کتاب خدمتکار و پروفسور

اثر یوکو اوگاوا از انتشارات آموت - مترجم: کیهان بهمنی-داستان فلسفی

داستان از زبان "خدمتكار" روايت می‌شود. او و پسرش "جذر" مواظبت از "پروفسور" را برعهده دارند. "جذر" اسم واقعی پسرك نيست. اين اسم را پروفسور روی پسربچه گذاشته چون موهايش او را به ياد علامت راديكال می‌اندازد!
پروفسور در يك تصادف بشدت آسيب ديده و به همين خاطر حافظه‌ی كوتاه‌مدت‌اش بيشتر از ۸۰ دقيقه خاطرات و اطلاعات را در خود نگهداری نمی‌كند. او تئوری‌های پيچيده رياضی يا نام بازيكنان محبوب بيس‌بال‌اش را به خوبی به خاطر دارد اما خدمتكار ناچار است هر روز صبح كه كارش را شروع می‌كند، خود را به او معرفی كند. گاهی روزها حتی بيش از يكبار!
به خاطر وضعيت پروفسور، خدمتكار تلاش می‌كند تا راه‌هايی بيابد كه بتواند با او به بهترين وجه كنار بيايد و كارش را انجام دهد. حتی شده برای ۸۰ دقيقه!


خرید کتاب خدمتکار و پروفسور
جستجوی کتاب خدمتکار و پروفسور در گودریدز

معرفی کتاب خدمتکار و پروفسور از نگاه کاربران
با تنها 192 صفحه، نسیم است. مکث لذت بخش یک سنگ کوچک از مقادیر فوق العاده. یک ریاضی برای ریاضیات. و دنیس تهدید - لحظه ای در نوستالژی. دنیس لحظه ای تهدید (مشاهده اسپویلر) [من احساس می کنم در مورد آن یکی از تفکر کمی است. کافی نیست، غمگین می گویند! این پایان کلاس دهم بود. آخرین روز در کلاس ریاضی معلم هیتلرک ما با حاکم چوبی خود را با نوار فلزی از یک طرف لذت بردن از لذت sadistic در بسته شدن ما بیش از knuckles ما با طرف فلزی اگر ما پاسخ سوالات خود را در کلاس ریاضی نمی دانم. معمولا ما آن را می دانستیم، اما از عقل ما ترسیدیم و نمیتوانستیم صدایی بیرون بیاوریم. او این کار را برای سه سال انجام داد با همه کسانی که آستانه تمام کلاس هایشان را گذرانده بودند. استبداد مدرسه دخترانه. با این گرایشها تنها اوست. صدای تند و تلخ و صدای گریه صدای شادی در ریاضیات از وجود ما ترسید. آن روز، زمانی که او از ما پرسید که میخواهد ریاضیات را ادامه دهد، فکر کردم زمان آن است. من دستم را به هوا، اطمینان دادم و لبخند زد سمت راست اطراف سرم. من تنها کسی بودم که دنیای زیبای او را می لرزاند. خانم ترور اشک می ریزد همانجا. هیچ کس جرأت نمیکند که او را در چشم ببیند. من برای پنج دقیقه لبخند زدم و او را به گریه گریستم. سپس گفتم: اومدم از دست، لطفا گریه نکنید، فقط شوخی کردم. @ او کلاس را ترک کرد. کلاس خیلی خسته شد، تا اشک ها در راهروها گشتند. ممنون، پس من 15 ساله بودم و کمی دچار نابالغ بودم که دنیس را به عنوان الگو معرفی کنم، اما سلام، که باید سریع رشد کند؟ نکته این است که من این معلم را خیلی نومید شدم که نمیخواستم با کلاسهایش ادامه دهم. من ریاضی را پشت سر گذاشتم بخشی غمگین است او یک سال بعد اخراج شد. سوالات به طول انجامید. ظاهرا دانش آموزان خیلی زیادی ریاضی را رها کردند. خیلی دیر برای بسیاری از ما! (پنهان کردن اسپویلر)] خواندن این کتاب، در مورد یک خانه دار و پسر کوچک و یک استاد انعطاف پذیر ذهنی پس از یک آسیب شدید سرب، شادی اعداد را به ارمغان آورد. هر هشتاد دقیقه حافظه کوتاه مدت خود را پاک کرد، اما هنوز خاطرات خود را از معادلات زیبا از گذشته داشته است. خانه دار و پسرش مجبور بودند هر روز خود را دوباره معرفی کنند. پروفسور پسر او را ریشه نامید زیرا او گفت که بالای تختخواب پسرها او را از علامت ریشه قلم یاد می کند. خیلی زود، استاد موفق به ایجاد عشق در ریاضیات در پسر کوچک (دوباره آن را در من نیز دوباره!)، و جادو این دانش قدیمی باستان را زنده زنده است. استاد معتقد بود که ریشه های جهان می تواند در زبان دقیق اعداد توضیح داده شود. مثل کپی کردن حقیقت از نوت بوک Gods بود. یک پیوند دوستی شکل گرفت وقتی که آنها توانستند رادیو قدیمی را دوباره کار کنند و پخش بیس بال از طریق کلبه باغ کوچک بازنویسی شود. او یک پدر جایگزین به فرزند پسر تبدیل شد، در حالی که لایه های سکوت به آرامی برداشته شد. مهم نیست که آیا پاسخ آنها به مشکلات ریاضی او اشتباه است. او ترجیح می دهد حدس زده وحشیانه خود را به سکوت. معادلات کنجکاو یک خانواده بعید به نظر می رساند که یکی از آنها به شدت مورد نیاز است. به عنوان یک خاطره داستانی. این احساس واقعی است، بنابراین درست است. بسیار بسیار خوب است. توصیه شده است.

مشاهده لینک اصلی
هر کس و مادرشان این سال گذشته را برای زنان در ماه ترجمه (ماه اوت 2016) خواندند و من به یاد داشته باشید که نسخه شخصی من در فروش کتاب سواد آموزی سالانه است. من آن را برای ماه WIT کنار گذاشتم و خوشحال شدم که آن را بیرون بکشم. خانه دار یک پدر و مادر تک است، تلاش می کند تا به اندازه کافی زندگی کند، و استاد ریاضیدان با حافظه ناموفق است. داستان درباره اتصال و مراقبت است، اما همچنین MATH و هر کسی که من را می شناسد می داند که یک مکنده برای ریاضی است. پروفسور نمیتواند از 80 دقیقه گذشته به یاد بیاورد و سعی میکند ضخامتهای کاغذی را با جزئیات مهمی به ریش خود اضافه کند. اما او هنوز هم می تواند در ریاضی فکر کند، بنابراین این است که چگونه او را به مردم اطراف او متصل است. او اشاره به پسران خانه به عنوان ریشه به دلیل شکل موهای او، بالای تخت نماد ریشه مربع است. برای جذابیت زیاد نیست کتاب، اما من هنوز از این جذاب بودم. من حدس می زنم که من نیاز به یک کتاب داشتم که مسائل مهربانی را نشان داد. و ریاضی

مشاهده لینک اصلی
یک رمان ژاپنی لذت بخش که شماره ها و حقایق مربوط به مغز را از بین می برد، گرچه عمدتا در مورد دوستی است. احساس می کند نور است، اما باعث سوال های عمیق است. نشستن خانه دار یک خانم یک مادر تنها جوان (خودش تنها فرزند یک مادر تنها) با یک پسر 10 ساله است. او به ریاضی سابق اساتید روزانه تبدیل می شود که آسیب دیدگی او در سال 1975 به این معنی است که او تنها 80 دقیقه اخیر را به یاد می آورد، به علاوه موارد قبل از 1975، تقریبا 20 سال پیش از شروع داستان، (~ 1992). اکنون تعداد زندگی استادان است. او در مسائل مربوط به مسابقات مجله مشغول به کار است، و او وقتی زنده می ماند، تعداد و الگوهایی را برای توضیح به خانه دار خود به طور فزاینده ای علاقه مند می کند. هنگامی که او خانه خود را پیدا می کند، یک پسر دارد، او معتقد است که پسر پس از مدرسه و در تعطیلات به خانه می آید: او کودکان را دوست دارد و فکر می کند که نیازهای آنها (یا ادراک بیش از اندازه آنها) از هر چیز دیگری مهم تر است. بنابراین رابطه بین پروفسور و پسر (ریشه نام مستعار - به عنوان ریشه مربع)، بر اساس اعداد و آمار بیس بال ساخته شده است. محدوده حافظه کوتاه او باعث می شود او یک معلم فوق العاده بیمار باشد. با وجود تمام یادداشت ها، او باید هر روز، هر وضعیت را دوباره شروع کند. (استخدام و طبیعت آتش یک آژانس خانهداری همبستگی دارد.) عملیات و طنز مقابله با شرایط حرفه ای، به خوبی نشان داده شده است، و روابط بسیار لمس می کنند. سوالات به رغم تلاش های خانه دار و پسرش، ظرفیت اساتید برای شادی به معنای واقعی کلمه محدود است. * آیا نقطه ای وجود دارد که هر نوع دوستی با آن یا دادن شادی به کسی که آن را به یاد نمی آورد؟ * خانه دار و پسرش خیلی از استاد یاد می گیرند، اما آیا در عوض چیزی معنادار می کند؟ من فکر می کنم او به نفع است حتی اگر لذت او گذرا باشد، هنوز لذت بردن است. حتی اگر او نتواند آگاهانه بعدا آن را یادآوری کند، مطمئنا به معنای عمومی او رفاه می افزاید. این واقعیت که رابطه او با خانه دار و پسرش به یک پیوند عمیق تبدیل می شود، به معنی حافظه و سود است. اگر ما واقعا معتقد بودیم که تنها دلیل اینکه به کسی مهربان باشیم مطمئن بودن آن است که آن را به یاد داشته باشیم، جهان پر از نوزادان و کودکان نوپا است که به بزرگسالان سرد و ناراحت تبدیل شده اند. خوشبختانه تنها تعداد کمی از مردم این کار را انجام می دهند. برخی از ریاضی ها ممکن است کمی برای برخی از خوانندگان کمی مبهم باشد، اما به طور کامل درک نمی شود که نباید از لذت بردن از کتاب کاسته شود. پیام حرفه ای در مورد پاسخ های درست نیست، اما گوش دادن به و احساس تعداد، و زمانی که شور و ترتیب مرزهای مذهبی است: @ من نیاز به این حقیقت ابدی ... من نیاز به این معنی است که این جهان نامرئی به نحوی توسط قابل مشاهده است ... به نحوی این خط کمک می کند تا صلح را پیدا کنم. @ کتاب های مرتبط این شباهت ها با هم دارند: * مارک هادونس حادثه شگفت انگیز سگ در شب شب (بررسی من اینجا را ببینید). دیوید میچل از آن به عنوان یکی از پنج رمان مورد علاقه خود در ژاپن نقل قول کرده است: http://www.avclub.com/article/david-m...UpdateReview به روز شده در اوت 2017 پس از سونگ وای باعث شد که من بیشتر فکر کنم که کد نوشته شده است.

مشاهده لینک اصلی
این کتاب زیبایی نوشته شده و کمی زیبا درباره یک پیرمرد، استاد ریاضی، خانه دار و پسر جوانش است. حافظه اساتید پس از سال 1975 فقط 80 دقیقه طول می کشد، بنابراین همه چیز تازه و تازه به نظر می رسد، از جمله خبر، حافظه آن فقط 80 دقیقه طول می کشد. خانه دار مشکلات خود را دارد، اما در رابطه، همیشه بین پسر و استاد و عشق در حال رشد خود را برای ریاضیات تحقق یافته است. این یک علامت از نویسندگان است که شخصیت چهارم را نشان می دهد، شاخه داستان در سایه ها باقی می ماند، اما در مورد آن، در غیر این صورت، باید Id را با یک پرچم spoiler پرینت بگیرد. این کتاب یک خواندن کوتاه است، و کاملا منحصر به فرد، Ive هرگز کتاب دیگری حتی کمی مانند این یکی را بخواند. مطمئنا من هرگز درباره لگاریتم ها، حدس های ریاضی و اثبات هایی که حتی تا به حال نفهمیدم، به هیچ وجه از آن لذت بردم. اما حالا من کمی بیشتر در مورد ریاضیات می دانم، و آرزو دارم یک معلم داشته باشد که بتواند جادو را به من نشان دهد، نه اینکه به پشت سر هم برود.

مشاهده لینک اصلی
یک سطحی بسیار جلا، صاف و درخشان از یک رمان است که از ابتدا تا انتها ساخته شده است. صدای خیلی بدی بود و حقیقت دارد که می توانستم مشکل کمتری داشته باشم که اعتقاد داشت که این یک حساب واقعی از یک خانه دار واقعی است که به خاطر تجاربش به یاد می آورد. چندین شکوفایی نوشتاری وجود داشت و همه آنها به درستی به دهان عادت داشتند که تحت تاثیر استاد، نابغه ریاضی بودند که حافظه کوتاه مدت آن فقط 80 دقیقه طول میکشد. فرضیه ای مشابه این می تواند در خطر تبدیل شدن به یک حیله، یک برای رسیدن به تعهد به ارائه تنش، به عنوان پایه شمارش معکوس در یک فیلم آخرالزمانی قابل اعتماد است. با این حال، این اتفاق رخ نداد. در هر صورت، گاه اوگاوا هم زمان را با هم مخلوط می کند - او تنها زمانی مورد استفاده قرار می گیرد. زمان بمب گذاری، کم اهمیت تر از اوگا، استفاده از آن برای نشان دادن مراقبت های خودخواهانه و مفتخواهی یک خانه دار و پسرش به این پیرمرد نادان عصبی بود. یکی دیگر از خاطرات حافظ اساتید این است که او می تواند همه چیزهایی را که پیش از 1975 اتفاق افتاده به یاد بیاورد. این به این معنی است که همیشه در آن سال در ذهن اوست. این نیز جالب بود، زیرا اوگاوا را قادر می ساخت تا با لمس بسیار سبک، @ @ @ زمان پاسخ دهد. به نظر می رسد که پاسخ آن ترکیبی از اشیاء، مردم و نوع فرهنگ پاپ است که شما را با یک جهان گسترده تر، شخصیت های معروف که به شما کمک می کنند زمان گذراندن زندگی خود را مشاهده کنید. داستان های خانه داران، خودخواهانه و کم نظیر هستند، با تنها حقایق حقوقی که خوانندگان می توانند بدانند چرا رابطه اش با پروفسور امکان پذیر است و چرا به این معنی است که او به اندازه کافی است لحظات نادر که در آن شکسته می شود و داستان را در مورد احساساتش می گوید به این معنی است که خیلی بیشتر از آن است. زندگی او یکی از کارها، سختی ها، نادیده گرفتن و تخریب مکرر است و او هیچ فرصتی برای فرار از آن ندارد. بنابراین تعاملات او با پروفسور، که تنها 80 دقیقه گذشته را به یاد می آورد، و به همین ترتیب چیزها را دوباره و دوباره توضیح می دهد و هنوز هم در مورد انجام این کار احساس هیجان زده می کند، به او اجازه می دهد که سهم زیبایی و مهربانی و درک بیشتر از خود را داشته باشد امکانات تجربه او. 80 دقیقه در مورد کاوش و دوباره شناختن، داشتن آزادی برای دوباره امتحان کردن و اطمینان است که هیچ تصوری از شکست شما وجود نخواهد داشت. چطور چیزی خواهد بود؟ چه شکلی خواهد بود؟ چه نوع هدیه ای برای یک زن است که تمام عمرش قضاوت کرده است و اجتناب از قضاوت و سر و صدا کردن او را نداشته است؟ شادی او آرام است و محرمانه و پنهان است و به مجوز ارجاعات اقتدار برای وجود آن نیازی ندارد بستگی دارد، به احتمال زیاد به سرعت ناپدید می شوند، نه. اما برای مدت کمی، این زن قادر به نگاه کردن به دفترچه یادداشت @ جادو @ با یک معلم بیمار و حفظ حریم خصوصی گرانبها است: @ در تصور من، من دیدم خالق جهان که نشسته در برخی از گوشه های دور از آسمان، بافتن الگوی از طناب ظریف بسیار خوب است که حتی نور کم نور از طریق آن می درخشد. توری در هر جهت بی نهایت گسترش می یابد، به آرامی در نسیم نسیم کیهانی باریک می شود. شما می خواهید به شدت آن را لمس کنید، آن را نگه دارید تا نور، مالش آن را در برابر چهره شما. و همه ما می خواهیم این باشد که بتوانیم الگوی جدید را دوباره بسازیم، با استفاده از اعداد، به طریقی، در زبان خودمان بچرخیم؛ حتی برای کوچکترین قطعه خودمان، آن را به زمین برگردانیم. این افکار خیالی ایدئولوژیک قد و قامت احساساتی است که این کتاب به دست می آورد. این یک نوع نجیب زدن کتاب است، یک روز صبح آرام و دلتنگ، جایی که هیچ کتابی برایش نباشد. این نوعی از کتابی است که من در واقع فکر می کنم از آنجایی که زن با صدای قدیمی عاقل و جامد، اما گاهی اوقات شبیه رفتار است، به خوبی قابل خواندن است. گسل عمده ای که با این کتاب یافتم این بود که ... هیچ گسل وجود نداشت. نویسنده به نظر می رسید کاملا از موضوع او جدا شده، در بهترین مشاهدات خود، درک، اما غیر فعال است. پس از خواندن کتابهای بسیاری که در آن نویسندگان به وضوح مشکالت خود را بر روی صفحه انجام می دهند، به نوعی آن را دوست داشتم. من دوست داشتم که این به نظر می رسید مانند یک تلاش واقعی برای درک چیزی خارج از خود. من نیز دوست داشتم که این هرگز نیازی به تجربیات مدرن و عرفانی ما برای شناختن همه چیز نداشته باشد - او همیشه رمز را ترک کرد، همیشه محدودیت هایی را که داستان او منطقی می دانست یا احترام می خواست بداند، احترام گذاشت و ما را به حدس زدن بقیه یا به اندازه کافی محکم برای ترک اسرار شخصیت به تنهایی. با این حال، مهارت او چنین بود که داستان به طوری هموار گفته شد. به طوری هموار، خیلی راحت برای سلیقه من. شما تقریبا می توانید از دست رفته در جاده ها - زبان تقریبا هرگز تغییر نکرده باشد، تن اصلاح نشود، و نه، من فکر می کنم مهم تر از همه، آیا شما احساس خوبی از نویسنده داشتید؟ من در دست Ogawas احساس بسیار امن است که من هرگز برای شخصیت ها ترسیدم، و در نتیجه قادر به ایجاد اشتیاق زیادی در مورد هر یک از آنها به هیچ وجه. من می دانستم که هر کدام از آنها یک نتیجه مناسب و دلپذیر را به دست می آورند که صحنه را با شأن و احوالی پیچیده می کنند و با انفجار پایان نمی دهند بلکه یک زمزمه است. این باعث شد من به مهارت Ogawas احترام بگذارم ...

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب خدمتکار و پروفسور


 کتاب کاندید
 کتاب دروغ گویی روی مبل
 کتاب طاعون
 کتاب گرترود
 کتاب جشن بی معنایی
 کتاب مالون می میرد