کتاب رویای آدم مضحک

اثر فئودور داستایفسکی از انتشارات ماهی - مترجم: رضا رضایی-داستان فلسفی




خرید کتاب رویای آدم مضحک
جستجوی کتاب رویای آدم مضحک در گودریدز

معرفی کتاب رویای آدم مضحک از نگاه کاربران
کتاب، مجموعه ای از داستان های کوتاه داستایفسکی است به همراه مقدمه ی مترجم در مورد شروع نویسندگی داستایفسکی و درباره ی داستان های این مجموعه. در آخر کتاب هم سالشمار زندگی نویسنده آمده است.
بیش تر داستان ها، به گواهی سالشمار پایان کتاب، متعلق به دوره ی اول نویسندگی داستایفسکی هستند.
این داستان ها، روایت کننده ی زندگی آدم های شکست خورده است. حالا یا از زبان خود آن آدم ها یا از زبان یک راوی که زندگی این آدم ها را دیده است.
بهترین داستان مجموعه، همان داستان آخر یعنی «رویای آدم مضحک» است که مایه های فلسفی خوبی هم دارد. ماری دهقان هم داستان زیبایی است. کروکودیل در طنزپردازی قوی است و دزد شرافتمند هم در کنار رویای آدم مضحک از قوی ترین داستان های مجموعه است. ضعیف ترین داستان ها هم آقای پروخارچین و پولزونکوف و همچنین درخت کریسمس و ازدواج است.
یکی از مهم ترین مشکل های این داستان ها، زیاده گویی نویسنده است. جوری که آدم جاهایی حوصله اش سر می رود از این همه توصیف که گاهی به کار هم نمی آیند. درست که در برخی از این توصیف ها (مانند وقتی که داستان را از زبان آقای پولزونکوف می شنویم) نوع بیان یک فرد «خوب اما از دید دیگران دلقک» به زیبایی شکل گرفته است. اما با این وجود باز هم زیاده گویی مشکلی است که در داستان ها به چشم می خورد.
مشکل دیگر، پایان بندی مشخص نداشتن برخی از این داستان هاست. مثل داستان آقای پروخارچین که پایان بندی مطلوبی نداشت. یا حتا درخت کریسمس و ازدواج که پایان بندی آبکی و مسخره ای داشت. کروکودیل هم با این که طنزپردازی زیبایی داشت اما در پایان باز هم با مشکل روبرو بود. شاید بشود گفت هیچ مشکلی پیش نمی آمد اگر نویسنده، ده صفحه زودتر داستان را تمام می کرد!
با این وجود، نوع تعریف کردن داستان ها و نوع پرداخت شخصیت ها، می تواند انسان را به تعجب بیندازد. شخصیت ها به راستی دقیق توصیف شده اند.
مقدمه ی مترجم به ویژه در مورد شروع نویسندگی داستایفسکی هم حاوی حرف های ارزشمند و زیبایی بود.

مشاهده لینک اصلی
داستایوسکی نقد سریحی دارد بر وقایع تلخ و سیاه آدمی و جامعه آدم ها . کتاب با پاراگراف زیر شروع می شود :
من یک آدم مضحک هستم. البته الآن به من میگن دیوانه. اگه به اندازه قبل در نظر اونها مضحک نبودم، میشد گفت که به من ترفیع دادن. ولی الآن دیگه از این امر نمی رنجم، همشون برای من عزیزن حتی وقتی به من می خندن – و در واقع وقتی به من می خندن، بیشتر برا من عزیز می شن. منم می تونستم باهاشون بخندم – نه دقیقا به خودم، بلکه به خاطر علاقه ای که به اونها دارم، البته اگه وقتی بهشون نگاه می کنم اینقدر غمگین نشم. غمگین برا اینکه اونها حقیقتو نمی دونن و من می دونم. آه، چقدر سخته که تنها کسی باشی که حقیقت رو می دونه! ولی اونها نمی فهمن. نخیر، نمی فهمن.


مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب رویای آدم مضحک


 کتاب 2666
 کتاب قصه جزیره ناشناخته
 کتاب مرگ ایوان ایلیچ
 کتاب عقاید یک دلقک
 کتاب پانزده زندگی اول هری آگوست
 کتاب جاناتان مرغ دریایی