معرفی کتاب جنایت و مکافات

اثر فئودور داستایفسکی از انتشارات بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه - مترجم: پرویز شهدی-داستان فلسفی

Raskolnikov, an impoverished student living in the St. Petersburg of the tsars, is determined to overreach his humanity and assert his untrammeled individual will. When he commits an act of murder and theft, he sets into motion a story that, for its excruciating suspense, its atmospheric vividness, and its depth of characterization and vision is almost unequaled in the literatures of the world. The best known of Dostoevsky’s masterpieces, Crime and Punishment can bear any amount of rereading without losing a drop of its power over our imaginations.

Dostoevsky’s drama of sin, guilt, and redemption transforms the sordid story of an old woman’s murder into the nineteenth century’s profoundest and most compelling philosophical novel.

Award-winning translators Richard Pevear and Larissa Volokhonsky render this elusive and wildly innovative novel with an energy, suppleness, and range of voice that do full justice to the genius of its creator.


خرید کتاب جنایت و مکافات
جستجوی کتاب جنایت و مکافات در گودریدز

معرفی کتاب جنایت و مکافات از نگاه کاربران
عالی بود.. هر چند انتظار داشتم فوق العاده هیجان انگیز باشه. ولی خب انقدر عالی بود که بعداز مدتها ۷۹۰ صفحه رو نفهمیدم چطور خوندم. مرسی آقای داستایفسکی. ترجمه خوبی هم داشت البته من مقایسه نکردم با ترجمه های دیگه

مشاهده لینک اصلی
مضمون و درون مایه این اثر فیودور میخاییلوویچ داستایوسکی، تحلیل انگیزه‌های قتل و تأثیر قتل بر قاتل است که نویسنده مسئله رابطه میان خویشتن و جهان پیرامون و فرد و جامعه را در آن گنجانده است. رفتار «راسکولنیکف» در این داستان را میتوان در دیگر آثار نویسنده همچون یادداشتهای زیرزمینی و برادران کارامازوف نیز مشاهده کرد، او میتواند با توجه به توانایی‌هایش کار خوبی برای خود پیدا کند درحالیکه بسیار فقیرانه زندگی میکند. و همچنین «رازومیخین» وضعیتی مشابه با او دارد ولی بسیار بهتر از او زندگی میکند و هنگامی که به راسکولنیکف کاری پیشنهاد میکند او از این کار سرباز میزند و به رغم اینکه که پلیس هیچ‌گونه مدرکی علیه او ندارد او آنها را به خود مشکوک میکند.
داستایوسکی سه بار تلاش کرد تا این اثر را از زبان شخصیت اصلی داستان روایت کند؛ نخست به شکل یادداشت‌های روزانه شخصیت اصلی، سپس به شکل اعتراف او در برابر دادگاه و سرانجام به صورت خاطراتی که او به هنگام آزادی از زندان می‌نویسد ولی در نهایت آن را به روایت سادهٔ سوم شخص مفرد که قالب نهایی رمان بود نوشت. او این داستان را از ژانویه ۱۸۶۶ تا تابستان آن سال، در نشریه «روسکی وستنیک» به چاپ رسانید. این نخستین رمان از رمانهای بزرگی است که نام داستایوسکی را در خارج از کشورش بلند آوازه ساخت. در میان آنها این رمان، شاید به سبب تأثر آنی و جذابیتی که لامحاله یک موضوع پلیسی در خواننده ایجاد میکند،‌ از همه مشهورتر و عامه‌پسندتر بوده باشد ‌و امروز هم چنین است.

مشاهده لینک اصلی
اوه Rasky !!!!!!!! شما ادم سفیه و احمق. اسپویلر های پیش رو: - خب! احساس اضطراب Raskolnikovs را احساس کردم. وقتی مادربزرگش از مادرش خشمگین بود، وقتی او را دوست داشت، او را دوست داشتم. من فکر کردم که لوزین یا سیدی ویرایلیوف از قلاب خود در دانیا عزیز خرسند شدم (فریاد زدم به دانا!) من خواسته بود که پورفیری او را متهم کند! من حدس می زنم که من می گویم که داستایوفسکی توانست یک شخصیت بسیار واقعی را بسازد که به نظر من به اندازه کافی به لحاظ ذهنی و جسمی در هنگام خواندن خودم را با هم مقایسه کرد. این چیزی است که در نهایت من برگرداندن صفحات. - من آن را معجزه ای که Raskolnikov دوست داشتم را پیدا کنید. شخصیت او - حداقل آن چیزی که در نوشته های شخصیتی در مورد جنایات پیشنهاد شده است - این است که من تمایل به همدردی با آن ندارم. محقق که فکر می کند که فوق العاده انسان است و از این رو بالاتر از دیگران یا از کنار دیگران است، کسی است که می خواهم به طور معمول در آجیل پانچ کنم. فقدان کامل فروتنی سکوت نیست. هرچند او را دوست داشتم من فکر می کنم که ما او را به بهترین وجه ترجیح می دهیم و به همین ترتیب دانایا و مادرش را تشویق می کند که او را دوست داشته باشد. - با سونیا چطور بود؟ چرا او خیلی خوب بود؟ چرا او را دوست داشت و او را به سیبری پیگیری کرد؟ دنگ من همیشه یک نقطه نرم برای زخمی و / یا احساساتی مردان جهان بود، بنابراین من آشنا با این موضوع، اما هنوز هم. اما هنوز. همیشه، خوانندگان خوب! چگونه سونیا خوب می تواند باشد؟ - صحبت از o_O، چه شد با تمام جنون و سرگیجه و دلیری در این کتاب بود ؟! افرادی که در موقعیت های بسیار ناراحت کننده و ناامیدی وحشتناک شناخته شده اند ... و آنها فورا تب را دریافت نمی کنند. آیا نوعی از ویروس روسی بود که تا زمانی که سطح استرس افزایش می یافت، خاموش می شد؟ باید به این دلیل که Raskol را به دلیلی فرستاد که جایی که او در هنگام خواب سرش را تکان داد، کاترینا ایواننا را کشته بود (هرچند برای اینکه عادلانه باشد، او همواره درگذشته بود)، باعث شد تا دانیا برادرش را به مادرش در هنگام خواب برساند (She پس از چند سال از دست دادن، مادرش فقیر شد. O_o؟ - من داستان شخصی Dostoevskys را با Raskolnikovs بافته، بسیار جالب توجه است، و من مترجم انتصاب قدردانی کرد که به من کمک کرد این قطعه را با هم. من میخواهم قبل از خواندنNotes از Underground بیشتر بخوانم. @ - لحظه ای مورد علاقه من زمانی بود که زمان خدمت سختی بود و متوجه شد که سونیا را دوست دارد. شاید این باعث می شود که من بخورم، اما این چنین امری بود که می توانست بداند که دوباره می تواند احساس کند. زندانیان دیگر پس از آن از او متنفر نبودند، که در جهان همه چیز را حس می کرد.

مشاهده لینک اصلی
من ابتدا این کتاب را در دبیرستان خواندم و مفهوم های ادبیاتم را هر ساله به همان اندازه که نور در ماه اوت و یک صد سال تنهایی من را می شناختم را از بین می برد. اولین استفاده از جریان آگاهی، تجزیه و تحلیل عمیق وجدان Raskolnikovs، جنبش فوق العاده قطعه و خشونت، دیدگاه روایت کامل ... همه چیز در مورد این کتاب در نزدیکی کمال و در بالاترین سطح موفقیت ادبی است. برای من، دو کتاب داستایوفسکی که بخواهند بخوانند، اگر این را بخوانند، این یکی و برادران کرمظوف است. اگر نه برای تمام تم های جهانی و شخصیت های واضح تصویر شده، و سپس برای تجزیه و تحلیل شخصیت و عمیق باور نکردنی. من فکر نمیکنم که عمق جنایات و مجازات را به طور کامل صدا کنم. آن را در دو ترجمه انگلیسی و یک ترجمه فرانسوی خوانده ام. من نسخه Folio را به زبان فرانسوی و ترجمه Oliver Ready به زبان انگلیسی توصیه می کنم.

مشاهده لینک اصلی
من طرفداران Dostoevsky در لیست دوستان من است، بنابراین نظرات من در اینجا ممکن است بیش از حد به خوبی. من خواسته بودم این کلاسیک را برای مدتی بخوانم و انتظارات زیادی داشتم اما آنها ملاقات نکردند. من آن را دوست داشتم، اما آن را کمی آهسته و کشیدم. در نهایت داستان در کل اتفاق نمی افتد، اما برای رسیدن به آن 500 صفحه طول می کشد. در حقیقت، بسیاری از نقاط پراکنده در 15 جلسه کتاب به عنوان کتاب دیگر وجود دارد. با وجود این، می توانم بگویم که بخش هایی از سفر بسیار خوب بودند. هر چند فصل، یک رویداد شدید وجود دارد که من را به خود جلب می کند. در حقیقت، اگر شما این کتاب را با نقاط قوت و ضعف های طولانی ترسیم کردید، احتمالا به نظر می رسد که یک EKG باشد. همچنین، جالب است که در نوشتن کلاسیک روسی بنویسیم. آیا این همیشه فوق العاده هیجان انگیز بود یا نه، من احساس روایت از دیدگاه کلاسیک روسیه لذت بردم. به طور خلاصه، من این را به عنوان برخی از کلاسیک های دیگر توصیه نمی کنم، اما اگر شما در تکمیل لیست خواندن کلاسی خود هاردکور هستید، شما نمیتوانید این را از دست بدهید

مشاهده لینک اصلی
من نمی دانم چگونه شروع کنم، من کاملا ناراحت هستم. چه کاری باید بکنم؟ چه چیزی باید بگویم؟ به نظر من، برای نوشتن بازنگری از شاهکار بزرگ Dostoyevskys یک تعهد بسیار سخت است. برای نوشتن یکی از مناسب تر، حتی سخت تر. یک هفته پیش، اگر از من خواسته بود که رمان مورد علاقه من چیست، Id با آن مبارزه می کند. ممکن است Joyces یک پرتره از هنرمند را به عنوان یک مرد جوان، نابوکوف لولیتا یا احتمالا حتی Hellers Catch 22 را در نظر بگیرم. ممکن است پاسخ های مختلفی ارائه دهم. احتمالا به حالت خلق من یا تمرکز فعلی جریانهای افکار من بستگی دارد. اما افسوس! حالا، حالا من آن را پیدا کرده ام! کتابی که به اندازه کافی غیرقابل انکار باشد، بزرگترین رمان و کار داستان که من خوانده ام. همانطور که من این را می گویم، لطفا به خاطر داشته باشید که من کم کم خواندن رمان هایی را که من قصد خواندن آن را داشتم خواندم. بگذارید بگوییم که من هنوز یک تازه کار از بزرگان کلاسیک هستم. اگر شما باید یک مدرسه کلاسیک به من بزنید. من به ندرت از طریق سطح بزرگترین آثار ادبی وارد شده ام. به ندرت. بنابراین، من را ببخش، اگر فکر می کنید که من این را می گذرانم. با من بیا برخورد با من به عنوان یک عاقل و عاقل و معروف بالغ با یک کودک عاقلانه برخورد می کند. آنچه که من می خواهم، محبت شماست، اگر بتوانید آن را به من بدهید. خطا و آمرزش. مجازات دو کلمه. علت \u0026 amp؛ اثر کم \u0026 amp؛ بالا Evil \u0026 amp؛ عدالت دو کلمه ای که درهم تنیده شده اند، گونه های بافتنی را با جول و همیشه همراه با دیگر. دو کلمه که نزدیک هستند تا آنجا که ممکن است. عناوین دو کلمه نشان دهنده خود شاهکار بزرگ Dostoyevskys است. مطمئنا مطمئنا این است که روانشناسی یک جرم و مجازات آن را اندازه گیری می کند. اما بیش از آن، رمان ویژگی های بسیار متضاد است. این دیدگاه ها، متضاد و حتی متناقض، می توانند به راستی یک مرد را گمراه کنند. اما، این دیدگاه های ظاهرا متضاد هنگامی که مورد بررسی قرار می گیرند، واقعا محصول مبارزه در درون انسان ها است. یک مبارزه نهایی مردانه است که آیا در نهایت خود را از جامعه، از زندگی، از بشریت جدا می کند یا در نهایت به آن برسد. این مبارزات و یا ایده های متناقض را می توان چند بار در کتاب ذکر کرد. ما معتقدیم که ناپلئونی Raskolnikovs معتقد است که او از نخبگان است، و همانطور که در مقاله اش اشاره شد، باید بدون مواجه شدن با موانع حتی اگر خون درگیر باشد، باید صبر کند. سپس، بعدا او را به سونیا تحمیل کرد که از او نخواهد بود چون او به شدت تحت تاثیر قرار گرفته است. اما دوباره، وقتی که او در زندان بود، اعلام کرد که او آنجا نیست، زیرا او به هیچ وجه متهم نیست، بلکه به دلیل اینکه ضعیف و اعتراف کرده است. همچنین، ما دارنده و مهربانیم. او بیوه مارمالادوف، کاتارینا ایواننا را به تمام 25 روبل باقی مانده مادرش فرستاد. سپس کمک او از مدرس و پدربزرگش، و صرفه جویی دو فرزند در آتش بود. در اینجا مردی بود که به عنوان نجات دهنده به غریبه ها عمل می کرد اما حتی نمی توانست با مادرش و خواهر صحبت کند و صحبت کند. در اینجا مردی بود که معتقد بود که هرچه می تواند برای موفقیت حرفه او قربانی شود، که دو زن را به قتل رسانده است، اما از اینکه خواهرش به خاطر او به یک مرد ثروتمند ملاقات کند، رد شد. در اینجا مردی بود که مذهب را به عنوان مزخرفی در نظر گرفت و هنوز انجیل را خواند و از مردم خواست تا برای او دعا کنند. در اینجا مردی بود که نتوانست در صورتی که او درگذشت، غذا خوردن نداشت، در مورد بیماری اش مراقبت نکرده، اما خودکشی را رد کرد. در اینجا یک مرد رنج می برد. مردی که به دلیل جنایاتش مجازات جنون، گناه، اضطراب و اضطراب نداشته است. من فکر می کنم که داستایوفسکی مجددا تأکید می کند که این مجازات که از طریق ذهن جنایتکاران ادامه می یابد بسیار قوی تر از مجازات بودن در چهار دیوار است. همانطور که در مقدمه آمده است، زندانی ها در زندان، زندانیان بیشتری را ارزش می گذارند. در حالی که در این حالت جنون، عذاب غم انگیز است. یک مرد رنج می برد و ذهن و ذهنش را از دست می دهد. به گفته سونیا، اوه، چه رنج! چه رنج! @ â € œThe مرد که دارای وجدان است رنج می برند در حالی که تصدیق گناه خود را. این مجازات اوست. این مبارزه در داخل Raskolnikov، توسط عقل او افزایش یافته است. او نمیتواند کمک کند، اما آنچه را که در داخل او اتفاق میافتد، از بین میبرد. دلیل او اراده او را رد می کند. اگر هرچه بیشتر فکری دارید، بیشتر به شما وابسته است که از محیط اطراف خود جدا هستید. شما دلیل این را می دانید که احساسات و روابط صرفا بی معنی است. شما به جای تنفس هوای تازه به دیالکتیک فکر می کنید. â € œPain و رنج همیشه هوش مصنوعی و قلب عمیق اجتناب ناپذیر است. من فکر می کنم واقعا بزرگ مردان باید غم و اندوه زیادی بر روی زمین داشته باشند. \"همانطور که من نتیجه می گیرم، اجازه دهید من نیز برخی از نظرات خود را در مورد احساسات من به پایان کتاب است. برای پایان دادن به شادی سخت نیست. خوشحال شدم که Rasumikhin و Dunya خود را دریافت کرده اند. و پس از چنین درد و رنج، Raskolnikov را بخشیدم و برای او نیز آرزو می کنم. تحقق نهایی او که او در واقع برای سونا دوست داشت، به من شاد شدیدی آورد. نمی دانم چرا. شاید همدلی بود، اگر کسی سزاوار سعادت بود، سونیا بود. سونیا که از طریق Raskolnikov خوشبخت بود. در اینجا یک قاتل و هارلوت بود. دو شرم شرم آور

مشاهده لینک اصلی
¥ • من\u003e من \"من Î ± کنم من ΚÎ'ΤÎ'ΡΠ... من\" من · من \"من ± کنم من £\" من · Î ±. ..it \"من من € í ¬ìŠ¤ì- E | ¬ من ... من» من \"من ™ Î'Î'Î'Î £ • -HOLY!

مشاهده لینک اصلی
دسته بندی های مرتبط با - کتاب جنایت و مکافات


#ادبیات اقتباسی - #ادبیات داستانی - #داستان فلسفی - #داستان روانشناسانه - #ادبیات کلاسیک - #ادبیات روسیه - #دهه 1860 میلادی - #برترین کتاب های تاریخ انجمن کتاب نروژ -
#انتشارات بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه - #فئودور داستایفسکی - #پرویز شهدی
کتاب های مرتبط با - کتاب جنایت و مکافات


 کتاب صومعه ی کوچک
 کتاب وقتی نیچه گریه کرد
 کتاب قصه جزیره ناشناخته
 کتاب داستان های کوتاه کافکا
 کتاب شازده کوچولو
 کتاب اوهام