب کیفر آتش (برج بابل)