کتاب تسلی ناپذیر

اثر کازوئو ایشی گورو از انتشارات ققنوس - مترجم: سهیل سمی-داستان فلسفی

Unconused یک بار یک رمز و راز روانشناختی جذب کننده است، طنز خشن از فرقه هنر و مطالعه شخصیت خیره کننده یک مرد که زندگی عمومی او را فراتر از کنترل او تسریع شده است. رایدر، پیانیست مشهور، وارد یک شهر اروپای مرکزی می شود که نمیتواند برای کنسرتی که می تواند به یاد داشته با قبول دادن آن را شناسایی نکند. اما پس از آنکه او با چشم انداز وحشتناک و غم انگیز - و همیشه عجیب و غمگینی به عنوان یک رویا ممکن است می گذرد - او به طور پیوسته متوجه می شود که او در معرض مهم ترین عملکرد زندگی خود است. Ishiguros مطالعات فوق العاده و اصلی از یک مرد که زندگی خود را فراتر از کنترل خود را تسریع شده است در انتشار توسط مفتی، انحراف - و بالاترین ستایش دیده شد.


خرید کتاب تسلی ناپذیر
جستجوی کتاب تسلی ناپذیر در گودریدز

معرفی کتاب تسلی ناپذیر از نگاه کاربران
500plus صفحه طولانی خوانده شده اما آسان است. شما اصلا نیاز به گرفتن فرهنگ لغت زمانی که شما خواندن Ishiguro اما شما باید مکث، رها کردن کتاب، هر ساعت و یا دو فقط برای نفس کشیدن. یک Ishiguro شادی است، زیرا آن را مانند یک حوض خاموش اما عمیق است اما اگر دوست دارید رپیدز را شلیک کنید می توانید خسته کننده باشید. آنچه که من می گویم این است که این کتاب برای همه نیست و به نظر می رسد از نظر دوستان گرمی من که این را در حال حاضر خوانده اند، رتبه های آنها تمایل دارند یا بسیار / بسیار بالا (5 یا 4) یا بسیار / کاملا کم (1 یا 2) من 3 ساله هستم که من در حال بازی های امن هستم (مثل دوستانی که طعم آن را بر روی کتاب نگه می دارند، آن ها را بی اعتبار نگه دارد) اما این واقعا چقدر پس از اتمام این کتاب احساس می شود. این داستان درباره یک پیانیست رایدر است که همچنین راوی است از داستان کل صفحات 500+ تنها در مدت 3 روز اتفاق افتاد. این شروع با چک کردن رایدر در یک هتل واقع در یک شهر است که او قرار است یک کنسرت داشته باشد. با این حال، در طول این 3 روز، او از دست دادن حافظه ناخوشایند ناشی می شود که او حتی نمی تواند برنامه خود را نیز به یاد داشته باشد. او در طول حالت خواب رفتن خویش از جمله بسیاری از مردم، از جمله یک زن و پسرش است که به نظر می رسد همسر و پسرش است و او نمی تواند آنها را تشخیص دهد یا به یاد داشته باشد. برخورد با حمل و نقل با یک مونولوگ طولانی 4 صفحه ای که می توانست در عرض چند دقیقه تحویل داده شده و سفر به یک ضمیمه که قرار بود آن را یک کلبه رامشیر در پشت هتل به نظر می رسد به من نشان می دهد که Ishiguro در تلاش است برای نشان دادن غیر واقعی (غیرقابل حل) نسبت به واقعی و بنابراین همه آن صحنه های سورئال بخشی از خاطرات ما هستند، آنهایی که ما خودمان را حفظ می کنیم؛ زیرا اینها همان چیزی است که ما می خواهیم در زمانی که در بخش بعد زندگی ماست، نگاه کنیم این کتاب پنجم من کازوو اسحیفوورو است و به نظر من این موضوع حافظه غیر قابل اعتماد است که همیشه در رؤسای اول شخص او وجود دارد: از استیونس، کتی، ماسوجی اونو، ایسوکو و حالا رایدر. از آنجا که من اکنون 48 سال دارم (امروز تولد من است)، من هیچ موضوعی با این موضوع ندارم. چه کسی می خواهد خاطرات بد یا غمگین را حفظ کند؟ آنها فقط به قلب شما خیره می شوند و به حمله قلبی منجر می شوند و بنابراین شما زود می میرید و امور مالی خانواده تان را می اندازید. با این حال، من نیز با برادرم موافق هستم که این کتاب هیچ تفکری ندارد. اما من فکر می کنم که طراحی شده است. ساختار بی شکل است برای برخی از این ها Ishiguro از همتایان Booker خود را مانند قطعه قدرتمند سلمان رشدی، تم های سیاسی قوی J. M. Coetzee و حملات غریب اما با شکوه آلن Hollinghurst متفاوت است. اگر این آقایان همواره اطمینان حاصل کنند که خوانندگان زنشان همیشه وقتی که این نویسندگان از طریق کتاب های خود عشق می ورزند، به اوج لذت برسند، Ishiguro تصمیم می گیرد که متفاوت باشد: پیشگویی طولانی مدت وجود دارد و او زن را ترک می کند تا ارگاسم خود را کار کند. من از اینکه یک زن متاهل را دوست دارم فکر می کنم. این یک صحنه @ unconsoled @ است. اما اجازه می دهد تا آن را ببینید: برای برخی از زنان، این می تواند بیشتر رضایت بخش است، زیرا آنها بدن خود را بهترین را می دانند. همچنین، همانطور که می گویند، سکته مغزی مختلف برای افراد مختلف است. بنابراین، من پیشنهاد می کنم که اجازه می دهد آن را به او ... در آن. در پایان، همه چیز را خوشحال می کند.

مشاهده لینک اصلی
این رمانی است که من بیشتر دوست دارم. اگرچه من پیانو را بازی نمی کنم و هیچ هنرمندی کنسرتی از هر نوعی ندارم، من این تصور را دارم که این روایت شخصا به من مربوط می شود ... برای من نوشته شده است، تقریبا سفارشی ... احساس عجیب و غریب ... با بسیاری از مسائل من مقابله می کند، اما به طور مستقیم، به شیوه ای منفرد، به همان شیوه ای که من دوست دارم ... امیدها و عصبانیت ها و پشیمانی ها به عنوان بیانات کم و به همین ترتیب، به طوری که انگلیسی و ژاپنی در همان زمان، بیان می شود ... من آن را برای اولین بار سه سال پیش و من نمی خواستم آن را پایان دهم، به شخصیت های آن فیلم Wenders که ساعت های بیداری خود را به تماشای رویاهای ثبت شده خود می گذرانند، معتاد شدم ... روایت رویا آن، اما بر خلاف رویاهای واقعی من نمی توانم آن را فراموش کنم ... به یاد آوردن رقصنده های رقصنده، رقص سنگین همیشه باعث شادی من می شود ... از آنجا که سینما سینما را تماشا می کند، هر زمان که من یک فیلم سرجیو لئون را می بینم، من فکر می کنم از ادیسه فضایی کوبریک ... عدد 9 برای من معنی خاصی به دست آورده است بیشترین تعداد حرکتی که من می دانم ... رویاها چیزی جهانی و قیمتی دارند اما من فکر می کنم من فکر میکنم که به طور کامل توضیح میدهد که چرا به این کتاب به شدت ارتباط دارد ... نمیدانم ... تحلیلگر من ...

مشاهده لینک اصلی
این، بدون شک، شاهکار Ishiguro است! من چندین کتاب دیگرش را خوانده ام، اما من همیشه از آنها با مخلوطی از شور و شوق و استراحت دور می شوم. چیزی است که Ishiguro یک عصای کنترل است. کتاب های او همیشه به نظر من به خوبی برنامه ریزی شده است که هیچ حس کشف برای خواننده وجود دارد. تقریبا مثل شما یک مجموعه ای از راهرو ها را نشان می دهید که کاملا به صورت دستی ظاهر می شوند. این به طرز شگفت انگیزی انجام شده است، اما این مشکل است: به عنوان یک خواننده، من احساس می کنم او چیزهای خاصی را از من پنهان می کند (نقاشی های نقاشی، پیچ و تاب ها، و غیره) که در نهایت منجر به دستکاری من می شود. ، در این کتاب (و شاید حتی بیشتر) دستکاری های زیادی نیز وجود دارد. با این حال، به نظر می رسد به خوبی به دست آورده در اینجا. آشکارا او به طرز ماهرانه ای انجام می شود که وقتی می آید، این را \"البته\" می کنید! لحظه ای. به این دلیل است که این شخصیت ها به خوبی توسعه یافته اند و در مورد رمان ها بیشتر و بیشتر در مورد آنها پیدا می شود، و هر یک کمی کم تعجب می داند که شما قبلا می دانید، کاملا قابل اعتماد است. چیز دیگر این است که Ishiguro با طبیعت دمدمی مزاج کنترل خود را با یک ضربه مخالف تعادل: با نوشتن به سبک رویا دولت سورئال، او لزوما عناصر نامعلوم، غیر منطقی و غیر قابل حل است. بدان معنی است که طرح دقیق کنترلش همیشه به نظر می رسد خارج از کنترل است، اما هنوز هم هنوز کنترل را حفظ می کند. این تنش است که آن را کار می کند. من احساس می کنم که بسیاری از نویسندگان آماتور سعی می کنند این نوع نوشته های کافکا سورئالیسم را بنویسند. اما بدون رشته ای که Ishiguro به ارمغان می آورد در اینجا، نوشتن اغلب از حس تصادف کامل، به عنوان مثال عجیب و غریب به خاطر عجیب و غریب رنج می برد. آنچه چشمگیر است این است که از طریق تمام دیوانگی شما می توانید ببینید که Ishiguro یک دیدگاه بنیادی، واقع گرایانه و مرکز عاطفی دارد (هرچند در نقاطی که تصادفی می شود، 535 صفحه طول می کشد تا نهایتا ببیند که چگونه همه اینها با یکدیگر همراه می شوند). من، این کتاب را در مورد بی نظمی و کوتاهی تمرکز تلاش های انسانی و در مورد اینکه چگونه همه ما در جهت های خاصی از طریق گذشته ما کشیده شده است، به طوری که ما در نهایت در یک چرخش در یک دایره به پایان رسید. آخرین تصویر این کتاب مخصوصا تلخ است. رایدر سوار (پانزده عمدی) در یک تراموا که شهر را محافظت می کند. او در مورد وقایع ناگهانی ناراحت کننده است و در عین حال دوست جدیدی را ساخته است که از چند سوال شخصی پرسنل نمی خواهد. در بالای آن یک بوفه وجود دارد که خدمت کرده است. رایدر نگرش خود را بهبود می بخشد در حال حاضر. تمام تم های این کتاب اینجا است، جزیره ای از شهر کوچک با شهروندانش در یک مسیر دایره ای، کوتاهی از حواس پرتی های فوری، بی نظمی که همیشه در معرض مشکلات عمیق قرار گرفته است (یعنی نارضایتی های ضروری Ryder) .Iishiguro قادر به ایجاد شخصیت های بسیار پیچیده است، هر کدام با مجموعه ای از رفتارهای دیوانه خود. اما در زیر آن بی نظیر حواس پرتی دستور کار پنهانی است. هر دستور کار پنهان شخصیت چیزی است که او را می کشد که با دیگران رفتار / ارتباط برقرار کند، اغلب با استفاده از دیگران تنها به عنوان وسیله ای برای اهداف خودشان عمل می کند. این درهم و برهمی سخت و پیچیده احساسات و انگیزه های پیچیده ای است که به طور انحصاری بیشتر باعث افسردگی بیشتر شما در مورد آن فکر می کنید. مسیر هر شخصیت به کسانی که در اطراف آنها میچرخد، میچرخاند و لزوما کل جامعه را به پایین میاندازد. آنچه که Ishiguro می گوید در مورد این شهر کوچک ویرانگر است، چشم انداز خود را از بشریت یکی از غم انگیز ترین چیزهایی است که برای خواندن، هر چند نه بدون حقیقت بسیار ... برای بسیاری از این شخصیت ها نیت بسیار خوبی است، اما آنها توسط خودشان کور هستند اهداف میوپی، به طوری که آنها هرگز جهان را در اطراف آنها نمی بینند. امیدوارم Ishiguro متوقف خواهد شد نوشتن این هرگز به من اجازه می دانم و هنرمند از دنیای شناور و نوشتن کتاب های بیشتر مانند این.

مشاهده لینک اصلی
من در طول وحشی شب هنگام بخاطر انسداد عضلانی کمی از این را مطالعه کردم. به رغم این واقعیت که بسیاری از آنچه اتفاق می افتد به راوی، رایدر، اگر آن را در زندگی من به من رخ داده است شدیدا مزاحم - چیزهایی مانند زمان و پراکندگی فاصله، مردم نیازهای ثابت و غیر منطقی برای من، از دست رفته قرار ملاقات قرار ملاقات افرادی را که به خوبی می دانستم به رسمیت نمی شناختم - کل رمان را می دیدم که آرامش بخش بود و در واقع سخت بود. من فکر می کنم از رمان های اسحیفورو خواندن، که در حال حاضر بیشتر آنها است، این یکی نزدیک ترین در شکوه است. من اکنون به بسیاری از دنباله های عجیب و غریب موراکامی نگاه می کنم و معتقد است که موراکامی مردی فقیر Ishiguro است. بعضی از کتاب ها واقعا فوق العاده هستند، اما شما احساس می کنید که نمی خواهید آنها را بخوانید. این کتاب احساس می کند یکی از آن هاست که می تواند باشد و می خواهد آن را مرور کند. من چند ساله به آن برگشته ام و به آن بازگشته ام.

مشاهده لینک اصلی
احتمالا Ishiguros بیشتر کتاب متفرق، من این را به عنوان @ Finnegans Wake @ خود را می بینم. یک آزمایش در طرح بله، اکثر این رمان باعث خستگی کامل میشود، اما من واقعا از این موضوع لذت بردم. عجیب و غریب در حالی که من خواندن این رمان روشن، رویایی را احساس کردم، مجبور شدم ادامه دهم. من نمی دانم. من این را دوست داشتم اما نمیتوانستم انگشتم را به دلایلی برسانم. این رمان قطعا برای همه نیست اما خوشحالم که Ishiguro آن را نوشت. جالب است، اجازه دهید این را بگویم.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب تسلی ناپذیر


 کتاب سقوط آزاد
 کتاب اسطوره سیزیف
 کتاب مرد غیر قابل اعتماد
 کتاب مسئله اسپینوزا
 کتاب ولگردهای دارما
 کتاب تمثیلات