معرفی کتاب دیوار

اثر ژان پل سارتر از انتشارات آزاد مهر - مترجم: صادق هدایت-داستان فلسفی

The Wall, the lead story in this collection, introduces three political prisoners on the night prior to their execution. Through the gaze of an impartial doctor--seemingly there for the mens solace--their mental descent is charted in exquisite, often harrowing detail. And as the morning draws inexorably closer, the men cross the psychological wall between life and death, long before the first shot rings out.

This brilliant snapshot of life in anguish is the perfect introduction to a collection of stories where the neurosis of the modern world is mirrored in the lives of the people that inhabit it.


خرید کتاب دیوار
جستجوی کتاب دیوار در گودریدز

معرفی کتاب دیوار از نگاه کاربران
در تاریخ ادبیات مواردی وجود دارد که سبکی با یک داستان کوتاه آغاز شده است . مثل شنل گوگول که رئالیسم روسی را بوجود آورد . اما داستان کوتاه دیوار ، سبکی را بوجود آورد که هنوز که هنوز است در این که آیا این سبک ادبی است یا صرفا ً یک فلسفه ی روایی اختلاف سلیقه وجود دارد : سبک اگزیستانسیالیسم .
دیوار داستان بسیار ساده ای دارد. اصلا ً می توانیم این داستان را آغازگر دوره ای بنامیم که ادبیات مدرن به حذف داستان پرداخت و رمان را به صورتی در آورد که از حالت قصه خارج شود و شکل فیلم نامه به خود بگیرد . دیوار داستان نبرد انسان با خود است . شورشیانی که دستگیر شده اند و در انتظار مرگند . در این داستان کوتاه ، سارتر نخواسته که حالات آنها را به تصویر بکشد و به چند خط ساده بسنده می کند ، یعنی ما نمی توانیم با حالات روانی آنها ، آن طور که مثلا ً کافکا در محاکمه یا کامو در بیگانه به تصویر می کشند ، آشنا شویم . هدف او این نیست . قهرمان داستان برای نجات دوستان خویش که تحت تعقیب هستند و این که چندی کوتاه از زیر شکنجه خارج شود ، به بازپرس آدرس اشتباهی می دهد ، اما دست بر قضا ، دوستانش به همان آدرس اشتباهی رفته اند و همه توسط سربازان کشته می شوند . اهمییت وجدان آدمی ، در این داستان دیده می شود ، همان طور که شعار اصلی این داستان اصالت وجود است . وجودی که همیشه تحت تاثیر اعمال خویش است ، چه دروغ بگوید و چه حقیقت .
کتاب شامل هفت داستان کوتاه است:
دیوار -اثر ژان پل سارتر
جلو قانون -اثر فرانتس کافکا
شغال و عرب -اثر فرانتس کافکا
کلاغ پیر -اثر الکساندر لانژکیلاند
تمشک تیغ دار -اثر آنتوان چخوف
مرداب حبشه -اثر گاستون شرو
کور و برادرش -اثر دکتر آرتور شنیسلر

مشاهده لینک اصلی
ترجمه یک ساختار حکم خنده دار (برای من این است). هر آنچه که هست، تلاش خوبی برای افزودن زبان به زبان مالایی است. تنها ترجمه من به معنای واقعی یا آزادانه ترجمه یا تاکید بر معنای یا اهمیت منبع متن و غیره است. بنابراین، احساس خواندن ترجمه (گاهی) از فرهنگ لغت را از دست ندهید، گرچه فرآیند مترجم را در تولید این متن ثانوی نمی دانم. من قادر به خواندن سایر ترجمه ها از JRGN بودم.

مشاهده لینک اصلی
@ Wall، @ Erostratus، @ و @ Childhood of a Leader @ همه داستان های پنج ستاره هستند.

مشاهده لینک اصلی
دیوار (1939) توسط ژان پل سارتر. در نهایت من به سارتر خواندن دادم! من اخیرا به خواندن وقت زیادی نرسیده ام و سارتر خود را برای من آسان نکرده است. دیوار دارای پنج رمان که در دنیای ادبیات تثبیت، پس © ها از تهوع (1938) (که بار خوانده شده © مدتی) .TenÃa به خواندن که رد نه تنها جایزه نوبل اما چه کسی نشان داد اگزیستانسیالیسم در ادبیات acercándolo جهان (که در حال حاضر کیرکگارد و هایدگر filosóficamente بعد بیشتر دستگیر شده بود) و نفوذ بیشتری بعد، او © L در سیمون دوبوار و جورج باتای (امیدوارم زمانی اکنون اجازه دهید در مورد این گذشته صحبت). همانطور که من نوشتم، دیوار دارای پنج رمان، نظم به شرح زیر است: 1.- MuroEl Muro از، توسعه در جنگ داخلی espaà به Ola ±، با زندانیان محکوم به اعدام، آنها deberá زندانیان با واقعیت خود مواجه هستند. 2. اتاق خانم و آقای کارگران، خانم بیمار توسط شوهرش بازدید می کند که به او درباره دخترش اوا می گوید، و زن و شوهر نگران رابطه دخترشان با او هستند شوهر Pierre که از جنون رنج می برد. 3. Eróstrato به عنوان یک یونانی، یک مرد به دنبال ایجاد هرج و مرج کشتن شش نفر به azar.4.-IntimidadLulú یک زن ازدواج کرده است، اما بودن تنها یک نام خسته، یک کلیشه ای، پس از مشاوره از دوستان خود را Rirette، او می خواهد با عاشق خود فرار کند. 5.- دوران کودکی یک رئیس زندگی Luciano Fleurier و پیشرفت ذهنی او از دوران کودکی به بزرگسالی، در جستجوی هویت. منظور شخصی من این است:\n1. دوران کودکی از یک jefeEs رمان گسترده تر در این کتاب، چه agradó بیشتر از این داستان این بود که چگونه پیشرفت ذهنی لوچیانو، لحظات خاص که به من چپ فکر وجود دارد و آن پیروزی است این داستان، علاوه بر این داستان ما را ببینید نمونه های بیشتری از اگزیستانسیالیسم ساتریانو، از سیاست روند آن به مخالفت خود را با نظریه های خاصی از Freud.2.-EróstratoMe واقعا دوست داشت راه سارتر می گوید داستان، مانند آخرین داستان به من فکر کرد، به خصوص رابطه ماهیت انسان و جسم که به او حس قدرت می دهد (در این مورد یک رولر). 3. The Wall The Wall یک داستان سرگرم کننده است که احتمالا بخش آن را مشخص می کند وجودی از این سری از رمان کوتاه، با زندانیان برای مردن آماده، زندگی خود را و علت که برای آنها مبارزه، زندانی اصلی، درخواست پل است که وزن از تاریخ به عهده دارد. من کاملا از پایان دادن به سوال و مبهم بودن آن خوشحالم. 4. داستان IntimidadLa من به عنوان بدون عارضه اما بی معنی و پیش پا افتاده هوی و هوس unbeliefs رخ داد، اما سارتر با استفاده از دستگاه های خاص ادبی ساخته شده داستان سرگرم کننده تر، و آن را که متنفر بودم، اما من برخی از ناراحتی causó نیست پایان، که من فکر می کنم نقش اما پیشرفت esta.5.- cámaraQuizá یک داستان که در مرزهای سوررئال و بیشتر در این سند چشم انداز از شوهر بیمار از اوا بود، آن را تا حدودی خسته کننده شد، اگر چه من آن را به عنوان آزار دهنده به عنوان صمیمیت و نه خیلی عمیق، من این داستان را بعضی از رسانه ها پیدا کردم، به همین دلیل من آن را به آخرین. بدیهی است که این پنج داستان توسط اگزیستانسیالیسم سارت پوشش داده شده است و اگر ما بتوانیم گرایشهای شخصی او را متوجه شویم، حداقل در دوران کودکی یک رئیس بسیار روشن است. سارتر هنوز هم به نظر من یک موجود ناشناخته، و نه که به هر دو ایده شخصی خود و یا اگزیستانسیالیسم را به طور کلی مطابقت ندارد، دومی همواره مرا صدا حتی هر چند من پیام خود را به اشتراک بگذارید، اما جالب است را به کارهای معینی، من صادقانه ترجیح می دهند به کامو در داخل پوچ، فراتر از برخی از کت های روان در این افکار. در آینده من امیدوارم به خواندن لوس تهوع و دیدن آنچه که سارتر می تواند به من ارائه دهد، در حال حاضر من برای چیزهای خاص خود را برای چیزهای خاصی ترک شده است.

مشاهده لینک اصلی
این کتاب به من تعجب آور بود. من نمی دانستم آن وجود دارد. هنگامی که من حدود نوزده ساله بودم، تهوع را خواندم و تنظیمات تلویزیونی \"جاده ها به آزادی\" را تماشا کردم، بنابراین مجبور نبودم رمان ها را بخوانم و در جایی که در خط من دیدم، بدون خروج (احتمالا نسخه تلویزیونی با هارولد پینتر) بود، اما این من و پس از آن یک روز من در سراسر این جواهر پر زحمت: با تشکر از شما اینترنت. خوب، آن تاریخ، اما جین Austenâ € ™ ثانیه؛ شما دور آن کار می کنید در اینجا در اینجا یک قطعه بد وجود ندارد اگر چه نمی دانم که آیا آنها می خواهند رتبه بندی کنند و من فکر می کنم که خواندن دوم نمی تواند به شدت آسیب ببیند، من می توانم یک نسخه با چاپ بزرگ پیدا کنم. تنها چیزی که می توانم مقایسه کنم - Wallâ € ™ به Victor Hugoâ € ™ ثانیه آخرین روز مرد محکوم شده و شاید پایان از Outsider. (همه فرانسوی ها جالب است). داستان سارتره یک پیچ و تاب خوب دارد که من از او انتظار نداشتم. â € ~ The Roomâ € â € \"حداقل بخش دوم\" دارای احساس واقعا گوتیک به آن و احتمالا مورد علاقه من از پنج قطعه؛ خواندن بسیار ناراحت کننده است. â € ~Erostratusâ € ™ یک سوال جالب است: @ من می دانم شخصیت خود را، @ او به من گفت. @ نام آن Erostratus است. او می خواست معروف شود و نمی توانست کاری انجام دهد که بهتر انجام شود تا اینکه به معبد افسس، یکی از هفت شگفت انگیز جهان، ببوسد. @ @ و نام مردی که این معبد را ساخت؟ @ @ I به یاد داشته باشید، @ او اعتراف کرد. @ 1 اعتقاد ندارم کسی اسمش را میفروشد. @ اما شما نام Erostratus را به یاد می آورید؟ شما می بینید، او چیزها را خیلی بد نگذاشت. @ در دنیای مشهور دنیا ما بچه ها را دوست نداریم در حال حاضر قطار رانندگان یا میزبان های هواپیما باشند، آنها فقط می خواهند معروف شوند - چند نفر کاری انجام داده اند به سادگی به منظور اطمینان از اینکه آنها پانزده دقیقه کامل خود را دریافت می کنید؟ \"Intimacyâ\" احتمالا داستان من کم ترین مورد علاقه بود و عمدتا به دلیل آن تاریخ بود. @ او همسر من است، @ او گفت، @ آن متعلق به من است، من می خواهم او را به عقب بر گردیم با من @ چه کسی می گوید چیزهایی شبیه به این روزها؟ خوب، حداقل در غرب. اما جالب است بدانید که سارتر از نقطه نظر زن می نویسد. آخرین قطعه، داستان \"کودکی رهبر\"، احتمالا بهترین پنج قطعه است. این یک پسر جوان را از سن چهار تا بزرگسالی جوان نشان می دهد و در تجزیه و تحلیل آن قابل توجه است. او یک پسر یک صنعتگر غنی است و متوجه می شود که در آن روز یک بار باید شرکت خانوادگی را بر عهده بگیرد، اما پیش از آن کارهای زیادی را انجام می داد و این کار را نمی کرد آسان است چرا که آشکار است که فرد را مختل می کند. مادرش او را به عنوان یک دختر کوچک به طور قطع کمک نکرده است و او تنها چیزی است که با آن مبارزه می کند. اما همچنین، همانطور که چینی ها می گویند، در زمان های جالبی نیز زندگی می کنند. جهان در حال تغییر است و پر از ایده های جدید، فلسفه جدید، روانکاوی، تغییر مفاهیم سیاسی و جنسی است. این دستکش است که باید پیش از آنکه به عنوان یک رهبر تبدیل شود. همچنین سالهاست که او را شکل می دهد (تغییر شکل می دهد). ضعف اصلی داستان (هرچند که نقطه عطفی است)، سارتر این را نمی داند که سن پسر است. شاید یک فرد فرانسوی در آن زمان بتواند به راحتی کار کند، اما من تلاش کردم. به طور کلی یک مجموعه تاریک است. هیچ کس هیچ وقت برای همیشه خوشحال نیست. مرد قطعا می تواند بنویسد اما من فکر می کنم کامو را ترجیح می دهم. می گویند اگر کسی مجموعه ای منتشر نشده یا یک رمان را کشف کند، هنوز هم مایل است آن را بخواند. در عالم خارج، عجله ای برای خواندن فلسفه خود در خام وجود ندارد.

مشاهده لینک اصلی
دلیل آن است که سارتر * اگزیستانسیالیسم است. او با صبر و حوصلهی خود به اوج خود رسیده است و حتی کامو نمیتواند مطابقت کند. داستان عنوان @ Stranger @ در 20 صفحه است، با پایان واقعی. رمان نهایی به طور دقیق جوانان پر سر و صدا یک فکری فکری را به تصویر می کشد. و داستان های بین عشق، خشم، و ترس از زشت ترین آنها، در حالی که در عین حال نقاشی آنها را در یک چشم برهم زدن انسانی ذهنی. @ در آن لحظه احساس کردم که تمام عمر من در برابر من بود و من فکر کردم، @ این دروغ لعنتی است. @ هیچ ارزشی نداشت چون تمام شد. من تعجب کردم که چگونه Id قادر به راه رفتن، با دختران خندید: من نمی خواهم تا آنجا که انگشت کوچک من نقل مکان کرد اگر من فقط تصور کردم من می خواهم این را مانند این می میرند ... من وقت خود را صرف تقلید ابد، من چیزی را فهمیده بودم . @ [11 - دیوار:] @ در ایالت من بودم، اگر کسی آمده بود و به من می گفت من می توانستم بی سر و صدا به خانه بروم، آن ها مرا تمام زندگی من را ترک می کردند، آن ها مرا سرد می کردند: چند ساعت یا چند سال انتظار می رود همه چیز یکسان باشد وقتی که شما توهم را برای ابدیت از دست داده اید. @ [12 - دیوار:] @ او مرا دوست دارد، او عاشق روده من نیست، اگر آنها آپاندیس من را در یک لیوان نشان می دهد که نمی خواهد آن را تشخیص دهد، همیشه احساس می کنید، اما اگر شیشه را در دستان خود قرار دهید، او نمی خواهد آن را لمس کند، او نمی خواهد فکر کند که آن ها را دوست دارد، شما باید همه کس، مریض، کبد، روده را دوست داشته باشید. شاید ما آنها را دوست نداشته باشیم، چون ما با آنها به کار می رفتیم، اگر آنها را دیدیم، همانطور که دست ها و دست هایمان را دیدیم شاید آنها را دوست داشته باشیم؛ ستارگان باید هرچه بهتر از ما دوست داشته باشند. @ [56 - Intimacy:] @ اختلال: کلمه منحصر به فرد و سفید به عنوان نور ماه شروع شد اما @ @ @ مرتضي مظلوم فلوت ترومپت بود. @ 108:

مشاهده لینک اصلی
دسته بندی های مرتبط با - کتاب دیوار


#ادبیات فرانسه - #جایزه نوبل ادبیات - #داستان فلسفی - #ادبیات مدرن - #دهه 1930 میلادی - #تازه های ایران کتاب - #جدید ترین کتاب ها - #داستان کوتاه -
#انتشارات آزاد مهر - #ژان پل سارتر - #صادق هدایت
کتاب های مرتبط با - کتاب دیوار


 کتاب سال مرگ ریکاردو ریش
 کتاب رازها
 کتاب مرگ خوش
 کتاب جزء از کل
 کتاب وات
 کتاب راز فال ورق